نوع مقاله : مرور و نقد کتاب
معرفی کتاب "دانشنامۀ مدیریت"

دانشنامه در معنای خاص آن، متنی است که در آن تمام و یا اکثر مطالب و مفاهیم و نظریات یک شاخۀ علم به صورت موجز و نسبتاً کامل ذکر گردیده است و مخاطب را با کلیات آن دانش آشنا میسازد. بدین ترتیب دانشنامهها میتوانند دریچۀ ورود افراد علاقهمند به علم مورد نظرشان باشند و اگر فرصت و امکان خواندن تمام نظریات و مطالب مربوطه را ندارند از این طریق به درکی کلی نائل آیند. در دانشنامههای تخصصی یا تک دانشی اطلاعاتی کلی و فراگیر در حوزه دانشی خاص به مخاطب ارائه میگردد و مقدمهای میشود برای کشف نکات دقیقتر و کاملتر که خواننده در پی یافتن آنهاست.
به عبارت دیگر دانشنامه یا دایرهالمعارف اثری است مرجع، حاوی اطلاعات جامع که به منظور پرکردن بخشی از خلأ معلوماتی عامه و پاسخگویی به نیاز اطلاعاتی جامعه تدوین میشود. دانشنامه بر دو نوع است: 1)دانشنامۀ عمومی که حاوی اطلاعات مربوط به همۀ شاخههای دانش بشری است. 2)دانشنامۀ تخصصی که به یک شاخۀ علمی اختصاص دارد. انسایکلوپدیا از نظر لغوی از دو واژۀ یونانی Enkyclious به معنای دایره یا عمومی و Paideia به معنای آموزش گرفته شده است و اثری است که آموزش عمومی را مورد توجه قرار میدهد. در سال 1876 میلادی پطروس بستانی مارونی واژۀ دایرهالمعارف را به جای انسایکلوپدیا برای کتابی بر پایۀ ترجمهای از امریکانا بهکار برد. دانشمندان و نویسندگان ایرانی ازجمله دکتر مصاحب و استاد بیرشک لفظ دانشنامه را برای دایرهالمعارف برگزیدند. این واژه پیشتر نیز برای کتابی از ابن سینا با عنوان "دانشنامۀ علایی" بهکار رفته بود.
تفاوت اساسی دایرهالمعارف با لغتنامه در این است که لغتنامه اساساً ناظر به لغات است درحالیکه دایرهالمعارف بیشتر ناظر به اطلاعاتی در باب موضوعهای گوناگون و بحث کمابیش مختصری از آنهاست. وجه اشتراک مجموعههای چند دانشی در این است که همگی به عنوان کتابهای مرجع شناخته شدهاند. کتابهایی که افراد برای اطلاعات اجمالی به آنها مراجعه میکنند. هدف هر دایرهالمعارفنویسی این است که اطلاعات اجمالی دربارۀ یک موضوع خاص را به خواننده عرضه کند. اطلاعاتی که در دانشنامهها عرضه میشود باید دقیق، قابل اعتماد، منحصر به واقعیات بوده و خالی از هرگونه جهتگیری و گرایشات شخصی باشد.
با نگاهی به تاریخچۀ دانشنامهنویسی میتوان گفت گویا چینیها نخستین ملتی بودند که به تألیف دانشنامه در 15 قرن پیش از میلاد پرداختند. پس از آنها یونانیان بودند که آثاری دایرهالمعارفگونه پدید آوردند. ظاهراً نخستین دانشنامه در یونان به همت سیئوسیپوس، شاگرد افلاطون در سدۀ چهارم پیش از میلاد گردآوری شد[1]. احتمالاً نخستین کسی که کوشید دانش بشر را در کتابی جمع کند پلینی بزرگ (در کتاب 37 جلدی تاریخ طبیعی) یا ارسطو بود[2]. پس از آنها هم در غرب و شرق تلاشهایی برای این کار صورت گرفت. از جمله میتوان از کتاب "اشتقاقات" ایسیدوروس سویلی در سدۀ هفتم میلادی نام برد. در سدههای نخستین اسلامی بلافاصله پس از اولین ترجمههای متون خارجی به عربی در بغداد، ضرورت طبقهبندی و تنظیم معارف جدید احساس شد. دانش اقوام مغلوب بایستی با علوم اسلامی هماهنگ میشد. همین ضرورت باعث بهوجود آمدن انواع مختلف تألیفات دایرهالمعارفگونه شد. این کتابها از اواسط قرن سوم هجری پدید آمدند. ظهور دایرهالمعارفنویسی در ایران به اوایل سدۀ 5 هجری بازمیگردد. کتاب "مفاتیحالعلوم" ابوعبدالله خوارزمی نمونهای از دانشنامه است. "دانشنامۀ علایی" دانشنامهای است تألیف ابن سینا در پنج علم منطق، طبیعیات، هیئت، موسیقی و علم آنچه بیرون طبیعت است (علم برین). همچنین دانشنامۀ پزشکی میسری که به فارسی و به شعر سروده شده است. نخستین دانشنامهها به قصد مطالعه و بررسی مستمر و توسط فردی واحد تهیه میشد و به گونهای فراهم میآمد که جنبۀ متن درسی داشته باشد. بدین سبب با دانشنامۀ امروزی که عمدتاً به عنوان مرجع بهکارمیرود و حاصل کار گروهی است، فرق دارد.
