Comparative study of the expressions "Endallah" and "Endarb" and their belongings in the Holy Quran

Document Type : Original Article

Authors
1 Islamic Azad University, Central Tehran branch
2 University of Tehran
Abstract
Contemplation is an unparalleled principle in human interaction and engagement with the treasure trove of divine revelation and the glorious word of God. When the question arises as to what the verses of the Quran aim to convey, the most important consideration that comes to mind is determining the semantic value of these verses, which undoubtedly is achieved through contemplation. This is because the Wise Creator has conveyed His message through Arabic words. Therefore, a greater emphasis on the Quranic verses and expressions, along with deriving conceptual and thematic conclusions from the text of the Quran, should be given more attention. While studying the Quranic verses, we encounter phrases where the preposition is the same, but the object differs. For instance, in some verses, the word "Inda" is used with "Allah," while in others, it is paired with the word "Rabb." This raises the question in the reader's mind: What is the difference between the expressions "Inda Allah" and "Inda Rabb" in the Holy Quran? What subjects has God associated with these expressions, and what objectives does He pursue by presenting these subjects? Can a deeper understanding of the Quran be achieved through recognizing the contextual relationship of these expressions? The present study aims to answer these research questions through a descriptive-analytical method. Based on the investigations conducted, a meaningful relationship exists between the use of different combinations of "Inda" in the Holy Quran. Concepts like knowledge, covenant, signs, book, victory, sustenance, the hereafter, goodness, and endurance are associated with "Inda Allah," while topics such as the abode of peace, the path of truth, the descent of punishment, the states of the guilty, and others are used alongside "Inda Rabb." Accordingly, the overlaps, distinctions, and commonalities between these two expressions have been enumerated and examined, revealing overlaps in subjects like knowledge, the degrees of divine reward, and the martyrs.
Keywords

مقدمه

واژگان قرآن یکی از عناصر انتقال معنا به مخاطبان خود برشمرده می­شوند که آشنایی با معنای ظاهری و باطنی و کشف ارتباط آنها می‌تواند خواننده قرآن را هرچه بیشتر به مقصود و مراد به­کارگیرنده آنها واقف نماید.

وجود عبارات متفاوتی مانند "عندالله"، "عندرب"، "عندالرحمن"، "عندبارئ" و "عند ملیک مقتدر" در قرآن این سؤال را در ذهن ایجاد می­کند که خداوند از بیان این تعابیر گوناگون چه هدف و مقصودی را دنبال می­کند و چرا تعابیری این­چنین و با مضاف یکسان ولی مضاف­الیه­های متفاوت ذکر کرده است؟ لذا تعابیر مذکور می­تواند کارکردهای متفاوت و یا مشترکی داشته و در عین حال افق گسترده­ای برای فهم آیات پیش روی مخاطبان خود ایجاد نماید.

از آنجایی که خداوند حکیم از به­کارگیری تک تک کلمات قرآن کریم دارای منظور و مقصود خاصی بوده لذا به منظور تدبر بیشتر در کلام وحی بررسی محتوایی، تطبیق و کشف ارتباط بین متعلقات عبارات "عندالله" و "عندرب" در قرآن مورد توجه و ضروری به نظر می­رسد ولی تاکنون در پژوهش­های قرآنی مورد بررسی قرار نگرفته است.

این پژوهش حاصل بررسی حدود 97 آیه از قرآن کریم است که مشتمل بر عبارات "عندالله" و "عندرب" بوده و سعی شده با درنگ و ژرف­کاوى در آیات مربوطه بیشترین و کمترین متعلقات و اشتراکات و افتراقات را احصاء و بررسی نموده تا راهی برای تقرب و نیل به هدف غایی خالق و درک بیشتر از لطایف و مضامین قرآنی را فراسوی خواننده فراهم آورد و دیگر تعابیر در این پژوهش جای مقال نمی­باشند. نوع تحقیق حاضر از نوع بنیادی و روش توصیفی– تحلیلی بوده است و برای دستیابی به سؤالات تحقیق، از روش کیفی استفاده شده و به منظور ثبت داده­ها، تمامی متن کلام الله مجید از طریق نرم­افزار قرآنی جامع التفاسیر درخصوص موضوع پژوهش حاضر، به شکل متن و فایل Word وارد نرم­افزارMAXQDA10   شد و مقوله­بندی گردید تا مشخص گردد خداوند کریم در آیات مورد نظر چه موضوعی را بیشتر مورد توجه قرار داده است.

