Document Type : Book Review


معرفی کتاب "دانشنامۀ مدیریت"

  • نویسندگان: علیرضا جلالی فراهانی، نینا پورابراهیمی، فاطمه آرمین­فر، خبات نسائی، مهسا قربانی بوانی.
  • ناظر علمی: دکتر سید مهدی الوانی.
  • ناشر: مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه­ریزی.
  • سال انتشار: 1402.
  • نگارنده: فاطمه ابوحمزه.

دانشنامه در معنای خاص آن، متنی است که در آن تمام و یا اکثر مطالب و مفاهیم و نظریات یک شاخۀ علم به صورت موجز و نسبتاً کامل ذکر گردیده است و مخاطب را با کلیات آن دانش آشنا می­سازد. بدین ترتیب دانشنامه­ها می­توانند دریچۀ ورود افراد علاقه­مند به علم مورد نظرشان باشند و اگر فرصت و امکان خواندن تمام نظریات و مطالب مربوطه را ندارند از این طریق به درکی کلی نائل آیند. در دانشنامه­های تخصصی یا تک دانشی اطلاعاتی کلی و فراگیر در حوزه دانشی خاص به مخاطب ارائه می­گردد و مقدمه­ای می­شود برای کشف نکات دقیق­تر و کامل­تر که خواننده در پی یافتن آنهاست.

به عبارت دیگر دانشنامه یا دایره­المعارف اثری است مرجع، حاوی اطلاعات جامع که به منظور پرکردن بخشی از خلأ معلوماتی عامه و پاسخگویی به نیاز اطلاعاتی جامعه تدوین می­شود. دانشنامه بر دو نوع است: 1)دانشنامۀ عمومی که حاوی اطلاعات مربوط به همۀ شاخه­های دانش بشری است. 2)دانشنامۀ تخصصی که به یک شاخۀ علمی اختصاص دارد. انسایکلوپدیا از نظر لغوی از دو واژۀ یونانی Enkyclious به معنای دایره یا عمومی و Paideia به معنای آموزش گرفته شده است و اثری است که آموزش عمومی را مورد توجه قرار می­دهد. در سال 1876 میلادی پطروس بستانی مارونی واژۀ دایره­المعارف را به جای انسایکلوپدیا برای کتابی بر پایۀ ترجمه­ای از امریکانا به­کار برد. دانشمندان و نویسندگان ایرانی ازجمله دکتر مصاحب و استاد بیرشک لفظ دانشنامه را برای دایره­المعارف برگزیدند. این واژه پیشتر نیز برای کتابی از ابن سینا با عنوان "دانشنامۀ علایی" به­کار رفته بود.

تفاوت اساسی دایره­المعارف با لغت­نامه در این است که لغت­نامه اساساً ناظر به لغات است درحالی­که دایره­المعارف بیشتر ناظر به اطلاعاتی در باب موضوع­های گوناگون و بحث کمابیش مختصری از آنهاست. وجه اشتراک مجموعه­های چند دانشی در این است که همگی به عنوان کتاب­های مرجع شناخته شده­اند. کتاب­هایی که افراد برای اطلاعات اجمالی به آنها مراجعه می­کنند. هدف هر دایره­المعارف­نویسی این است که اطلاعات اجمالی دربارۀ یک موضوع خاص را به خواننده عرضه کند. اطلاعاتی که در دانشنامه­ها عرضه می­شود باید دقیق، قابل اعتماد، منحصر به واقعیات بوده و خالی از هرگونه جهت­گیری و گرایشات شخصی باشد.