دایرهالمعارف بیانگر رشد و توسعۀ علوم و اندیشه در جامعه است. میزان دانشی که در یک دایرهالمعارف میآید متناسب است با زمان و موقعیت علمی کشوری که دایرهالمعارف در آنجا تهیه و تدوین شده است. جریان دایرهالمعارفنویسی در اروپا و آمریکا با هدف جمعآوری، طبقهبندی و گزارشدهی بسیار حرفهای و دقیق آخرین اندیشهها و یا آخرین دستاوردهای علمی که به نقطۀ تراکم رسیده بود، به راه افتاد. دایرهالمعارفها این امکان را فراهم کردند که حرکت علمی در جهان ضمن نقد و پشتیبانی همدیگر، حرکت رو به جلویی را درپیشگیرند. بنابراین تدوین دایرهالمعارفها آن هم با مشارکت محققان برجسته از سراسر جهان همواره نقش مهمی در توسعۀ علم ایفا میکند. برخلاف برخی تصورات اولیه، اهمیت دایرهالمعارفها فقط به جهت آنکه منابعی برای یادگیری هستند، نبوده و نیست. یکی از فوائد بسیار مهم دایرهالمعارفها ثبت تغییرات علم و فناوری است. در واقع آراء و جهاننگری یک نسل خاص را میتوان در دایرهالمعارفنویسی آن زمان مشاهده کرد. فایدۀ دیگر دایرهالمعارفها، نقش منحصر به فرد دیگری است که در ارائه فهرستهایی بزرگ و دقیق از اتصالات قلمداد برعهده دارند. این فهرستها، روابط منطقی بین موضوعات را به دقت نشان میدهند که تأثیر بسزایی در رشد و تکامل علم دارد.
در تاریخ علم و فرهنگ و تمدن، دانشنامهها همواره مهمترین ابزار ثبت و ضبط اطلاعات محسوب شدهاند. بیتردید با هدفمند کردن نقش دانشنامهها در پیوند با اهداف پژوهشگاهها و دانشگاهها، از این ظرفیت میتوان بسیار بهره جست. در تمام حوزههای علمی، بهرهگیری از دانشنامهها نقطۀ آغاز پژوهش محسوب میشود. از دیگر سو مقالات دانشنامهای توسط باتجربهترین و برجستهترین اساتید به نگارش درمیآید. در این مفهوم، دانشنامهها هم نقطۀ آغاز پژوهش و هم اوج و اعتلای آن هستند. از آنجا که در نگارش مقالات دانشنامهها از اساتیدی با تخصصهای مختلف بهره گرفته میشود، میتوان گفت دانشنامهها عرصۀ گفتمان بینرشتهای را فراهم میآورند که جنبۀ مکتوب آن در تدوین دانشنامهها مشهود است و شبکۀ تعاملات آن در شوراهای علمی دانشنامهها خود را مینمایانند.
