<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دو فصلنامه توسعه علوم انسانی</title>
    <link>https://hsd.ias.ac.ir/</link>
    <description>دو فصلنامه توسعه علوم انسانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اشاره</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244213.html</link>
      <description>این روزها در رخدادهایی که زندگی ما را دستخوش اضطراب و نگرانی کرده است اصطلاح حقوق انسانی و خدشه‌دار شدن آن بسیار شنیده و نوشته می‌شود. تکرار این شعار مرا به یاد کتاب ارزشمند سیمون وی[1] که حاوی &amp;amp;laquo;اعلامیه وظایف بشر&amp;amp;raquo; است، انداخت. در این کتاب نکته مهم تقدم مفهوم وظیفه &amp;amp;laquo;بر مفهوم حق&amp;amp;raquo; است، به عبارتی مفهوم حق به خودی خود اعتباری ندارد و تنها در تناظر با وظیفه مرتبط با آن معنا پیدا می‌کند. حق تابع وظیفه یا رویه دیگری از وظیفه است و تقابل بین آن دو بی‌معناست، این دو مفهوم آنچنان در هم تنیده‌اند که گویی یک روح‌اند در دو بدن. در روزگار ما توجه بیش از حد به یکی و غفلت از دیگری مشکل‌زا گردیده است. حق به‌عنوان امتیازی برای فرد، موجب ایجاد منشی مهاجم و افزون‌طلب و روحیه‌ای خشن و خواهنده شده است. در حالی که احساس تکلیف و تعهد به ادای وظیفه، اخلاقی مشفقانه و شخصیتی فروتن و متواضع را در پی دارد. وظیفه‌مندی انسان در برابر دیگران به طور اخص و نظام هستی به طور اعم باید سرچشمه‌ای از عشق و محبت انسانی داشته باشد وگرنه کتاب قانون و قوه قهریه نمی‌تواند تعهد به وظیفه ایجاد کند. هر زمان پای قانون به میان می‌آید و ضمانت اجرای قانونی ملاک تحقق وظیفه می‌شود خبر از تصنعی شدن و اجباری شدن می‌دهد که مغایر اخلاق وظیفه‌مداری است. باید عمل به وظیفه باوری درونی و قلبی شود و انسان‌ها وظیفه‌مندی خود را همچون اعتقادی عمیق پذیرا شوند. [1] . سیمون وی (۱۴۰۳)، نیاز به ریشه‌ها، درآمدی بر اعلامیه وظایف بشر، ترجمه بهزاد حسین‌زاده، تهران: نشر نی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه گونه های شخصیتی و موفقیت شغلی در فرهنگ‌های مختلف ایرانی</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244215.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی فلسفی و تجربی رابطه بین گونه‌های شخصیتی و موفقیت شغلی در پنج گروه فرهنگی ایران (فارس، آذری، کرد، بلوچ و عرب) انجام شد تا نقش تعدیل‌کننده زمینه فرهنگی در این روابط مشخص شود و چالش‌های مدل‌های جهان‌شمول غربی در بافت‌های متنوع فرهنگی ایرانی بررسی گردد. مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی-همبستگی مقایسه‌ای بین‌فرهنگی و ترکیب روش‌های کمّی و کیفی طراحی شده است. نمونه پژوهش شامل ۱۰۰ نفر (۲۰ نفر از هر گروه فرهنگی) بود که به‌صورت هدفمند با معیارهای ورود مشخص انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ۳۶ گویه‌ای گونه‌های شخصیتی اینیاگرام (نسخه کوتاه‌شده Riso-Hudson)، مقیاس ۱۲ گویه‌ای موفقیت شغلی (۶ گویه عینی و ۶ گویه ذهنی) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی بود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته ۴۵ دقیقه‌ای با مثلث‌سازی جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS و روش‌های ناپارامتریک تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رابطه بین گونه‌های شخصیتی و موفقیت شغلی عمیقاً تحت تأثیر زمینه فرهنگی قرار دارد. گونه ۳ (موفقیت‌گرا) در فرهنگ‌های فارس و آذری با موفقیت عینی همبستگی مثبت معناداری نشان داد، در حالی که گونه ۶ (وفادار) در فرهنگ بلوچ با موفقیت ذهنی مرتبط بود. گونه ۸ در فرهنگ آذری نیز نقش پیش‌بین‌کننده مهمی داشت. توزیع گونه‌های شخصیتی نیز در گروه‌های مختلف ناهمگون بود، به‌طوری که گونه ۳ در فرهنگ فارس (۴۰%) و گونه ۶ در فرهنگ بلوچ (۳۵%) غالب بودند. تحلیل‌های رگرسیون با وجود R&amp;amp;sup2; نسبتاً پایین (۰.۱۸ تا ۰.۲۷) نشان داد که مدل‌های پیش‌بینی موفقیت شغلی در فرهنگ‌های مختلف متمایز هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت‌های توسعه فناوری هوش مصنوعی در کشور در پرتو نقاط قوت و فرصت‌ها: تحلیلی بر اساس چارچوب SOAR</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244218.html</link>