 با نگاهی به تاریخچۀ دانشنامه­نویسی می­توان گفت گویا چینی­ها نخستین ملتی بودند که به تألیف دانشنامه در 15 قرن پیش از میلاد پرداختند. پس از آنها یونانیان بودند که آثاری دایره­المعارف­گونه پدید آوردند. ظاهراً نخستین دانشنامه در یونان به همت سیئوسیپوس، شاگرد افلاطون در سدۀ چهارم پیش از میلاد گردآوری شد[1]. احتمالاً نخستین کسی که کوشید دانش بشر را در کتابی جمع کند پلینی بزرگ (در کتاب 37 جلدی تاریخ طبیعی) یا ارسطو بود[2]. پس از آنها هم در غرب و شرق تلاش­هایی برای این کار صورت گرفت. از جمله می­توان از کتاب "اشتقاقات" ایسیدوروس سویلی در سدۀ هفتم میلادی نام برد. در سده­های نخستین اسلامی بلافاصله پس از اولین ترجمه­های متون خارجی به عربی در بغداد، ضرورت طبقه­بندی و تنظیم معارف جدید احساس شد. دانش اقوام مغلوب بایستی با علوم اسلامی هماهنگ می­شد. همین ضرورت باعث به­وجود آمدن انواع مختلف تألیفات دایره­المعارف­­گونه شد. این کتاب­ها از اواسط قرن سوم هجری پدید آمدند. ظهور دایره­المعارف­نویسی در ایران به اوایل سدۀ 5 هجری باز­می­گردد. کتاب "مفاتیح­العلوم" ابوعبدالله خوارزمی نمونه­ای از دانشنامه است. "دانشنامۀ علایی" دانشنامه­ای است تألیف ابن سینا در پنج علم منطق، طبیعیات، هیئت، موسیقی و علم آنچه بیرون طبیعت است (علم برین). همچنین دانشنامۀ پزشکی میسری که به فارسی و به شعر سروده شده است. نخستین دانشنامه­ها به قصد مطالعه و  بررسی مستمر و توسط فردی واحد تهیه می­شد و به گونه­ای فراهم می­آمد که جنبۀ متن درسی داشته باشد. بدین سبب با دانشنامۀ امروزی که عمدتاً به عنوان مرجع به­کارمی­رود و حاصل کار گروهی است، فرق دارد.

دایره­المعارف بیانگر رشد و توسعۀ علوم و اندیشه در جامعه است. میزان دانشی که در یک دایره­المعارف می­آید متناسب است با زمان و موقعیت علمی کشوری که دایره­المعارف در آنجا تهیه و تدوین شده است. جریان دایره­المعارف­نویسی در اروپا و آمریکا با هدف جمع­آوری، طبقه­بندی و گزارش­دهی بسیار حرفه­ای و دقیق آخرین اندیشه­ها و یا آخرین دستاوردهای علمی که به نقطۀ تراکم رسیده بود، به راه افتاد. دایره­المعارف­ها این امکان را فراهم کردند که حرکت علمی در جهان ضمن نقد و پشتیبانی همدیگر، حرکت رو به جلویی را درپیش­گیرند. بنابراین تدوین دایره­المعارف­ها آن هم با مشارکت محققان برجسته از سراسر جهان همواره نقش مهمی در توسعۀ علم ایفا می­کند. برخلاف برخی تصورات اولیه، اهمیت دایره­المعارف­ها فقط به جهت آنکه منابعی برای یادگیری هستند، نبوده و نیست. یکی از فوائد بسیار مهم دایره­المعارف­ها ثبت تغییرات علم و فناوری است. در واقع آراء و جهان­نگری یک نسل خاص را می­توان در دایره­المعارف­نویسی آن زمان مشاهده کرد. فایدۀ دیگر دایره­المعارف­ها، نقش منحصر به فرد دیگری است که در ارائه فهرست­هایی بزرگ و دقیق از اتصالات قلمداد برعهده دارند. این فهرست­ها، روابط منطقی بین موضوعات را به دقت نشان می­دهند که تأثیر بسزایی در رشد و تکامل علم دارد.