 

مفهوم­شناسی واژگان

عند: لفظی است که در لغت عرب دلالت بر قُرب و نزدیک بودن دارد (راغب اصفهانی،1412ق، ص590). معانی فارسی عند از قبیلِ: نزد، نزدیک، سوی، پیش و... می­باشد. عند برای ظرف حقیقی و مجازی و به معنی مطلق داشتن به­کار می­رود، خواه همراه دارنده باشد و خواه نباشد، مانند:"عِنْدی مال" ؛ خواه آن مال همراه گوینده باشد و خواه همراه او نباشد. امّا گفته شده اصل استعمال عند، در مورد چیزی است که نزدیک عضو و یا جانبی از جوانب شخص باشد و گویند که مفهوم عند، نهایت و غایت نزدیکی است (ابوالفتوح رازی،1408ق،ج3،ص451). چنانچه طریحی در مجمع البحرین ذیل مفرده "عند" می­نویسد: عند ظرف مکان و زمان و غیر متمکن است و تنها حرف جر "مِن" بر آن وارد می شود و در اصل در مورد چیزی به­کار می­رود که نزد تو حاضر باشد (طریحی، 1375، ج3، ص109).

الله: اسم عَلَم برای ذات واجب الوجودِ جامع همه اوصاف کمال است (ابن فارس1404ق،ج2، ص77). اما کسانى که قائل به اشتقاق این کلمه شده­اند نیز در مبدأ اشتقاق اختلاف دارند که اقوال در این زمینه زیاد و خارج از بحث می­باشد اما آنچه در سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام درباره "الله" و ویژگی­هایش آمده است؛"الله" مشتق از"وله" به معنى"تحیر" است، چراکه عقل­ها در ذات پاک او حیران است، این سخن امیرمؤمنان علیه السلام است: "الله معناه المعبود الذی یأله فیه الخلق ویؤله إلیه و الله هو المستور عن درک الابصار و المحجوب عن الأوهام و الخطرات." (صدوق، 1407، 89) که قسمت اخیر حدیث اشاره به آیه (لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار) (انعام: ۱۰۳) دارد. الله به معنای معبودی است که خلق واله و سرگشته ذات اویند و به سوی او باز می­گردند. او پوشیده از ادراک و فراتر از دسترس اوهام و خیالات است و از افکار و عقول خلق محجوب (مجلسی، 1404، ج3، ص222). گاه نیز آن را از ریشه "أله" (به معنى عبادت) دانسته‏اند، و در اصل"اَلاِله" است، به معنى"تنها معبود به حق"(عسکری،1400ق ،180). الله نام خدا در زبان عربی است و مسلمانان"الله" را تنها خدای عالم می­دانند. در فارسی معادل این واژه را می­توان کلمه خدا دانست و این نام جز بر خدا اطلاق نمى‏شود (طبرسی،1415،ج1، ص24). اسماء دیگر خداوند غالباً به عنوان صفت براى کلمه" اللَّه" به­کار می‌روند.

رب: یکی از اسماء الهی که بعد از اسم جلاله الله، بیشترین کاربرد را در قرآن دارد، واژۀ رب است. انبیا و اولیاء الهی نیز در ادعیه و مناجات­شان با خداوند متعال، به این اسم، بسیار توسل جسته­اند (فَدَعا رَبَّهُ أَنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ- قمر:10). این واژه در قرآن از معانی مختلفی برخوردار است که با بررسی آیات پی ­می­­بریم این واژه در اکثر موارد در معنای خداوند متعال و در موارد اندکی در معنای غیر خداوند استعمال شده است.

واژۀ «ربّ» در قالب مضاف الیه (مانند عبارت عند رب که مورد نظر پژوهش حاضر است) و همچنین به صورت مضاف مانند (ربُّ العرش)، (ربُّ العالمین)، (ربُّ السّماواتِ والارضِ)، (ربُّ الناسِ)، (ربّ الفَلق)، (ربّکم)، (ربّنا) و... در قرآن به­کار رفته است.

در کتب لغت برای واژه "رب" معانی گوناگون نقل شده است، مانند: مصلح، مالک، صاحب، سید، مدبر، مربی، قیم، منعم و خالق که به نقل برخی از آنها می­پردازیم:

  • الرب: با الف و لام بر خداوند تبارک و تعالی اطلاق می­شود و آن را صاحب شیء می­گویند... و در معنای سید به­کار رفته است. استعمال آن با الف و لام برای مخلوق به معنای مالک جایز نیست (مقری فیومی،بی تا، ج2،ص214).
  • الرب همان خدای عزوجّل است و او رب هر چیزی است یعنی مالک آن و الرب در غیر خداوند گفته نمی­شود مگر به صورت اضافه. الرب در لغت به مالک، سید، مدبر، مربی، منعم و قیم اطلاق می­شود (ابن منظور، 1414ق، ج2،ص123).
  • رب: پروردگار اصلاح­کننده شیء است زیرا او اصلاح­کننده احوال خلقش است (ابن فارس،1402، ج3 ،ص125).
  • رب از تربیت مشتق شده است و این کلمه به طور اطلاق جز به خدا گفته نمی­شود و در غیر خدا مقیّد می­آید نحو: ربّ الدار. ربّ به معنى مربّى از اسماء حسنى است و مقام ربوبیّت خداوند را روشن می­کند یعنى آنگاه که در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمین. مراد پرورش دادن و تربیت کردن تمام موجودات است (قرشی، 1407، ج3، ص43).