      <description>فناوری هوش مصنوعی، نقش حیاتی در آینده جوامع ایفا خواهد کرد،. شواهد این نقش آفرینی هم اکنون در حوزه نظامی، رسانه و فضای مجازی، ربات‌های تعاملی و موارد متعدد دیگر قابل مشاهده است. شرایط خاص، اقتضائات و اهداف کشور ما، اهمیت بررسی دقیق ظرفیت‌ها در توسعه این فناوری راهبردی را با هدف برنامه‌یزی و اقدام سنجیده آشکار می‌سازد. در این راستا دو حوزه اصلی شامل توسعه لایه بنیادین (مدل‌ها و الگوریتم‌ها، راهبرد کلی کشور، معماری زیرساخت‌ها و...) و توسعه لایه کاربست (به‌عنوان ابزار تحول بخش‌های مختلف)، لازم به تفکیک است. این پژوهش با اتکا به چارچوب SOAR برای شناسایی نقاط قوت، فرصت‌‌ها، چشم‌اندازها و نتایج توسعه هوش مصنوعی در لایه بنیادین و لایه کاربست با هدف ظرفیت‌شناسی توسعه ابن فناوری در کشور پرداخته است. در این راستا از مصاحبه نیمه ساختار یافته با ده نفر از خبرگان این حوزه بهره‌برداری شده است. بر این اساس، ظرفیت‌های کشور در توسعه هوش مصنوعی در قالب ۶ ظرفیت نیروی انسانی، نهادی، ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی، سرمایه‌گذاری،‌ زیست‌بوم نوآوری و زیرساختی در کشور شناسایی شد. سپس توصیه‌های با هدف بهره‌مندی از این ظرفیت‌ها در توسعه هوش مصنوعی در کشور ارائه شد.بر اساس ظرفیت‌های شناسایی شده، مهم‌ترین پیشنهادات شامل: &amp;amp;laquo;تعیین یک یا دو حوزه تمرکز اصلی در کشور&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هماهنگی کامل بین نهادهای حاکمیتی، بخش خصوصی و مراکز علمی&amp;amp;raquo;،&amp;amp;laquo;ایجاد مرکز مطالعات راهبردی و آزمایشگاه ملی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توجه به استقلال فناورانه در حوزه‌های حیاتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توجه به تجربه کشور در زمینه حمایت از توسعه نوآوری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سازوکار هدایت سرمایه‌های داخلی به سمت حوزه‌های دانش‌بنیان و فناوری‌های نوین&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از تلنگر تا فراتلنگر در خط‌مشی رفتاری: فراترکیب مطالعات سه دهه اخیر</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244223.html</link>
      <description>حوزه بینش‌های رفتاری در سالهای اخیر با تأکید بر توجه به سازوکارهای شناختی و رفتاری انسانها، به عنوان رهیافتی نوین در حل مسائل، مورد توجه بسیاری از سازمان‌ها هم در بخش عمومی و غیرانتفاعی و هم در بخش خصوصی و کسب‌وکار قرار گرفته است و عرصه‌هایی چون اقتصاد رفتاری و خط‌مشی‌گذاری رفتاری را در نظر و عمل رونق داده است. &amp;amp;laquo;تلنگر&amp;amp;raquo; از جمله مفاهیم کلیدی این حوزه است که بر گونه‌ای از راهکارها و الگوهای تصمیم‌گیری مبتنی بر سوگیری‌های شناختی انسانها استوار است. با توجه به نقدهایی که در سالهای اخیر به این مفهوم کلیدی به لحاظ دامنه و تداوم اثرگذاری، ملاحظات روش‌شناختی و ابعاد ارزشی و اخلاقی آن وارد شده است؛ صاحبنظران تلاش کرده‌اند با بهره‌گیری از مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;تقویت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تفکر&amp;amp;raquo; در مطالعات بینش رفتاری، مقوله جدید دیگری را با عنوان &amp;amp;laquo;فراتلنگرها&amp;amp;raquo; در ادبیات علمی این حوزه وارد نمایند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی رویکردهای سنتی و نوین در خط مشی‌گذاری رفتاری با تأکید بر مفهوم &amp;amp;laquo;فراتلنگرها&amp;amp;raquo; است. این پژوهش از روش مطالعات اسنادی و فراترکیب بهره‌گیری نموده است. در بخش یافته‌ها، سه گفتمان اصلی در مطالعات بینش رفتاری شامل رویکرد کلاسیک تلنگر (مداخله رفتاری در جهت شکل‌گیری رفتار دلخواهانه)، رویکرد تقویت (ارتقاء شایستگی‌های افراد جهت تحقق رفتار مطلوب) و رویکرد فراتلنگر (مداخله رفتاری در جهت تقویت کنش‌های مطلوب) از منظر ابعاد مختلف مورد مقایسه قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کیفیت نهادی و انباشت بدهی عمومی: شواهد تجربی کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی(OECD)</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244224.html</link>