در تاریخ علم و فرهنگ و تمدن، دانشنامه­ها همواره مهم­ترین ابزار ثبت و ضبط اطلاعات محسوب شده­اند. بی­تردید با هدفمند کردن نقش دانشنامه­ها در پیوند با اهداف پژوهشگاه­ها و دانشگاه­ها، از این ظرفیت می­توان بسیار بهره جست. در تمام حوزه­های علمی، بهره­گیری از دانشنامه­ها نقطۀ آغاز پژوهش محسوب می­شود. از دیگر سو مقالات دانشنامه­ای توسط باتجربه­ترین و برجسته­ترین اساتید به نگارش درمی­آید. در این مفهوم، دانشنامه­ها هم نقطۀ آغاز پژوهش و هم اوج و اعتلای آن هستند. از آنجا که در نگارش مقالات دانشنامه­ها از اساتیدی با تخصص­های مختلف بهره گرفته می­شود، می­توان گفت دانشنامه­ها عرصۀ گفتمان بین­رشته­ای را فراهم می­آورند که جنبۀ مکتوب آن در تدوین دانشنامه­ها مشهود است و شبکۀ تعاملات آن در شوراهای علمی دانشنامه­ها خود را می­نمایانند.  

دسته­بندی و نظم­بخشی به علوم و فناوری و جمع­آوری اطلاعات از زمان­های دور تا به امروز در جنبه­های مختلف برای رسیدن به پیشرفت­های بیشتر به غیر از سرمایه­گذاری حائز اهمیت است. یکی از اصلی­ترین روش­های دستیابی به چنین هدفی، نگارش دانشنامه­های مختلف در زمینۀ اطلاعات عمومی و نیز دانش تخصصی است. بشر نیاز به داشتن چنین دانشنامه­هایی را از زمان­های بسیار دور حس می­کرد و آنها را منابع اصلی در هر تحقیق و پژوهشی می­دانست. از این­رو توجه به تولید دانشنامه­های مختلف و با سرعتی متناسب با سرعت رشد و پیشرفت علم و فناوری نقش بسیار مهمی دارد. دانشنامه ابزار تسهیل­کننده برای ورود به علم و تحقیق در دانشنامه­های تخصصی و به­دست دادن اطلاعات لازم و نخستین در دانشنامه­های عمومی است. به­طور کلی دانشنامه­ها محصول اطلاعات انباشته و متراکم است. اگر در حوزه­ای اطلاعات به میزان کافی نباشد یا اطلاعات متراکم نشده باشد، به منابع مرجع هم نیازی نیست. این منابع زمانی به­کارمی­آیند که به یافتن اطلاعات از میان انبوه اطلاعات متراکم کمک کنند.

دانشنامه­ها را می­توان در حکم "معیار بسط" فرهنگی و آینۀ رشد و توسعۀ علوم و تفکر حاکم بر جامعه دانست. در هر جامعه­ای تعداد دانشنامه­ها و میزان بهره­گیری از آنها نشان می­دهد که آن جامعه تا چه میزان از گرمی و تحرک و پویایی بهره دارد یا سرد و افسرده و بی­جان است. جامعه­ای که کنجکاو و پرسشگر نیست یا برای هر پرسشی پاسخی از پیش آماده دارد، راکد و مرده است و البته نیازی هم به منابع مرجع ازجمله دانشنامه­ها ندارد. هر چقدر دانش در جامعه­ای رشد پیدا کند و شعب علوم بیشتر شود به همان نسبت بازار تدوین، تهیه و انتشار دانشنامه­های تخصصی هم بیشتر می­شود. از این­رو میزان دانشی که در یک دانشنامه می­آید متناسب است با زمان و موقعیت علمی کشوری است که دانشنامه در آن تهیه و تدوین شده است.