خلاصه اینکه لفظ رب در معانی متعددی به­کار رفته است که در تمام این معانی، مشترک معنوی است و جامع آنها کلمه "من بیده امر التدبیر و الادارة و التصرف " است. بنابراین، رب یعنی کسی که امر تدبیر امور و اداره آن و تصرف در امور، به دست اوست که یک مفهوم کلی است و معانی دیگر مانند تربیت، اصلاح، حاکمیت، مالکیت و صاحبیت، همگی مصادیق این مفهوم کلی هستند" (سبحانی، بی تا، 17) و اگر دقت کنیم «رب» یک معنى بیش ندارد و آن کسى است که اختیار و تصرف در امور مربوط به شئ را داشته باشد و سایر معانى رویه­هاى مختلف از یک واقعیت است و در همه موارد آن، معنى واحدى که اختیاردارى و سرپرستى است، محفوظ مى­باشد. مربى و مصلح و رئیس و مالک و صاحب، رویه­هاى مختلف از یک واقعیت­اند و هرگز نباید اینها را معانى مختلف شمرد، بلکه معنى «رب» که از ماده «ربب» گرفته شده، نه «ربى» همان کسى است که تدبیر و اراده و تصرف در چیزى از آن او باشد و دقت در آیات قرآن نیز همین معنا را مى رساند (سبحانی،1383، ج2،ص250).

تحلیل و بررسی محتوایی عبارت "عندالله" در قرآن کریم

عبارت «عِنْدَ اللَّه» در قرآن کریم که مرکب است از کلمه «عند» و لفظ جلاله «الله»، «عند» اسم بوده و بر نوعی از ظرفیت دلالت می­کند و می­رساند که مدخول آن ظرف برای چیزی هست (النصاری1408ق، ج1، ص207) حال ظرف مادی (مکانی و زمانی) باشد، مثل اینکه می­گوییم: «فلان کتاب نزد من است» و یا معنوی و احاطه علمی باشد، مثل اینکه می­گوییم همه چیز از جمله علم (اعراف/187 و احزاب/63)، آیات (انعام/109و عنکبوت/50)، عهد (التوبه/7 و بقره/80)، نصرت (آل­عمران/126 و انفال/10)، رزق (عنکبوت/17 و آل­عمران/37)، خیر و بقاء (قصص/60 و شوری/36) نزد خداست[1]. امّا از آنجا که کلمات «عند»، «لَدُن» و «لَدَی» تا حدودی به یک معنا بوده و در مواردی نیز به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند، با این تفاوت که «عند» هم برای حاضر و هم برای غائب به­کار می­رود (ازهری،1421ق، ج14،ص88)، عبارتی که «عِنْدَ اللَّهِ» در آن به­کار رفته است دال بر این معناست که همه موجودات نزد خدا حاضر و در محضر او هستند و در جایی که بخواهیم از احاطه علمی او سخن بگوییم، تعبیر فوق را بیان می­کنیم و این عبارت هیچ­گونه دلالتی بر حضور حقیقی و یا نازل شدن چیزی از سوی خداوند به کسی یا چیزی ندارد و ابتداء و انتهاء در معنای «عِنْدَ اللَّه» نهفته نیست، چراکه طبق آیات صریح قرآن (لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصار) (انعام/103) منظور از عندیت الهی حضور جسمی و درک باری­تعالی نخواهد بود و خداوند محدود به زمان و مکان نبوده، بلکه حضور الهی حضور قیومیت است و از آنجا که قیوم بودن درباره خداوند ـ که از جسم و صفات جسمانی منزه است ـ مفهومی ندارد، به معنی انجام کار خلقت و تدبیر و نگهداری است؛ زیرا هنگامی که انسان می‌خواهد کاری را انجام دهد برمی­خیزد. آری، او است که همه موجودات جهان را آفریده، تدبیر، نگاه­داری و تربیت و پرورش آنها را برعهده گرفته است و به طور دائم و بدون هیچ‌گونه وقفه قیام به این امور دارد. از این بیان، روشن می‌شود: «قَیُّوم» در واقع، ریشه و اساس تمام صفات فعل الهی است (منظور از صفات فعل، صفاتی است که رابطه خدا را با موجودات جهان بیان می‌کند). امام خمینی معتقد است تمام موجودات ظاهر و باطن و تمام عوالم غیب و شهادت، تحت تربیت اسم الله و تمام حرکات و سکنات او به قیومیت اسم الله است اما حقیقت این قیومیت حق را کسی جز اولیاء خاص نمی‌دانند و قرب و بعد به‌ نحو مجاز و استعاره است زیرا ساحت مقدس حق منزه از قرب و بعد حسی و حتی معنوی است و احاطه حق بر همه موجودات احاطه قیومی است (خمینی،1388،ص659؛288).