      <description>هدف این مقاله بررسی رابطه بین کیفیت نهادی و بدهی عمومی در سطح کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است. فرضیه‌های این مطالعه با استفاده از داده‌های کیفیت نهادی در سطح 36 کشور، عضو OECD در طول سال‌های 2004 تا 2016 با استفاده از داده‌های پانل پویا و روش‌ گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) ارزیابی شدند. داده‌ها از پایگاه‌های، داده بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و شاخص‌های حکمرانی جهانی استخراج شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که عوامل شاخص‌های کیفیت مقررات، حق اظهار نظر و پاسخگویی و کنترل فساد رابطه معناداری و منفی و حاکمیت قانون رابطه مثبت و معنادار با بدهی عمومی دارند، در حالی که اثربخشی دولت، ثبات سیاسی و عدم وجود خشونت/تروریسم تأثیر معناداری بر بدهی عمومی ندارند. بر اساس یافته‌ها، کیفیت نهادی ضعیف در سطح کشور، ریسک بازار قابل توجهی را ایجاد می‌کند، زیرا نشان‌دهنده وجود یک وضعیت اقتصادی نامطلوب است که بدهی عمومی را افزایش می‌دهد. برخلاف مطالعات قبلی، مطالعه حاضر در افزایش بینش عمومی در مورد تأثیر کیفیت نهادی بر بدهی عمومی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ، پیشگام خواهد بود. این یافته‌ها پیامدهای مهمی برای سیاست‌گذاران دارد، زیرا نشان می‌دهد که کنترل بهتر فساد، افزایش کیفیت مقرارات ابزاری ممکن برای مهار بدهی عمومی در اقتصادهای پیشرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قراردادهای مراقبت در کهنسالی، بررسی کارکرد و ابعاد حقوقی - فرهنگی</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244228.html</link>
      <description>قراردادهای مراقبت از سالمندان، ازجمله قراردادها و توافقات حقوقیِ نوین، پاسخی به نیازهای رو‌به‌رشد جمعیت سالمندان و چالش‌های اقتصادی- اجتماعی مرتبط با آن است. این قراردادها غالباً میان سالمندان و افراد خانواده یا نزدیکان منعقد می‌شود و هدف اصلی آن‌ها ایجاد تعهدات قانونی و مالی مشخص جهت تضمین کیفیت مراقبت، حمایت از حقوق طرفین و پیشگیری از سوءاستفاده‌های احتمالی است.در ایران، ضرورت تدوین سازوکارهای حقوقی و مالی برای حمایت از طرفین این قراردادها بیش از پیش احساس می‌شود، زیرا اگرچه مراقبت از سالمندان در ایران یک وظیفه اخلاقی تلقی می‌شود، اما با توجه به روند رو به رشد سالمندی و فشارهای اقتصادی و روانی موجود، اکتفا به اخلاق در سطح کلان جوابگو نیست و اهرم‌های دیگری همچون الزامات قانونی لازم است؛ هرچند جایگزینی گزاره‌های اخلاقی به قوانین و پرکردن کمبودها با قانون، از حساس‌ترین حوزه‌های قانون‌گذاری است که اگر به درستی انجام نشود، پیامدهای مطلوبی به همراه نخواهد داشت. آینده‌نگری اقتضا دارد که ابعاد حقوقی پدیده سالمندی-که جامعه و دولت آمادگی لازم برای رویارویی با آن را ندارد- از هم‌اکنون و قبل از ظهور معضلات آن، مورد بررسی قرار گیرد.این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و باهدف معرفی این قرارداد نوپیدا به آحاد جامعه، به بررسی ابعاد مختلف قراردادهای مراقبت در کهنسالی و تحلیل کارکرد این قراردادها، ارکان و انواع آن در جهت بهبود وضعیت حقوقی و اجتماعی سالمندان و مراقبان بپردازد. امید است نتایج این پژوهش، بتواند زمینه‌ساز تدوین سیاست‌ها و قوانین مؤثر در حمایت از حقوق سالمندان و ارتقای کیفیت مراقبت در جامعه گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی تطبیقی پیرامون ماهیت حقوقی وابستگی متقابل قراردادی در حقوق جدید فرانسه و ایران</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244277.html</link>
      <description>زمانیکه چندین قرارداد جمعا در راستای تحقق یک هدف کلی واحد منعقد می شوند، در حقیقت یک مجموعه قراردادی را تشکیل می دهند. بنابراین منطقا این نکته را باید پذیرفت که اجرا هر یک از آنان بر حیات سایر قراردادها اثر می گذارد. با این وجود، چنین استدلالی غیرمنطقی به نظر می رسد و در عمل مشکلات عدیده ای از باب عدم امنیت ایجاد می کند. اما در نقطه مقابل هیچ تاسیس حقوقی امکان تعیین نظان حقوقی این گونه عقود را ندارد و یک رابطه حقوقی دینامیک بین آنها ایجاد کند. پدیده حقوقی جدید اقتضاء نامیدن نوینی را مطالبه می کند. لذا دیدگاه ارتباط و وابستگی قراردادی شایسته به نظر