اولین بحث در اهمیت دایره­المعارف­ها این است که در دورۀ معاصر به دلیل کمبود زمان و به دلیل کم­حوصلگی مخاطبان امروزی و حجم بالای مجهولات انسان، دایره­المعارف­ها مهم می­شوند. یکی از ویژگی­های دایره­المعارف نیز موجزنگاری است که می­تواند حجم بالای اطلاعات را دراختیار خواننده قرار دهد. دومین اهمیت نیز رقابت اطلاعاتی پایگاه­های علمی در کوتاه­گویی است یعنی بتوانید حجم بالای اطلاعات را در قالب کم­ترین الفاظ دراختیار مخاطب قرار دهید. مخصوصاً با کمبود زمان مخاطب، همین کم شدن حجم عامل اهمیت دایره­المعارف می­شود. همچنین از دیگر مباحث، اعتبار و جایگاه مناسب آنها است. اصل دایره­المعارف این­طور است که عموماً متخصصان آن فن، آن را تألیف می­کنند. اگر دایره­المعارف­های غربی را ببینید کم­تر داریم که مدخل­ها، مؤلف مشترک داشته باشند و یک مؤلف چند مدخل را نوشته باشد، مگر اینکه واقعاً متخصص باشد. از این جهت که واقعاً متخصص آن فن است و وقتی متخصص حرفی را می­زند خود این مسئله موجب اعتبار محتوا می­شود. بحث بعدی در مورد اهمیت این است که دایره­المعارف، نخستین مرجع محققان است. برخی از اساتید که می­خواهند دانشجو را راهنمایی کنند، اولین ارجاع آنها به دایره­المعارف­هاست چون این خصوصیت، خاص مقالات دایره­المعارفی است که ادبیات آن مفهوم را دراختیار محقق قرار می­دهد و با دسته­بندی منظم و اختصارگویی این کار را می­کند. بحث بعدی نیز موجز، علمی، روش­مند و معتبر بودن آنها است که به عنوان یک منبع تحقیقی و مرجع، اهمیتش را دوچندان می­کند.

نظام­مند بودن دایره­المعارف­ها نیز خود سه مؤلفه را پوشش می­دهد. نخست رویکرد تاریخی است که دایره­المعارف­ها را به عنوان یک محصول نظام­مند عرضه می­کنند یعنی شما می­توانید از آن موضوعی که به­صورت مدخل تدوین می­شود، یک تصویر تاریخی داشته باشید، می­توانید تطورات مفهومی آن موضوع را به­دست آورید که چه زمانی شکل گرفته است و در دوره­های مختلف چه سرگذشت­هایی را پشت سر گذاشته است و کم­رنگ و پررنگ شدن­ها را می­توانید ببینید. یک تصویر واقعی منطبق با واقعیت بیرونی و تاریخی را می­توانید پیش روی خواننده قرار دهید. دومین مؤلفه، ساختار منطقی است. از آنجا که مقالات دایره­المعارفی موجز هستند لذا مؤلف مدخل نمی­تواند به حاشیه برود. هر آنچه می­آورد باید منطقی برای دفاع از آن داشته باشد. مؤلفۀ سوم نیز بیان موجز است که تلخیص و اختصار در مقالات یک مؤلفۀ ویژه است.

دکتر عبدالحمید نظری یکی از مؤلفان مجموعۀ 5 جلدی "جغرافیای جامع ایران" دانشنامه­ها را پیش­نیازی برای برنامه­ریزی توسعۀ بلندمدت دانست و تأکید کرد این آثار می­توانند ترسیم­گر چشم­انداز آتی ایران باشند. در تألیفاتی که به لحاظ شیوۀ نگارش ماهیت دایره­المعارفی دارند، اثر تألیف شده باید آنچنان جامع، کامل و درعین­حال مجمل باشد که بتواند علاوه بر تأمین نیازهای عموم جامعه، نیازهای متخصصان برنامه­ریزی توسعه آن سرزمین را که در حوزه­های علمی مختلف فعال هستند، نیز فراهم سازد. بنابراین چنین تألیفاتی لازم است ضمن رعایت اصول علمی تمام ویژگی­های جغرافیایی یک سرزمین را که در برنامه­ریزی توسعۀ بلندمدت و ترسیم چشم­انداز آتی آن نقش دارند، معرفی کند.