 در قرآن کریم عبارت "عندالله" در کنار موضوعات فراوانی به­کار رفته است که می­توان آنها را بر دو بخش تقسیم نمود: آیاتی که کتاب، رسول، آیات، دین، ثواب، خیر و ابقی را عندالله ذکر کرده­اند، به نوعی بیانگر این است که خداوند با آوردن آنها در روند هدایت و بیان تکلیف الهی مرحله تبلیغ را بیان نموده و عدم پذیرش به عناد انسان­ها برمی­گردد چراکه وقتی مطلبی به طور مشخص تبیین و ذکر شود، دیگر جهل و نادانی در آن بی­معنی خواهد بود. دستۀ دیگر آیات متصف به فعل خداوند است همانند رزق (آل عمران:37) و نصر (آل عمران:126) که خداوند متعال به اختصاص آنها به خود تصریح کرده است تا جای هیچ­گونه ایراد و تردیدی باقی نماند و راه برای کسب معرفت و ایجاد این رابطۀ دوسویه مشخص باشد و عبارت "من عندالله" در این آیات بیانگر این نکته است که تصریح نماید انسان در هیچ حال و احوالی از خداوند بی­نیاز نمی­باشد و درحقیقت فعل و کار خداوند محسوب می‌شوند و ذهن ما با دیدن افعال وی به­وجود این اوصاف منتقل می‌گردد تا آنجا که اگر او به چنین کاری دست نمی‌زد، هرگز نمی‌توانستیم او را به این اوصاف توصیف کنیم؛ مانند رازق، که با فراهم ساختن وسایل زندگی مردم می‌گوییم او رازق است. پس اگر او مبدأ این کار نبود و فعلی را انجام نمی‌داد و ما تنها به ذات او توجه می‌کردیم هرگز به وجود چنین اوصافی پی نمی‌بردیم (سبحانی، 1411، ج1، ص85) و همچنین از جمله صفاتی هستند که در ثبوت و تحقق متوقف بر غیر است (ر.ک: طباطبایی، 1373، ج4، ص98-99) یعنی زمانی خدا به صفت رازقیت متصف می‌شود که هم خدا و هم مخلوقات و هم رابطۀ میان خدا و مخلوقات درنظر گرفته شود. در این صورت صفت رازقیت را انتزاع کرده و می‌گوئیم خداوند رازق موجودات است. همچنین در مورد نصرت الهی در آیۀ 7 سوره محمد تصریح گردیده است که اگر خداوند را یاری دهید، او نیز شما را یاری خواهد نمود (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم/محمد:7) و منظور از نصرت دادن به خدا، هرگونه یاری دادن مانند یاری دین و پیامبر خدا (ابوالفتوح رازی، 1408، ج17، ص297؛طبرسی، 1415، ج9، ص149) و جهاد در راه خدا می­باشد و مراد از اینکه فرمود:"خدا هم شما را یارى مى‏کند" این است که اسباب غلبه بر دشمن را برای­تان فراهم مى‏سازد، مثلاً ترسى از شما در دل کفار مى‏اندازد و امور را علیه کفار و به نفع شما جارى مى‏کند و دل­هاى شما را محکم و شجاع مى‏سازد (طباطبایی، 1374، ج18، ص229).

 تحلیل و بررسی محتوایی عبارت "عند رب" در قرآن کریم

آیاتی که عبارت عند رب در آن آمده است به چند دسته تقسیم می­شود:

الف: در آیات فراوانی که ترکیب عند رب به­کار رفته است، رب در معنای مربی بودن پروردگار و تربیت مخلوقات است و در کنار این تعبیر موضوعات متفاوتی مطرح شده است.

خداوند عزیز چون مربی است و تربیت دارای نظام پاداش برای عاملین و مؤمنین و عذاب و شکنجه برای متخلفین است از عبارت عند رب استفاده نموده و خداوند مؤمنین را با اجر و پاداش و وعده بهشت (بقره:62) تشویق به عمل نموده و در مقابل متخلفین را با وعده به عذاب از ارتکاب به جرم و جنایت بازداشته و تحذیر نموده است (سجده:12/سبا:31). ظلم (ستم به خود و دیگران) و کفر (عدم پذیرش حق) چیزی جز سرشکستگی و عذاب و شکنجه در نزد مربی ندارد. به همین منظور از عبارت عند رب استفاده نموده است.

یکی از معانی رب، تربیت است و خداوند مربی اصلی کتاب خود به انبیای الهی است. او تفسیر این آیات را به پیامبر آموخته و پیامبر هم آن را به ائمه (ع) آموخته است. پس همه علم کتاب از ناحیه رب جلیل است و او مربی راسخون فی العلم می­باشد. به همین سبب از عبارت عند رب در آیه 7 آل عمران استفاده شده است.