می رسد. این مفهوم بر ارتباط بین عقود تاکید دارد و بر عوض و معوض بودن بین قراردادها دربر نمی گیرد. این نظریه برداشت جدیدی از جهت و ایجاد تمایز ظریف میان آثار نسبی بودن عقود و قابلیت استناد اعمال حقوقی نسبت به غیر مورد بررسی قرار می دهد. در این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی بر آن هستم با بهره از حقوق جدید فرانسه مفهوم و آثار قراردادهای مرتبط مورد بررسی قرار دهیم و جایگاه آنرا در حقوق ایران تبیین نمائیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جستاری در ریشه‌های تاریخی و بنیان‌های علمی اصول فرادستی حقوق</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244278.html</link>
      <description>مقاله حاضر با هدف تبیین ریشه‌های تاریخی و بنیان‌های علمی اصول فرادستی حقوق، به &amp;amp;rlm;تحلیل انتقادی جایگاه آن‌ها در نظم حقوقی مدرن می‌پردازد. مسئله اصلی، چیستی و &amp;amp;rlm;حدود مفهومی اصول فرادستی در تقابل یا تعامل با اصول کلی، قواعد فرادستوری و &amp;amp;rlm;روایت‌گرایی حقوقی است. فرضیه محوری پژوهش آن است که اصول فرادستی نه‌تنها &amp;amp;rlm;برخاسته از سنت عقل‌گرایی حقوق طبیعی و حقوق تحلیلی‌اند، بلکه در بستر روایت‌های &amp;amp;rlm;تاریخی و ساختارهای تفسیری نوین نیز قابلیت بازیابی دارند. روش تحقیق در این نوشتار، &amp;amp;rlm;توصیفی تحلیلی با رویکردی میان‌رشته‌ای است که از منابع فلسفه حقوق، حقوق اساسی &amp;amp;rlm;تطبیقی و نظریه روایت بهره می‌برد. جنبه نوآوری موضوع پژوهش، در ارائه قرائتی تلفیقی از &amp;amp;rlm;اصول فرادستی به‌مثابه مفاهیم نه صرفا انتزاعی، بلکه دارای کارکرد عملی در نظام‌های &amp;amp;rlm;حقوقی روایت‌محور و عدالت‌مدار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اصول مزبور، به‌ویژه در &amp;amp;rlm;قالب عدالت، کرامت انسانی، و عقلانیت شکلی، واجد کارکرد فراتحمیلی بوده و در فرآیند &amp;amp;rlm;داوری‌های قضایی و تفسیرهای قانون اساسی نقشی ساختاری ایفا می‌کنند. نتیجه‌گیری &amp;amp;rlm;نهایی آن است که اصول فرادستی به‌رغم ظاهر انتزاعی، در عمل به مثابه &amp;amp;laquo;جهت‌نماهای &amp;amp;rlm;معنایی&amp;amp;raquo; در نظم حقوقی قابل بازشناسی‌اند&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی پیشایندها و پیامدهای رفتارهای پیش‌کنش کارکنان در سازمان‌های دانش‌بنیان</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244279.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف مدلسازی پیشایندها و پیامدهای رفتارهای پیش‌کنش کارکنان در سازمان‌های دانش‌بنیان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه‌ای است و با طرح آمیخته انجام شده است. بخش کیفی پژوهش با رویکرد اکتشافی و به روش نظریه داده‌بنیاد و بخش کمّی با رویکرد توصیفی و روش پیمایش انجام شده است. جامعه مشارکت‌کنندگان شامل مدیران سازمان‌های دانش‌بنیان شهر یزد بود. با روش نمونه‌گیری نظری و پس از رسیدن به اشباع نظری در نهایت 16 نفر از خبرگان در بخش کیفی مشارکت کردند. در بخش کمی نیز از دیدگاه مدیران و کارشناسان سازمان‌های دانش‌بنیان استان یزد، استفاده شد و اندازه نمونه با روش تحلیل توان 190 نفر برآورد گردید. نمونه‌گیری بخش کمی با روش خوشه‌ای-تصادفی صورت پذیرفت. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش گراندد تئوری با نرم‌افزار Maxqda و در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی با نرم‌افزار Smart PLS استفاده گردید. براساس مدل پژوهش مشخص گردید، چهار عامل خودکارآمدی شغلی، اختیار عمل شغلی، رهبری تحول‌آفرین و فرهنگ نوآوری به‌عنوان شرایط علّی، بر پدیده محوری ( رفتارهای پیش‌کنش کارکنان ) تاثیرگذارند. بروز این رفتارها در بستری امکان‌پذیر می‌شود که &amp;amp;laquo;اقلیم نوآوری فناورانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جریان آزاد دانش&amp;amp;raquo; در آن وجود داشته باشد. در مقابل، &amp;amp;laquo;ساختار نیمه‌سنتی و بوروکراتیک سازمان‌های دانش‌بنیان یزد&amp;amp;raquo; به‌عنوان شرط مداخله‌گر، می‌تواند مسیر اثرگذاری رفتارهای پیش‌کنش را محدود یا کند سازد. در ادامه، راهبردها و اقدامات &amp;amp;laquo;توانمندسازی نقش‌آفرین‌&amp;amp;raquo; به سه پیامد کلیدی منجر می‌شود: پیشگامی در عملکرد، یادگیری پیش‌کنش و بهبود مستمر عملکرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل یابی علی سرسختی روان‌شناختی بر اساس باورهای غیرمنطقی با نقش میانجی انعطاف‌پذیری هیجانی در هنرمندان ایرانی: تأملی در بستر فرهنگ</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244282.