دبیر علمی دانشنامۀ پزشکی، دکتر علی احسان حیدری دسترسی به اطلاعات بهداشتی و پزشکی را در شکل­گیری روش و سبک زندگی، مؤثر می­داند. او براین باور است که این اطلاعات در تأمین و ارتقاء سطح سلامتی دخالت دارد. دانشنامۀ پزشکی اطلاعات گسترده­ای در زمینه­های مختلف علوم پزشکی و بهداشتی ارائه می­کند اما درعین­حال جایگزین تشخیص و مراجعه به پزشک نیست. هدف صرفاً فراهم کردن اطلاعات شفاف و واضح با ساختاری منسجم برای مخاطبان است.

دکتر محسن طباطبایی یکی از مؤلفان دانشنامۀ اقتصاد و مالیۀ شهری است. وی در مورد این بحث چنین اظهار نظر می­کند که امروزه نقش بنیادین دانشنامه­های آموزشی مختلف در توسعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به ویژه مدیریتی بر کسی پوشیده نیست و می­توان گفت که کلید توسعه­یافتگی هر نظام اجتماعی به­ویژه اجتماعات شهری بر پایۀ استفاده از منابع معتبر آموزشی آن نظام قرار دارد. یکی از منابع مورد نظر در رشد و توسعه، توسعۀ منابع انسانی است که در این راستا دانشنامه­های مختلف فرهنگی، علمی، کاربردی، تاریخی و ... نقش بارزی دارند به­ویژه اینکه در عصر حاضر، شهرها محل زیست سهم عمده جمعیت بشری می­باشند. از اولویت­های هر مدیریت شهری، شناسایی و بازتعریف واژگان مورد نیاز تعاملات بشری شهروندان است. بدین جهت و در زمینۀ توسعه منابع شهری و شهروندان، تألیف دانشنامه مدیریت شهری نقش برجسته­ای می­یابد. در همین راستا می­توان گفت این دانشنامه دربرگیرنده یافته­های علمی و تجربی است که در حوزه­های مختلف تحقیقی و آموزشی به کمک پژوهشگران شهری به­ویژه کارشناسان حوزه اقتصاد و مالیه شهری می­آید.

نظر دکتر عیسی کلانتری دربارۀ دانشنامۀ کشاورزی چنین است که دایره­المعارف بیشترین سهم را در اطلاع­رسانی صحیح و به موقع برعهده دارد چرا که گسترۀ اطلاعات و تحقیقات مطروحه در آن بسیار وسیع بوده و از اعتبار، دقت و صحت بالایی برخوردار است و می­تواند به عنوان یک کتاب مرجع مورد استفادۀ عموم علاقه­مندان قرارگیرد. بدون شک بهره­برداری صحیح اساتید، کارشناسان، دانشجویان و کلیۀ دست­اندرکاران امر کشاورزی از این مجموعۀ ارزشمند می­تواند در جنبه­های گوناگون علمی-عملی، نظری-کاربردی و ابعاد خرد و کلان موجب تحکیم و تقویت بخش کشاورزی و در نتیجه بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی کشور شود.

و اما دانشنامۀ مدیریت در پاسخ به ضرورتی که در این رشته وجود داشته، تدوین گردیده است. اصولاً همان­گونه که اشاره شد یکی از ابزارهای لازم برای هر رشتۀ علمی وجود مبنائی برای تعاریف اولیه و بنیادین برای هر اصطلاح و واژه­ای است که در آن رشته به­کار می­آید. چه بسا اختلافات و سوء تفاهمات در رشتۀ مدیریت که به دلیل فقدان یک تعریف به­طور نسبی قابل قبول اکثر اهل رشته پیش می­آید، با وجود این فرهنگ رفع گردد. واژگانی مانند حکمرانی، پارادایم، رهبری، خط مشی عمومی، سیاست سازمانی، استراتژی دارای تعاریف گوناگونی از سوی نظریه­پردازان و جویندگان رشته مدیریت می­باشد که این خود موجد ناهماهنگی در ارتباطات میان اصحاب رشتۀ مدیریت و رابطۀ این رشته با سایر رشته­ها می­گردد.