دستهبندی و نظمبخشی به علوم و فناوری و جمعآوری اطلاعات از زمانهای دور تا به امروز در جنبههای مختلف برای رسیدن به پیشرفتهای بیشتر به غیر از سرمایهگذاری حائز اهمیت است. یکی از اصلیترین روشهای دستیابی به چنین هدفی، نگارش دانشنامههای مختلف در زمینۀ اطلاعات عمومی و نیز دانش تخصصی است. بشر نیاز به داشتن چنین دانشنامههایی را از زمانهای بسیار دور حس میکرد و آنها را منابع اصلی در هر تحقیق و پژوهشی میدانست. از اینرو توجه به تولید دانشنامههای مختلف و با سرعتی متناسب با سرعت رشد و پیشرفت علم و فناوری نقش بسیار مهمی دارد. دانشنامه ابزار تسهیلکننده برای ورود به علم و تحقیق در دانشنامههای تخصصی و بهدست دادن اطلاعات لازم و نخستین در دانشنامههای عمومی است. بهطور کلی دانشنامهها محصول اطلاعات انباشته و متراکم است. اگر در حوزهای اطلاعات به میزان کافی نباشد یا اطلاعات متراکم نشده باشد، به منابع مرجع هم نیازی نیست. این منابع زمانی بهکارمیآیند که به یافتن اطلاعات از میان انبوه اطلاعات متراکم کمک کنند.
دانشنامهها را میتوان در حکم "معیار بسط" فرهنگی و آینۀ رشد و توسعۀ علوم و تفکر حاکم بر جامعه دانست. در هر جامعهای تعداد دانشنامهها و میزان بهرهگیری از آنها نشان میدهد که آن جامعه تا چه میزان از گرمی و تحرک و پویایی بهره دارد یا سرد و افسرده و بیجان است. جامعهای که کنجکاو و پرسشگر نیست یا برای هر پرسشی پاسخی از پیش آماده دارد، راکد و مرده است و البته نیازی هم به منابع مرجع ازجمله دانشنامهها ندارد. هر چقدر دانش در جامعهای رشد پیدا کند و شعب علوم بیشتر شود به همان نسبت بازار تدوین، تهیه و انتشار دانشنامههای تخصصی هم بیشتر میشود. از اینرو میزان دانشی که در یک دانشنامه میآید متناسب است با زمان و موقعیت علمی کشوری است که دانشنامه در آن تهیه و تدوین شده است.
اولین بحث در اهمیت دایرهالمعارفها این است که در دورۀ معاصر به دلیل کمبود زمان و به دلیل کمحوصلگی مخاطبان امروزی و حجم بالای مجهولات انسان، دایرهالمعارفها مهم میشوند. یکی از ویژگیهای دایرهالمعارف نیز موجزنگاری است که میتواند حجم بالای اطلاعات را دراختیار خواننده قرار دهد. دومین اهمیت نیز رقابت اطلاعاتی پایگاههای علمی در کوتاهگویی است یعنی بتوانید حجم بالای اطلاعات را در قالب کمترین الفاظ دراختیار مخاطب قرار دهید. مخصوصاً با کمبود زمان مخاطب، همین کم شدن حجم عامل اهمیت دایرهالمعارف میشود. همچنین از دیگر مباحث، اعتبار و جایگاه مناسب آنها است. اصل دایرهالمعارف اینطور است که عموماً متخصصان آن فن، آن را تألیف میکنند. اگر دایرهالمعارفهای غربی را ببینید کمتر داریم که مدخلها، مؤلف مشترک داشته باشند و یک مؤلف چند مدخل را نوشته باشد، مگر اینکه واقعاً متخصص باشد. از این جهت که واقعاً متخصص آن فن است و وقتی متخصص حرفی را میزند خود این مسئله موجب اعتبار محتوا میشود. بحث بعدی در مورد اهمیت این است که دایرهالمعارف، نخستین مرجع محققان است. برخی از اساتید که میخواهند دانشجو را راهنمایی کنند، اولین ارجاع آنها به دایرهالمعارفهاست چون این خصوصیت، خاص مقالات دایرهالمعارفی است که ادبیات آن مفهوم را دراختیار محقق قرار میدهد و با دستهبندی منظم و اختصارگویی این کار را میکند. بحث بعدی نیز موجز، علمی، روشمند و معتبر بودن آنها است که به عنوان یک منبع تحقیقی و مرجع، اهمیتش را دوچندان میکند.