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هنر همواره یکی از ابزارهای قدرتمند برای شکل‌دهی به فرهنگ و تأثیرگذاری بر جامعه بوده است. در فرهنگ ایرانی که هنر جایگاهی ویژه در روایتگری، انتقال ارزش‌ها و حفظ هویت دارد، هنرمندان به‌عنوان کنشگران فرهنگی، با ویژگی‌هایی چون سرسختی و باورهای شناختی خاص، نقشی کلیدی در این فرآیند ایفا می‌کنند. این ویژگی‌ها می‌توانند بر نحوه مواجهه هنرمند با چالش‌ها و فشارهای اجتماعی تأثیرگذار بوده و در نهایت بر توانمندی او در ایفای نقش فرهنگی مؤثر باشند. هدف مطالعه حاضر، مدل‌یابی علی سرسختی روان‌شناختی بر اساس باورهای غیرمنطقی با میانجی‌گری انعطاف‌پذیری هیجانی در هنرمندان ایرانی با تأملی در بستر فرهنگ بود.روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل هنرمندان فعال در حوزه‌ی هنرهای نمایشی و تجسمی شهر تهران بود. نمونه‌ای ۲۲۴ نفره به روش در دسترس انتخاب و به پرسش‌نامه‌های سرسختی روان‌شناختی (۱۹۸۲)، باورهای غیرمنطقی (۱۹۶۸) و انعطاف‌پذیری هیجانی (۱۳۹۸) پاسخ دادند. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۲۴ و لیزرل نسخه ۸.۸ انجام شد.یافته‌ها: سرسختی روانشناختی و باورهای غیرمنطقی ( 74/0r=، 001/0p=)، سرسختی روانشناختی و انعطاف‌پذیری هیجانی (‌35/0r=، 001/0p=)، باورهای غیرمنطقی و انعطاف‌پذیری هیجانی (62/0r=، 001/0 p =) ارتباط مثبت و معنی‌داری دارند.نتیجه‌گیری: باورهای غیرمنطقی مانند کمال‌گرایی، نیاز به تأیید و ترس از شکست، سرسختی روان‌شناختی هنرمندان را تضعیف می‌کنند. نقش میانجی انعطاف‌پذیری هیجانی، این اثرات را تعدیل کرده و تاب‌آوری را افزایش می‌دهد. تقویت تنظیم هیجانی و اصلاح باورهای شناختی می‌تواند راهبردی مؤثر در ارتقاء سلامت روان و عملکرد خلاقانه هنرمندان ایرانی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فقه پویا در مواجهه با اعمالِ تخفیف در جرایم مستوجب حدّ در نظامِ اسلامی معاصر درپرتوی نظریه‌هایِ تفسیری و اجرایی</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244283.html</link>
      <description>موضوع : نظام کیفری اسلام، به‌ویژه در حوزه جرایم مستوجب حد، بر قطعیت و الهی‌بودن احکام استوار است و در نگاه اولیه، امکان تخفیف یا تعدیل مجازات را محدود می‌سازد. با این حال، تحولات اجتماعی، اقتضائات سیاست جنایی و یافته‌های جرم‌شناختی معاصر، ضرورت بازاندیشی در شیوه فهم و اجرای حدود شرعی را برجسته کرده و پرسش از امکان تخفیف مشروع در این جرایم را مطرح می‌کند.روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع فقهی، حقوقی و جرم‌شناختی، به بررسی ظرفیت‌های نظری و اجرایی فقه پویا در زمینه تخفیف در جرایم مستوجب حد می‌پردازد و دیدگاه‌های تفسیری و سازوکارهای عملی مرتبط را تحلیل می‌کند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که در بعد نظری، رویکردهایی مانند &amp;amp;laquo;قرائت تاریخی متن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بازسازی پیش‌فرض‌های اجتهادی&amp;amp;raquo; با تأکید بر فهم زمان‌مند نصوص و توجه به تحولات علوم انسانی، زمینه برداشت‌های عقلانی‌تر و مقصدمدار از احکام جزایی را فراهم می‌سازند. در بعد اجرایی نیز سازوکارهایی همچون قاعده درء، اصل ستر، توبه، اکراه، تشدید شرایط اثبات، مصلحت عمومی، دفع وهن از اسلام و ملاحظات حقوق بشری، ظرفیت‌های مؤثری برای تعدیل عملی اجرای حدود ایجاد می‌کنند.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بدون تغییر در نصوص فقهی مربوط به جرایم مستوجب حد، فقه اسلامی از ابزارها و ظرفیت‌های قابل توجهی برای تخفیف و تعدیل در مرحله اجرا برخوردار است؛ ظرفیت‌هایی که ضمن سازگاری با اصول و مقاصد شریعت، می‌توانند پاسخگوی الزامات عدالت کیفری و سیاست جنایی معاصر باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی از نقش سرمایه اجتماعی بر شادکامی: شواهدی از کشورهای در حال توسعه</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244288.html</link>