اعمال صالح نزد خدا بهترین ذخیره و چیزی باقی ماندنی است (مریم:76) زیرا مترتب ثواب و پاداش عاملین می­گردد که یکی از شئون مربی است.

عمل نیک مرضی پروردگار است (مریم:55) زیرا خداوند تربیت­کننده و مربی است و این اعمال در رشد بنده و رسیدن به کمال او را یاری می­رساند.

پاسداشت محرمات یکی از توصیه­های مربی به تربیت­شوندگان است (حج:30) و این یکی از شئون مربی است به همین دلیل از تعبیر یا ترکیب عند رب استفاده نموده است.

بهره دنیا و آخرت برای متقین است (قلم:34) زیرا آنها گوش به فرمان مربی خود هستند که مدبر و خالق عالم هستی است. خداوند مربی عالم وجود است و به واسطه این صفت خوبان و ملائکه به عبادت وجود پروردگار خویش مشغولند (فصلت:38). درجه دادن به مؤمنین و رتبه­بندی آنها یکی از صفات مربی است (انفال:4).

ب: یکی از معانی رب، مالک و صاحب اختیار بودن است. او مالک دنیا و آخرت است. لذا در مورد تعدادی از آیات از این عبارت به منظور نشان دادن این مطلب استفاده نموده که چون خداوند مالک و صاحب اختیار روز قیامت است لذا کافرین و منافقین و اهل کتاب در روز قیامت در نزد پروردگار محاجه می­کنند و اوست که این اختلافات را بررسی و داوری می­کند (آل عمران:73) زیرا تنها او مالک و صاحب اختیار و حسابرس واقعی روز قیامت است. خداوند مالک یوم الدین است. پس تنها او داننده زمان وقوع قیامت و حسابرسی اعمال مخلوقین است (آل عمران:187).

ج: یکی از تعاریف رب منعم است و شهدا و مؤمنین زنده­اند و در جوار رحمت الهی روزی خورده و از نعمت­های او بهره­مندند (حدید:19).

د: در آیه 44 سوره یوسف عند رب به معنای پادشاه به­کار رفته است. یکی از معانی رب؛ قیم، سرپرست و پادشاه است و چون فرعون صاحب اختیار و پادشاه آن یار زندانی یوسف بوده از این عبارت استفاده شده است.

ه: یکی از تعاریف رب خالق است. چون خداوند خالق عالم هستی است نهایت کمال هر شیء را می­داند و آن را به سوی کمال خود هدایت می­کند. لذا هر آنچه برای مخلوق ضرر داشته به عنوان گناه یا سیئه و به عنوان حکم و دستور نهی نموده است. شاهد مثال این معنا آیه 38 سوره اسراء می­باشد.

همان­گونه که قبلاً اشاره گردید رب در تمامی این معانی مشترک معنوی است و در مجموع موضوعاتی که عبارت عند رب در کنار آنها به­کار رفته است بیانگر این است که رب پرورش­دهنده­ای است که به موجود مورد تربیت خویش نشو و نما می­دهد تا آنجا که آن موجود به کمال برسد و متعهد است که برای زیست موجودات مورد تربیتش قانون­گذاری کند و او را به وسایل رسیدن به کمال خود مجهز ساخته و در این راه راهنمایی می­کند (عسکری، 1388،ص59). تأمین نیازهای موجود مورد تربیت مثل تدوین قانون­های لازم جهت زندگانی و هدایت از شئون اصلی ربوبیت است و چنانچه در آیات سوره اعلی آمده است هدایت از ابتدای پیدایش و تکوین موجود تا پایان حیات ادامه دارد. خداوند متعال چون رب جهان و موجودات است، هدایت همه آنها را به­دست دارد. رب جهان بر اساس صفت ربوبیت، بعد از خلقت موجود و اعطاء وسایل تحصیل کمال، او را به راه کمال راهنمایی می­کند.

 

معارف قرآن و طرح دسته­بندی آن

 