نظاممند بودن دایرهالمعارفها نیز خود سه مؤلفه را پوشش میدهد. نخست رویکرد تاریخی است که دایرهالمعارفها را به عنوان یک محصول نظاممند عرضه میکنند یعنی شما میتوانید از آن موضوعی که بهصورت مدخل تدوین میشود، یک تصویر تاریخی داشته باشید، میتوانید تطورات مفهومی آن موضوع را بهدست آورید که چه زمانی شکل گرفته است و در دورههای مختلف چه سرگذشتهایی را پشت سر گذاشته است و کمرنگ و پررنگ شدنها را میتوانید ببینید. یک تصویر واقعی منطبق با واقعیت بیرونی و تاریخی را میتوانید پیش روی خواننده قرار دهید. دومین مؤلفه، ساختار منطقی است. از آنجا که مقالات دایرهالمعارفی موجز هستند لذا مؤلف مدخل نمیتواند به حاشیه برود. هر آنچه میآورد باید منطقی برای دفاع از آن داشته باشد. مؤلفۀ سوم نیز بیان موجز است که تلخیص و اختصار در مقالات یک مؤلفۀ ویژه است.
دکتر عبدالحمید نظری یکی از مؤلفان مجموعۀ 5 جلدی "جغرافیای جامع ایران" دانشنامهها را پیشنیازی برای برنامهریزی توسعۀ بلندمدت دانست و تأکید کرد این آثار میتوانند ترسیمگر چشمانداز آتی ایران باشند. در تألیفاتی که به لحاظ شیوۀ نگارش ماهیت دایرهالمعارفی دارند، اثر تألیف شده باید آنچنان جامع، کامل و درعینحال مجمل باشد که بتواند علاوه بر تأمین نیازهای عموم جامعه، نیازهای متخصصان برنامهریزی توسعه آن سرزمین را که در حوزههای علمی مختلف فعال هستند، نیز فراهم سازد. بنابراین چنین تألیفاتی لازم است ضمن رعایت اصول علمی تمام ویژگیهای جغرافیایی یک سرزمین را که در برنامهریزی توسعۀ بلندمدت و ترسیم چشمانداز آتی آن نقش دارند، معرفی کند.
دبیر علمی دانشنامۀ پزشکی، دکتر علی احسان حیدری دسترسی به اطلاعات بهداشتی و پزشکی را در شکلگیری روش و سبک زندگی، مؤثر میداند. او براین باور است که این اطلاعات در تأمین و ارتقاء سطح سلامتی دخالت دارد. دانشنامۀ پزشکی اطلاعات گستردهای در زمینههای مختلف علوم پزشکی و بهداشتی ارائه میکند اما درعینحال جایگزین تشخیص و مراجعه به پزشک نیست. هدف صرفاً فراهم کردن اطلاعات شفاف و واضح با ساختاری منسجم برای مخاطبان است.
دکتر محسن طباطبایی یکی از مؤلفان دانشنامۀ اقتصاد و مالیۀ شهری است. وی در مورد این بحث چنین اظهار نظر میکند که امروزه نقش بنیادین دانشنامههای آموزشی مختلف در توسعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به ویژه مدیریتی بر کسی پوشیده نیست و میتوان گفت که کلید توسعهیافتگی هر نظام اجتماعی بهویژه اجتماعات شهری بر پایۀ استفاده از منابع معتبر آموزشی آن نظام قرار دارد. یکی از منابع مورد نظر در رشد و توسعه، توسعۀ منابع انسانی است که در این راستا دانشنامههای مختلف فرهنگی، علمی، کاربردی، تاریخی و ... نقش بارزی دارند بهویژه اینکه در عصر حاضر، شهرها محل زیست سهم عمده جمعیت بشری میباشند. از اولویتهای هر مدیریت شهری، شناسایی و بازتعریف واژگان مورد نیاز تعاملات بشری شهروندان است. بدین جهت و در زمینۀ توسعه منابع شهری و شهروندان، تألیف دانشنامه مدیریت شهری نقش برجستهای مییابد. در همین راستا میتوان گفت این دانشنامه دربرگیرنده یافتههای علمی و تجربی است که در حوزههای مختلف تحقیقی و آموزشی به کمک پژوهشگران شهری بهویژه کارشناسان حوزه اقتصاد و مالیه شهری میآید.
نظر دکتر عیسی کلانتری دربارۀ دانشنامۀ کشاورزی چنین است که دایرهالمعارف بیشترین سهم را در اطلاعرسانی صحیح و به موقع برعهده دارد چرا که گسترۀ اطلاعات و تحقیقات مطروحه در آن بسیار وسیع بوده و از اعتبار، دقت و صحت بالایی برخوردار است و میتواند به عنوان یک کتاب مرجع مورد استفادۀ عموم علاقهمندان قرارگیرد. بدون شک بهرهبرداری صحیح اساتید، کارشناسان، دانشجویان و کلیۀ دستاندرکاران امر کشاورزی از این مجموعۀ ارزشمند میتواند در جنبههای گوناگون علمی-عملی، نظری-کاربردی و ابعاد خرد و کلان موجب تحکیم و تقویت بخش کشاورزی و در نتیجه بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی کشور شود.