      <description>امروزه شادکامی یکی از مهم‌ترین اهداف فردی در زندگی انسان به شمار می‌رود. وجود شادکامی در زندگی مستلزم شناسایی و درک عوامل موثر بر آن بوده و یکی از عوامل موثر بر شادکامی، سرمایه اجتماعی می‌باشد. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر شادکامی در منتخبی از کشورهای در حال توسعه طی دوره2023- 2010 با استفاده از الگوی گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) می‌باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که شاخص سرمایه اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر شادکامی داشته است. به طوری که افزایش یک درصدی شاخص سرمایه اجتماعی باعث افزایش 23/0 درصدی شادکامی شده است. دیگر یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که سرمایه انسانی و بیکاری تاثیر منفی بر شادکامی داشته و درآمد سرانه تاثیر مثبت بر شادکامی داشته است.دف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر شادکامی در منتخبی از کشورهای در حال توسعه طی دوره2023- 2010 با استفاده از الگوی گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) می‌باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که شاخص سرمایه اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر شادکامی داشته است. به طوری که افزایش یک درصدی شاخص سرمایه اجتماعی باعث افزایش 23/0 درصدی شادکامی شده است. دیگر یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که سرمایه انسانی و بیکاری تاثیر منفی بر شادکامی داشته و درآمد سرانه تاثیر مثبت بر شادکامی داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش شناسی و مدل ترکیب دانش انسانی و هوش مصنوعی در استنباط فقهی</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244291.html</link>
      <description>ترکیب دانش انسانی و هوش مصنوعی در فرآیند استنباط فقهی، ظرفیتی چشمگیر برای ایجاد تحولات بنیادین در علوم انسانی، به‌ویژه فقه، دارد. با رشد حجم داده‌ها و افزایش پیچیدگی مسائل فقهی، استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری نوین و اجتناب‌ناپذیر اهمیت یافته است. این مقاله با هدف ارائه مدلی تلفیقی و نوآورانه نگارش شده است که در آن دانش عمیق انسانی و توانایی‌های تحلیلی هوش مصنوعی به‌طور هم‌زمان و مکمل به کار گرفته می‌شوند. روش تحقیق این مقاله، تحلیلی-توصیفی است و مدلی چندمرحله‌ای برای فرآیند اجتهاد معرفی می‌کند که بر مبنای بررسی منابع اسلامی و بهره‌گیری از الگوریتم‌های هوش مصنوعی شکل گرفته است.مدل پیشنهادی شامل مراحلی نظیر موضوع‌شناسی، تحلیل متون قرآنی و حدیثی، ارزیابی اصول فقهی، حل تزاحم‌ها و در نهایت صدور حکم می‌باشد. در هر مرحله، هوش مصنوعی با ابزارهایی پیشرفته همچون پردازش زبان طبیعی، تحلیل داده‌ها، سیستم‌های تطبیق محتوا، و مدل‌سازی تصمیم‌گیری به تسریع و بهبود فرآیند اجتهاد کمک می‌کند. این ترکیب توانایی افزایش دقت، سرعت و انسجام در استنباط‌های فقهی را دارد و می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد رویکردهای جدید و پیشرفته در پژوهش‌های این حوزه باشد. مقاله به چالش‌های پیش‌رو در استفاده از هوش مصنوعی در اجتهاد پرداخته و راهکارهایی را برای مواجهه با این چالش‌ها پیشنهاد می‌کند. علاوه بر این، مقاله تأکید دارد که توسعه ابزارهای پژوهشی مبتنی بر هوش مصنوعی، می‌تواند افق‌های جدیدی را در مطالعات فقهی گشوده و به ارتقای سطح این علوم کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی تاب‌آوری کسب‌وکارهای دیجیتال نوپا در محیط پویا (مورد مطالعه: خرده‌فروشی‌های آنلاین)</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244292.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی ارائه الگوی تاب‌آوری کسب‌وکارهای دیجیتال نوپا در محیط پویا انجام شد. این مطالعه از منظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه‌ای و از نظر روش گردآوری داده‌ها یک پژوهش پیمایش مقطعی است. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت‌کنندگان بخشی کیفی شامل کارشناسان، مدیران و ذی‌نفعان کلیدی در کسب‌وکارهای دیجیتال نوپا و خرده‌فروشی‌های آنلاین بود. نمونه‌گیری با روش هدفمند انجام و پس از 12 مصاحبه به نقطه اشباع رسید. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان فروشگاه‌های خرده‌فروشی‌های آنلاین بود. حجم نمونه بخش کمی با روش تحلیل توان 150 نفر بدست آمد و از نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه بود. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کیفی مضمون با نرم‌افزار Maxqda، مدلسازی ساختاری-تفسیری با نرم‌افزار Micmac و حداقل مربعات جزئی با نرم‌افزار Smart PLS استفاده گردید. براساس الگوی پژوهش مشخص گردی مولفه‌های زیرساخت دیجیتال کسب‌وکار‌، رهبری تحول‌آفرین و تاب‌آور‌ و شبکه‌سازی و همکاری استراتژیک ‌بر مولفه‌ دیده‌بانی و مدیریت پیش‌نگر تاثیر دارند. در سطح بعدی، مولفه‌های یادگیری و هوشمندی دانشی و شایستگی‌های دیجیتال سرمایه انسانی بر مولفه‌های نوآوری دیجیتال کسب‌وکار و تحلیل داده هوشمند‌ تاثیر می‌گذارند. در نهایت پویایی ساختاری و انعطاف‌پذیری، هوشمندی رقابتی‌ و ظرفیت انطباق و بازیابی سازمانی‌ منجر به تاب‌آوری کسب‌وکارهای دیجیتال نوپا می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش انتقادی کتاب نو‌نگاشتۀ &amp;laquo;فارسی عمومی دانشگاه پیام نور&amp;raquo;</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244293.html</link>
      <description>فارسی عمومی یکی از آموزه‌ها و سر‌فصل‌های سه‌واحدیِ برجسته و تأثیر‌گذار دانشگاهی است که با مخاطبانی فراگیر در رشته‌ها و گرایش‌های متفاوت، همواره مورد توجّه و اهتمام برنامه‌ریزان آموزشی، مؤلّفان، استادان و دانشجویان بوده است. این آموزه با اهدافی چون تلاش برای آشنایی بیشتر و بهتر دانشجویان با زبان فارسی؛ در جایگاه یکی از نمادهای وحدت‌بخش و انسجام‌آفرین ملّی، شناخت و شناساندن مفاخر و میراث بزرگ و ارزشمند ادبی، علمی، فرهنگی، عرفانی مطرح است. علاوه‌بر آن فراگیری مهارت خوانش و درک درست متون شعر و نثر فارسی، بهره‌مندی از زیبایی‌ها و ظرافت‌های نهفته در گنجینه‌های ادب فارسی، تمرین و تلاش بیشتر برای یاد‌گیری دستور زبان، دستور خط یا املا، نگارش و ویرایش از اهداف آموزش این درس است. موضوع این پژوهش نقد و بررسی کتاب فارسی عمومی دانشگاه پیام‌ نور به‌عنوان یکی از ده&amp;amp;shy;ها نمونۀ این درس‌نامۀ دانشگاهی است که به ‌تازگی چاپ و منتشر شده است. هدف از این پژوهش که به روش اسنادی، توصیفی و جمع‌آوری کتابخانه‌ای و در نهایت نقد، بررسی و تحلیل محتوا انجام پذیرفته است، مطالعه و خوانش انتقادی این کتاب و آشکار شدن نقاط قوّت و ضعف آن و در نتیجه باز‌نگری، اصلاح و تجدید چاپ آن است. براساس یافته‌ها، پژوهش حاضر در پایان به این نتیجه می‌رسد: علی‌رغم همۀ تلاش‌های شایسته و در‌خور تقدیر مؤلّفان برای تهیّه و تدوین یک اثر ارزشمندِ ماندگار، امّا نقایص و کاستی‌هایی در بخش‌های گوناگون این کتاب به چشم می‌خورد که بازبینی، تغییر و اصلاح آن را برای پاسخ مناسب به نیازمندی‌ها و ایجاد انگیزۀ بیشتر در مخاطب ضروری می‌سازد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور و نقد کتاب قرآن و جامعه</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244295.html</link>
      <description>مقدمه&#13;
قبل از ورود به موضوع، تذکر چند نکته ضروری است:&#13;
1- یکی از مهم&amp;amp;shy;ترین فایده&amp;amp;shy;های نشر کتاب و آثار علمی علاوه بر ایجاد امکان استفاده عموم از دستاوردهای آن فراهم آمدن زمینه استفاده متقابل مؤلف یا مؤلفین بعدی از نظر خوانندگان کتاب و صاحب&amp;amp;shy;نظران در جهت اصلاح و تکمیل کتاب است که قطعاً از مؤثرترین عوامل پیشرفت دانش بشری بوده و هست.&#13;
2- با همین نگاه و با توجه به سابقه دوستی چهل ساله با مؤلف محترم و البته با درخواست ایشان بخشی از مطالب این نوشتار را حضوراً در سه جلسه طولانی با ایشان در میان گذاشتم که بعضی را پذیرفتند و بعضی را نتیجه تفاوت دیدگاه&amp;amp;shy;ها دانستند که در واقع هم همین&amp;amp;shy;طور بود. از طرف دیگر ادامه جلسات به لحاظ تعدد مطالب و بحث برانگیز بودن آنها مستلزم صرف زمان زیادی بود که ادامه جلسات را عملاً مقدور نمی&amp;amp;shy;ساخت.&#13;