با اینکه در بسیاری از روایات می­خوانیم که علم کامل قرآن نزد پیغمبر اکرم (ص) و ائمۀ اطهار (ع) است و آنان معلم و مفسر حقیقی قرآن هستند [چنان­که قرآن دربارۀ پیغمبر اکرم (ص) می­فرماید که معلم و مبین قرآن، خود پیغمبر اکرم است و (یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَة/ جمعه:2)]. با این حال، می­بینیم که هم خود پیغمبر اکرم (ص) و هم ائمۀ اطهار (ع) تأکید می­کنند که به قرآن مراجعه کنید و حتی می­فرمایند: «اگر در صحت روایات منقول از ما شک کردید آنها را با قرآن بسنجید». در روایات بابی وجود دارد به نام عرض علی الکتاب و در کتاب­های اصول در باب تعادل و ترجیح ذکر می­شود، که یکی از مرجحات و یا شرایط اعتبار روایت، موافقت و عدم مخالفت آن با قرآن است. بله البته طبق روایات یکی از راه­های تشخیص صحت حدیث، عرضه بر قرآن است. اما اینکه توسط چه کسی این کار صورت گیرد بسیار مهم است، چرا که اگر هرکس بتواند خودش قرآن را بفهمد و روایات را عرضه بر قرآن کند جایگاه مفسران واقعی و این همه روایاتی که از تفسیر به رأی منع می­کند نامعلوم می­گردد. لذا برای جمع این روایات باید به عالم دین (عالمی که واقعی باشد یا به گونه­ای در این خانه تربیت شده باشد) مراجعه کرد تا او عرضه کند و ما اخذ نمائیم و با توجه به دلالت­های آنان بتوانیم از معارف قرآن بهره­مند گردیم. اما ما در عین حال مأموریم هم از طرف خود قرآن و خدای متعال، و هم بنا بر تأکیدهای پیغمبر اکرم (ص) و توصیه­های ائمۀ اطهار (ع)، در آیات قرآن تدبر کنیم، ما موظفیم معارف قرآن را به صورت سیستماتیک و منظم عرضه کنیم، به صورتی که پژوهشگر بتواند از یک نقطه شروع کند و زنجیروار حلقه­های معارف اسلامی را به هم ربط دهد و در نهایت به آنچه هدف قرآن و اسلام است، نائل شود. پس ناچاریم معارف قرآنی را دسته­بندی کنیم و به آنها شکلی دهیم تا آموختن آنها برای کسانی که وقت کمی دارند، آسان و نیز در مقابل نظام­های فکری دیگر قابل عرضه باشد.

برای دسته­بندی معارف قرآن باید نظام خاصی را برای موضوعات درنظر گرفته، آنگاه برای هر موضوعی، آیاتی را پیدا کرده، و در کنار یکدیگر قرار داده و سپس دربارۀ آنها اندیشید و از همدیگر برای روشن­کردن نقطه­های ابهامی که احیاناً وجود دارد کمک گرفت. یعنی تفسیر القرآن بالقرآن همان راهی که علامۀ بزرگوار طباطبائی در تفسیر المیزان نشان داده­اند و عمل کرده­اند و با نگرشی نو به قرآن، آیات را با استمداد از تدبّر و استنطاق معنای آیه از مجموع آیات ذی­ربط تفسیر کرده است. علّامه، روش تفسیر «قرآن به قرآن» را حاصل تعلیم پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) و تفسیر واقعی قرآن معرفی می­کند: چنان­که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می­فرماید: «وَ اِنَّما نُزِّلَ لِیُصدِّقَ بَعضُه بعضاً» و امیرالمؤمنین(علیه السلام)نیز می فرماید: «یَنطقُ بعضُه ببعض و یَشهدُ بعضُه علی بعض (طباطبایی،1388؛78).

 

می­دانیم که قرآن کریم دسته­بندی­های مرسوم در کتب بشری را مورد نظر قرار نداده است. پیدا کردن عنوانی کلی برای مفهوم یک یا چند آیه، کار مشکلی نیست ولی شکل دادن و گنجانیدن عناوین در یک نظام مشکل است. پژوهنده در این تحقیق سعی کرده است برگرفته از طرح دسته­بندی آقای مصباح یزدی، یک مدل مفهومی برای آیات مورد نظر تحقیق ارائه نمایند تا اشتراکات، افتراقات، هم­پوشانی و بیشترین و کمترین موضوعات مطرح شده در ذیل عبارات عندالله و عند رب مشخص گردد. در این طرح می­توانیم نظام معارف قرآنی را به صورت زیر درنظر بگیریم:

1-خداشناسی (توحید، صفات و افعال الهی و..)

2- تاریخ انبیاء و معصومین (ع) و قوم آنها (راهنماشناسی)

3-انسان­شناسی (ابعاد جسمی و روح انسان)

4-معاد (فرجام­شناسی و بحث مرگ، قبر، برزخ، قیامت و عالم آخرت)

5- جهان­شناسی (عالم دنیا، ملائکه، جن، علوم و...)

6- قرآن­شناسی (شناخت ابعاد کلام الله مجید)

7- احکام و اخلاق (راه­شناسی)

 

نخست به مسائل خداشناسی و انسان­شناسی وارد شده، سپس سایر مسائل انسانی از راه تدبیر و تربیت الهی نسبت به انسان مورد بحث قرار داده می­شود. در بخش انسان­شناسی و معاد روشن می­گردد که زندگی دنیا مقدمه­ای برای آخرت و مرحله­ای است که انسان باید با انتخاب خود، راه سعادت را برگزیند و سرنوشت نهایی خود را بسازد و تدبیرات الهی در این جهان بر محور تأمین مقدمات انتخاب (ابتلا و آزمایش) دور می­زند.