و اما دانشنامۀ مدیریت در پاسخ به ضرورتی که در این رشته وجود داشته، تدوین گردیده است. اصولاً همانگونه که اشاره شد یکی از ابزارهای لازم برای هر رشتۀ علمی وجود مبنائی برای تعاریف اولیه و بنیادین برای هر اصطلاح و واژهای است که در آن رشته بهکار میآید. چه بسا اختلافات و سوء تفاهمات در رشتۀ مدیریت که به دلیل فقدان یک تعریف بهطور نسبی قابل قبول اکثر اهل رشته پیش میآید، با وجود این فرهنگ رفع گردد. واژگانی مانند حکمرانی، پارادایم، رهبری، خط مشی عمومی، سیاست سازمانی، استراتژی دارای تعاریف گوناگونی از سوی نظریهپردازان و جویندگان رشته مدیریت میباشد که این خود موجد ناهماهنگی در ارتباطات میان اصحاب رشتۀ مدیریت و رابطۀ این رشته با سایر رشتهها میگردد.
اثری مانند این فرهنگ امکانی را فراهم آورده تا تعاریف مختلف یک واژه مطرح شده و خواننده با آگاهی از این تفاوتها و اینکه هر کدام از این تعاریف متعلق به چه مکتب فکری و چه نظریهپردازی است، با روشنی بتواند به کنه مطلب پی ببرد و در ارتباط درونرشتهای و میانرشتهای درک درستی از مطالب داشته باشد. شاید گروهی براین باور باشند که امروزه با مراجعه به اینترنت و گنجینههای اطلاعاتی موجود در آن معنی و مفهوم هر واژه و اصطلاحی را بتوان بهدست آورد اما غالباً این دانشنامهها هستند که با کنار هم نهادن این مفاهیم به مخاطب قدرت انتخاب و نوعی درک فراگیر از مطلب را ارزانی میدارند. به عبارت دیگر دانشنامهها محل تضارب آراء و نظرات در مورد واژگان و اصطلاحات علمی است و از دل این نگاه نقادانه و صرافانه، درکی کاملتر و تصویری روشنتر از موضوع بهدست میآید. بدین ترتیب ضرورت تدوین دانشنامهها در هر رشتهای نه صرفاً برای طرح معنای لغوی و موضوعی، بلکه برای تبیین و تشریح و نقد آنها ضرورت دارد و در هر رشتهای باید این نوع منابع تهیه شده و دائماً بهروز گردند تا موجب ترویج مطالب علمی در جامعه کاربران گردد. البته اگر فرهنگهای موضوعی و دانشنامهها در رسانههای جمعی قرار گرفته و در اختیار علاقهمندان باشند، مسلماً گام مهمی است اما اینکه اینترنت پاسخ همۀ سؤالات را دارد، رافع این مسئولیت نیست که ما به وجود آن بسنده کنیم. دانشنامههای آزاد که از همه برای تکمیل دانش رشتهها بهره میگیرد، آن خلوص و اعتبار و صحت علمی که از جامعۀ علمی انتظار میرود، برآورده نمیسازد و این مهم موضوع دیگری است که تدوین دانشنامهها بهوسیلۀ اصحاب علمی همان رشته را در کنار دانشنامههای آزاد ضروری و لازم میسازد.