3- از آنجا که در علوم انسانی در مقایسه با علوم طبیعی آزمایشگاهی جای بیشتری برای دیدگاه&amp;amp;shy;ها و مکاتب و نظرها و نظریه&amp;amp;shy;های گوناگون وجود دارد و از طرفی فکر کردن و به نتیجه رسیدن و دیدگاه مشخصی داشتن و انتخاب مکتب یا تأسیس آن حق هر انسانی است، بنابراین:&#13;
4- در این نوشتار هدف نفی یک نظر یا اثبات نظر دیگر نیست بلکه هدف اصلی بررسی، شناخت میزان ارتباط و انطباق مطالب ارائه شده در کتاب &amp;amp;laquo;قرآن و جامعه&amp;amp;raquo; با خود قرآن و کتاب&amp;amp;shy;های تفسیر برگزیده، برای تألیف این کتاب است و در واقع کتاب "قرآن و جامعه" به قرآن عرضه شده است. همچنین اشکالات روش استفاده از قرآن و روش تحقیق و نشان دادن نتیجه&amp;amp;shy;گیری&amp;amp;shy;های نادرست از بعضی از آیات هدف دیگر این نوشتار است.&#13;
5- به منظور جلوگیری از برداشت نادرست یا غیردقیق از متن کتاب، در این نوشتار عین متن کتاب نقل می&amp;amp;shy;شود و حتی کلماتی که به منظور تأکید با حروف درشت&amp;amp;shy;تر نوشته یا زیر آن خط کشیده شده است به همان شکل منتقل شده و به لحاظ قواعد نوشتاری هم عین متن کتاب آورده شده است (مانند با هم نوشتن بعضی از نام&amp;amp;shy;های جمع یا کلمات، مانند: اینست، آنست).&#13;
6- این نوشتار نه می&amp;amp;shy;خواهد و نه می&amp;amp;shy;تواند ارزش زحمات و صرف وقت زیاد مؤلف برای تدوین این کتاب را نادیده بگیرد. پاداش تلاش&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;ها براساس نیت&amp;amp;shy;ها با خداست.&#13;
 </description>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی کتاب تاریخ نگاری اقتصاد ایران</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_244296.html</link>
      <description>وقتی به اعداد و ارقام برنامه‌ها، سیاست‌ها و رخدادهای اقتصادی سال‌های گذشته مراجعه می‌کنیم، همه حکایت از تلقیات تک‌ساحتی و کلیشه‌ای از اقتصاد و ترویج و توصیه سیاست‌های فقرآفرین، تورم‌زا و رشدزدا و دور شدن از اهداف توسعه‌ای و از دست دادن فرصت‌ها در کشور دارد. نقطه‌ی حسرت‌آور و تأسف‌بار قضیه این است که چگونه با وجود منابع مادی و انسانیِ باکیفیت و فراوان، شرایط خوب سرزمینی و تجارب آموزنده‌ی تاریخی، شاهد تقویت رانت‌جویان نامولد و عوامل فساد و تضعیف نیروی انسانی باکیفیت و خیل عوامل مولد و واگرا شدن تابع توزیع تابعی و مقداریِ درآمد به نفع سوداگران و طبقات بالا و به زیان تولید و فعالیت‌های مولد و طبقات پایین هستیم و همه‌ی چشم‌اندازهای امیدبخش را برای نسل جوان و عناصر خلاق و نخبه، مکدر و نامطمئن ساخته‌ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هنرهای صناعی معاصر: از بحران هویت تا هویت مفهومی (با تأکید بر جامعه‌شناسی هنر هوارد بکر و نظریه کرفت)</title>
      <link>https://hsd.ias.ac.ir/article_246360.html</link>
      <description>هنرهای صناعی (صنایع دستی) که در گذشته تلفیقی از مهارت، ذوق و کارکرد اجتماعی بود، در مواجهه با انقلاب صنعتی دچار بحران ماهوی و تحدید کارایی شد. این مقاله با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، سیر تحول هنرهای صناعی را از واکنش‌های نخستین (مانند جنبش هنرها و صنایع دستی) تا صورتبندی‌های معاصر آن (کرفت استودیو و کرفتیویسم) پی‌گیری می‌کند. با استفاده از چارچوب جامعه‌شناختی هوارد بکر (به‌ویژه مفهوم &amp;amp;laquo;صناعت&amp;amp;raquo; و گذار آن به &amp;amp;laquo;هنر&amp;amp;raquo;) و نیز رویکردهای نظری در مطالعات کرفت معاصر (مانند عاملیت ماده، مهارت تجسدی و کنش‌گری اجتماعی)، این مقاله به واکاوی هویت نیمه مستقل و بینابینی هنرهای صناعی در منظومه هنر معاصر می‌پردازد. در این میان، ضمن تاکید بر این که در سنت هنری-صناعی ایران، قصد و اجرای هنری هرگز از هم منفک نبوده‌اند و آمیختگی ایمان، اخلاق و مهارت با فراورده‌های هنری، زمینه‌ای بومی و متمایز برای بازتعریف هویت هنرهای صناعی معاصر فراهم آورده است؛ با تطبیق مبانی نظر مذکور، بر وضعیت هنرهای صناعی ایران، به‌ویژه سرامیک، نشان داده می‌شود که چگونه این حوزه با حفظ پیوند با سنت، از یک سو به عرصه هنرهای تجسمی/مفهومی راه یافته و از سوی دیگر، با حفظ ماهیت مادی و فرایندمحور خود، به ابزاری برای بیان انتقادی و کنش اجتماعی (کرفتیویسم) تبدیل شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