اثری مانند این فرهنگ امکانی را فراهم آورده تا تعاریف مختلف یک واژه مطرح شده و خواننده با آگاهی از این تفاوت­ها و اینکه هر کدام از این تعاریف متعلق به چه مکتب فکری و چه نظریه­­پردازی است، با روشنی بتواند به کنه مطلب پی ببرد و در ارتباط درون­رشته­ای و میان­رشته­ای درک درستی از مطالب داشته باشد. شاید گروهی براین باور باشند که امروزه با مراجعه به اینترنت و گنجینه­های اطلاعاتی موجود در آن معنی و مفهوم هر واژه و اصطلاحی را بتوان به­دست آورد اما غالباً این دانشنامه­ها هستند که با کنار هم نهادن این مفاهیم به مخاطب قدرت انتخاب و نوعی درک فراگیر از مطلب را ارزانی می­دارند. به عبارت دیگر دانشنامه­ها محل تضارب آراء و نظرات در مورد واژگان و اصطلاحات علمی است و از دل این نگاه نقادانه و صرافانه، درکی کامل­تر و تصویری روشن­تر از موضوع به­دست می­آید. بدین ترتیب ضرورت تدوین دانشنامه­ها در هر رشته­ای نه صرفاً برای طرح معنای لغوی و موضوعی، بلکه برای تبیین و تشریح و نقد آنها ضرورت دارد و در هر رشته­ای باید این نوع منابع تهیه شده و دائماً به­روز گردند تا موجب ترویج مطالب علمی در جامعه کاربران گردد. البته اگر فرهنگ­های موضوعی و دانشنامه­ها در رسانه­های جمعی قرار گرفته و در اختیار علاقه­مندان باشند، مسلماً گام مهمی است اما اینکه اینترنت پاسخ همۀ سؤالات را دارد، رافع این مسئولیت نیست که ما به وجود آن بسنده کنیم. دانشنامه­های آزاد که از همه برای تکمیل دانش رشته­ها بهره می­گیرد، آن خلوص و اعتبار و صحت علمی که از جامعۀ علمی انتظار می­رود، برآورده نمی­سازد و این مهم موضوع دیگری است که تدوین دانشنامه­ها به­وسیلۀ اصحاب علمی همان رشته را در کنار دانشنامه­های آزاد ضروری و لازم می­سازد.      