دانشنامۀ مدیریت که علمی بین رشتهای محسوب میشود، دربرگیرنده واژگان و اصطلاحاتی از شاخههای مختلف علوم انسانی و اجتماعی مانند فلسفه، روانشناسی، علوم رایانه، جامعهشناسی، علوم سیاسی و تاریخ است. در متون پرشمار مدیریت تعریف واضح و منسجمی از این واژگان و اصطلاحات ارائه نشده است و هر متخصصی واژگان را با نظر و سلیقۀ خود تعریف کرده و بهکاربرده است، که این تعدد و تنوع برای بهرهبرداران از منابع مدیریت مشکلاتی را ایجاد کرده است و این مسئله وجود دانشنامهای را به عنوان منبع فراگیر و زبان مشترک برای همۀ کسانی که با مبحث مدیریت سروکار دارند، الزامی ساخته است. طی این سالها چند فرهنگ لغت رشتۀ مدیریت انتشار یافته که از جامعیت کافی برخوردار نیستند. این مسئله پدیدآورندگان اثر حاضر را برآن داشته تا مدخلهای توصیفی کوتاهی در زمینۀ اصطلاحات و واژگان مدیریت تدوین کرده و مفاهیم، شیوهها، نظریههای فعلی و زمینههای کاربردی رشتۀ مدیریت را به مخاطبان عرضه کنند. این دانشنامه، مرجعی الفبایی است که نگارندگان آن در هر مدخل به بیان جامعی از مفاهیم مدیریت پرداختهاند و مخاطبان با بهرهگیری از آن میتوانند به درک عمیقی از حوزههای مختلف رشتۀ مدیریت نائل گردند. این دانشنامه عمدتاً براساس ویرایش هشتم کتاب "دایرهالمعارف مدیریت" شکل گرفت. کتاب "دایرهالمعارف مدیریت" یکی از جامعترین منابع در عرصۀ مدیریت است که در سال 2019 منتشر شده است. هرچند این کتاب کاستیهایی نیز داشت که عبارتاند از: 1)مطالب این کتاب برای مخاطب آمریکایی نوشته شده است. برخی از مطالب آن برای فارسیزبانها بهخوبی رسانای مقصود نیست. 2)گروهی از نویسندگان کار تدوین آن را برعهده داشتند به همین خاطر این اثر، وحدت رویهای از نظر حجم و عمق پرداختن به موضوعات را ندارد. 3)موضوعات یکسان در زیرمدخلهای متعدد تکرار شده که این مسئله به خاطر تعدد نویسندگان و غفلت ویراستار بوده است. پدیدآورندگان "دانشنامۀ مدیریت" به این نقائص کتاب "دایرهالمعارف مدیریت" توجه نموده و تلاش کردند تا ایرادات را در نسخۀ خود رفع کنند. همچنین با بررسی مدخلهای اثر مورد نظر به این نتیجه رسیدند که بعضی مفاهیم در آن موجود نیست. از اینرو تعدادی مدخل جدید افزودند تا اثرشان جامع باشد. کتاب "دانشنامۀ مدیریت" با نظارت دکتر سید مهدی الوانی توسط جمعی از اساتید دانشگاه (دکتر علیرضا جلالی فراهانی، دکتر نینا پورابراهیمی، دکتر فاطمه آرمینفر، دکتر خبات نسائی و دکتر مهسا قربانی بوانی) جمعآوری و تدوین شده است. مؤسسۀ عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی در سال 1402 برای نخستین بار این اثر را در 300 نسخه منتشر نموده است. این کتاب در 1141 صفحه چاپ شد. دارای 2 فهرست الفبایی یکی برای مدخلها (معادل انگلیسی هر مدخل هم آمده است) و دیگری برای زیرمدخلها است. این جداسازی به خواننده کمک میکند تا مفهوم مورد نظر خود را به راحتی بیابد. همراهسازی معادل انگلیسی نیز به یافتن اصطلاحات انگلیسی متون مدیریت و درک بهتر آنها کمک میکند. این کتاب اثر ارزشمندی است که مدرسان، دانشجویان، پژوهشگران، مدیران و تمام افرادی که با موضوع مدیریت به طور نظری و عملی در ارتباط هستند، میتوانند با ارجاع به آن اطلاعات مورد نیاز خود را بهدست آورند.
کمبودهایی که در این مجموعه بهنظر میرسد نداشتن نمایه، فهرست الفبائی انگلیسی و نحوۀ استفاده کاربران است که انشاءالله در چاپهای بعدی رفع میگردد. نکته مهم در مورد دانشنامهها بهروزکردن آنهاست زیرا واژگان و اصطلاحات هر علمی در طول زمان دستخوش تحولات بیشمار شده و باید این تغییرات در دانشنامهها بازتاب پیدا کند. برخط شدن دانشنامهها این امر را سهل و امکانپذیر میسازد و شاید ارائه نسخه برخط این دانشنامه مدیریت بتواند دسترسی آسانتر علاقهمندان به این اثر را ممکن سازد.
[1] رفیعی، علی، تاریخچه دایرهالمعارفنویسی در جهان.
[2] دایرهالمعارف مصاحب.