در احکام و اخلاق برنامه­های عملی قرآن برای انسان در رابطۀ با خدا، و با خود، و با دیگر انسان­ها مطرح می­شود و تعالیم این کتاب آسمانی دربارۀ هر بخش جداگانه مورد بررسی قرار می­گیرد. خودشناسی و خودسازی و نیز خیر و شر در افعال اختیاری و رابطۀ آنها با کمال و سعادت نهایی، روش تربیت و تزکیۀ قرآن (بیدار کردن انگیزه­های خیرجویی به وسیلۀ انذار و تبشیر) نقش ایمان و عمل و بیان رابطۀ آنها با یکدیگر و رابطۀ هر دو با علم و سرانجام تفاصیل اخلاق فاضله و رذیله مطرح می­شود. این بخش به این مناسبت بعد از «قرآن­شناسی» می­آید که در آن به این نتیجه می­رسیم که هدف قرآن، تزکیه و تعلیم است. تزکیه بحث اخلاق و خودسازی را ایجاب می­کند و تعلیم بحث­های آینده را. در همۀ مراحل ارتباط با محور اصلی «الله » کاملاً محفوظ است ( مصباح یزدى، 1368، ص10-16).

 

یافته­های حاصل از بخش دسته­بندی معارف قرآن

از مجموع 58 مورد تکرار عبارت "عندالله" در آیات مشاهده می‌شود 29 درصد درباره موضوع معاد، 23 درصد درباره موضوع احکام و اخلاق و 17 درصد موضوع انسان­شناسی و 16 درصد درباره موضوع خداشناسی می­باشد و 15 درصد مابقی مربوط به موضوع انسان و قرآن­شناسی می­باشد. بیشترین مورد تکرار در مورد متعلقات عندالله مربوط به موضوع معاد و کمترین کاربرد برای موضوع قرآن­شناسی می­باشد.

همچنین از مجموع 39 مورد تکرار "عند رب"، 59 درصد درباره موضوع معاد و 15 درصد درباره موضوع تاریخ انبیاء و معصومین و قوم آنها و 13 درصد درباره موضوع احکام و اخلاق می­باشد و 13 درصد مابقی در مورد انسان، خدا و جهان­شناسی می­باشد. بیشترین مورد تکرار در مورد متعلقات عند رب مربوط به موضوع معاد و کمترین کاربرد برای موضوع جهان­شناسی می­باشد.

 

 

 

 

نتایج به­دست آمده از تحلیل سؤالات تحقیق

  • موضوع قرآن­شناسی تنها همراه با عبارت عندالله به­کار رفته است.
  • موضوع جهان­شناسی تنها همراه با عبارت عند رب به­کار رفته است.
  • بین موضوعات معاد، خداشناسی، تاریخ انبیاء و معصومین و قوم آنها، احکام و اخلاق و انسان­شناسی بین عندالله و عند رب هم­پوشانی وجود دارد و کلام الله مجید از هر دو عبارت برای بیان این موضوعات استفاده نموده است.
  • بیشترین هم­پوشانی در استفاده از عبارت عندالله و عند رب در موضوع معاد بوده است.
  • کمترین هم­پوشانی در استفاده از عبارت عندالله و عند رب در موضوع انسان­شناسی بوده است.

- با عنایت به یافته­های تحقیق حاضر همه فرضیه­های تحقیق تأیید می­شود و مشخص گردید که بین به­کارگیری متعلقات عند رابطه معناداری وجود دارد، در این تحقیق معلوم شد که:

آیاتی که در آن عبارات مذکور به­کار رفته است هرکدام متوجه امور خاصی از دنیا و آخرت است که از جمله این امور می­توان به نصرت، رزق، کتاب، دین، غنیمت، آیات، ثواب و عقاب بندگان توسط خداوند و ... اشاره نمود. حال برخی از این موارد جهت تشویق بندگان در مسیر کمال انسانی به قدر وسع بشری برای مخلوقات قابل حصول هستند و مواردی که قابل حصول نیستند جهت تذکر بندگان به این نکته است که در مسیر آنها خود را به تکلف نیندازند و بین آیات مختلفی که عبارات مشابه دارند به نوعی همگونی برقرار است، به عنوان مثال علم، درجات پاداش الهی، شهدا و... از مشترکات بین تعابیر عندالله و عند رب است.

در مورد عندالله و عند رب پرتکرارترین موضوعات به ترتیب عبارت­اند از: پاداش اعمال، تاریخ انبیاء و احکام که در این مورد با هم اشتراک دارند البته میزان تکرار در هر کدام متفاوت است، بدین صورت که تعداد تکرار در مورد پاداش اعمال، ویژگی­های مؤمنین و معصومین مساوی، در مورد تاریخ انبیاء و ویژگی کفار در عندالله دو برابر عند رب و در احکام در عندالله سه برابر عند رب تکرار دیده می­شود. همچنین در مورد آیات الهی در عندالله 4 برابر عند رب تکرار دیده می­شود.