دانشنامۀ مدیریت که علمی بین­ رشته­ای محسوب می­شود، دربرگیرنده واژگان و اصطلاحاتی از شاخه­های مختلف علوم انسانی و اجتماعی مانند فلسفه، روان­شناسی، علوم رایانه، جامعه­شناسی، علوم سیاسی و تاریخ است. در متون پرشمار مدیریت تعریف واضح و منسجمی از این واژگان و اصطلاحات ارائه نشده است و هر متخصصی واژگان را با نظر و سلیقۀ خود تعریف کرده و به­کاربرده است، که این تعدد و تنوع برای بهره­برداران از منابع مدیریت مشکلاتی را ایجاد کرده است و این مسئله وجود دانشنامه­ای را به عنوان منبع فراگیر و زبان مشترک برای همۀ کسانی که با مبحث مدیریت سروکار دارند، الزامی ساخته است. طی این سال­ها چند فرهنگ لغت رشتۀ مدیریت انتشار یافته که از جامعیت کافی برخوردار نیستند. این مسئله پدیدآورندگان اثر حاضر را برآن داشته تا مدخل­های توصیفی کوتاهی در زمینۀ اصطلاحات و واژگان مدیریت تدوین کرده و مفاهیم، شیوه­ها، نظریه­های فعلی و زمینه­های کاربردی رشتۀ مدیریت را به مخاطبان عرضه کنند. این دانشنامه، مرجعی الفبایی است که نگارندگان آن در هر مدخل به بیان جامعی از مفاهیم مدیریت پرداخته­اند و مخاطبان با بهره­گیری از آن می­توانند به درک عمیقی از حوزه­های مختلف رشتۀ مدیریت نائل گردند. این دانشنامه عمدتاً براساس ویرایش هشتم کتاب "دایره­المعارف مدیریت" شکل گرفت. کتاب "دایره­المعارف مدیریت" یکی از جامع­ترین منابع در عرصۀ مدیریت است که در سال 2019 منتشر شده است. هرچند این کتاب کاستی­هایی نیز داشت که عبارت­اند از: 1)مطالب این کتاب برای مخاطب آمریکایی نوشته شده است. برخی از مطالب آن برای فارسی­زبان­ها به­خوبی رسانای مقصود نیست. 2)گروهی از نویسندگان کار تدوین آن را برعهده داشتند به همین خاطر این اثر، وحدت رویه­ای از نظر حجم و عمق پرداختن به موضوعات را ندارد. 3)موضوعات یکسان در زیرمدخل­های متعدد تکرار شده که این مسئله به خاطر تعدد نویسندگان و غفلت ویراستار بوده است. پدیدآورندگان "دانشنامۀ مدیریت" به این نقائص کتاب "دایره­المعارف مدیریت" توجه نموده و تلاش کردند تا ایرادات را در نسخۀ خود رفع کنند. همچنین با بررسی مدخل­های اثر مورد نظر به این نتیجه رسیدند که بعضی مفاهیم در آن موجود نیست. از این­رو تعدادی مدخل جدید افزودند تا اثرشان جامع باشد. کتاب "دانشنامۀ مدیریت" با نظارت دکتر سید مهدی الوانی توسط جمعی از اساتید دانشگاه (دکتر علیرضا جلالی فراهانی، دکتر نینا پورابراهیمی، دکتر فاطمه آرمین­فر، دکتر خبات نسائی و دکتر مهسا قربانی بوانی) جمع­آوری و تدوین شده است. مؤسسۀ عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه­ریزی در سال 1402 برای نخستین بار این اثر را در 300 نسخه منتشر نموده است. این کتاب در 1141 صفحه چاپ شد. دارای 2 فهرست الفبایی یکی برای مدخل­ها (معادل انگلیسی هر مدخل هم آمده است) و دیگری برای زیرمدخل­ها است. این جداسازی به خواننده کمک می­کند تا مفهوم مورد نظر خود را به راحتی بیابد. همراه­سازی معادل­ انگلیسی نیز به یافتن اصطلاحات انگلیسی متون مدیریت و درک بهتر آنها کمک می­کند. این کتاب اثر ارزشمندی است که مدرسان، دانشجویان، پژوهشگران، مدیران و تمام افرادی که با موضوع مدیریت به طور نظری و عملی در ارتباط هستند، می­توانند با ارجاع به آن اطلاعات مورد نیاز خود را به­دست آورند.

کمبودهایی که در این مجموعه به­نظر می­رسد نداشتن نمایه، فهرست الفبائی انگلیسی و نحوۀ استفاده کاربران است که ان­شاءالله در چاپ­­های بعدی رفع می­گردد. نکته مهم در مورد دانشنامه­ها به­روزکردن آنهاست زیرا واژگان و اصطلاحات هر علمی در طول زمان دستخوش تحولات بیشمار شده و باید این تغییرات در دانشنامه­ها بازتاب پیدا کند. برخط شدن دانشنامه­ها این امر را سهل و امکان­پذیر می­سازد و شاید ارائه نسخه برخط این دانشنامه مدیریت بتواند دسترسی آسان­تر علاقه­مندان به این اثر را ممکن سازد.

 

[1]  رفیعی، علی، تاریخچه‌ دایره‌المعارف‌نویسی در جهان.

[2]  دایره­المعارف مصاحب.

 

Volume 5, Issue 9 - Serial Number 9
Humanities
Volume 5, Spring & Summer 2024, No.9
September 2024
Pages 149-156