تنها در سه موضوع بین عندالله و عند رب اشتراک محتوایی وجود دارد و آن بحث علم زمان وقوع قیامت، درجات مؤمنین و بهشت می­باشد که همگی جزء امور اخروی است که کلام الله مجید با توجه به تنبه دادن مؤمنین به عمل و درنظر داشتن آنها به آخرت از هر دو عبارت عندالله و عند رب استفاده نموده و در دیگر موارد هر کدام بنابر مصلحت خود از عبارت عندالله یا عند رب و دیگر تعابیر استفاده نموده است. به هر حال با توجه به بررسی کلی می­توان به این نتیجه رسید که در عبارت عندالله بیشتر توجه به امور دنیوی مانند بیان احکام (مانند حکم شهادت زنا، حکم نوشتن سند، ممنوعیت ازدواج با همسران پیامبر و...)، قرآن­شناسی، رزق، نصرت، کتاب الهی، فال بد، مکر، تاریخ انبیاء و... مطرح است و در عبارت عند رب بیشتر به تنبه مؤمنین به امور اخروی مانند دارالسلام، قدم صدق، نزول عذاب بر کافران و مجرمین و احوال مجرمین در آخرت و.. توجه شده است. در بیشتر موارد بحث معاد مطرح شده است و قرآن کریم بسیار هنرمندانه روز قیامت را به تصویر کشیده است، تا باورمندی معاد و پذیرش آن برای مردم آسان­تر شود چرا که این باورمندی در شیوه زندگی افراد، جهان­بینی و هدایت ایشان تأثیر به­سزایی دارد.

 

[1] إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ(اعراف:187/ احزاب:63)/ قُلْ إِنَّمَا الْآیَاتُ عِنْدَ اللَّهِ(انعام:109/عنکبوت:50)/ کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ(توبه:7)/ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ(آل عمران:126)/ إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ (عنکبوت:17)/ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى(قصص:60)

 

  • منابع

    قرآن کریم

    • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی (1408ق)، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، آستان قدس رضوی: بنیاد پژوهش­های اسلامی.
    • ابن فارس، ابوالحسین بن زکریا (1402ق)، معجم مقاییس اللغه، تحقیق و ضبط عبدالسلام محمد هارون (چاپ دوم)، مصر.
    • ابن‌ منظور، محمد بن مکرم (1414ق)، لسان العرب، بیروت: دار صادر.
    • ازهری، محمد بن احمد (1421 ق)، تهذیب اللغه، چاپ اول، بیروت: دار احیاء التراث العربی‏.
    • النصاری، ابن هشام (1408 ق)، مغنی اللبیب، قم: مکتبة السید الشهداء.
    • خمینی، روح الله (1388)، شرح چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
    • راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق)، مفردات الفاظ قرآن، محقق: داوودی، صفوان عدنان (چاپ اول)، بیروت: دار الشامیه.
    • سبحانی، جعفر (بی­تا)، الاسماء الثلاثه; الاله و الرب و العباده، بی­جا.
    • ------، منشور جاوید (1383)، (چاپ اول)، قم: مؤسسه امام صادق (ع).
    • ------، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل (1411)، (چاپ سوم)، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی.
    • صدوق، محمد بن علی (1407ق)، التوحید، تهران: دار الکتب الإسلامیه.
    • طریحی، فخرالدین بن محمد (1375)، مجمع البحرین، ترجمه احمد حسینی اشکوری. تهران: مکتبه المرتضویه.
    • طباطبایی، محمدحسین (1373)، بدایه الحکمه، ترجمه علی شیروانی، (چاپ اول)، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
    • -----‏(1374ش)، تفسیر المیزان، ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
    • -----،(1388)، قرآن در اسلام، قم، بوستان کتاب قم.
    • طبرسی، فضل بن حسن (1415ق)، مجمع البیان فی تفسیر القران، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات
    • عسکری، حسن بن عبدالله (1400ق)، الفروق فی اللغه، (چاپ اول) بیروت: دار الافاق الجدیده.
    • عسکری، مرتضی (1388)، نقش ائمه در احیاء دین، قم: دانشکده اصول الدین.
    • علوی حسینی، نیره السادات (1396)، آل الله در کتاب الله، انتشارات طوبای محبت.
    • قرشی، علی اکبر (1407ق)، قاموس قرآن، تهران: دار الکتب الإسلامیه.
    • مجلسی، محمدباقر (1404)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت: مؤسسة الوفاء.
    • مصباح یزدى، محمدتقى (1368)، معارف قرآن: خداشناسى، کیهان‌شناسى، انسان‌شناسى، قم: مؤسسه در راه حق.
    • مقری فیومی، احمد بن محمد (بی­تا)، المصباح المنیر، بیروت: مؤسسة الوفاء.
Volume 5, Issue 9 - Serial Number 9
Humanities
Volume 5, Spring & Summer 2024, No.9
September 2024
Pages 27-38