نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
واژگان قرآن یکی از عناصر انتقال معنا به مخاطبان خود برشمرده میشوند که آشنایی با معنای ظاهری و باطنی و کشف ارتباط آنها میتواند خواننده قرآن را هرچه بیشتر به مقصود و مراد بهکارگیرنده آنها واقف نماید.
وجود عبارات متفاوتی مانند "عندالله"، "عندرب"، "عندالرحمن"، "عندبارئ" و "عند ملیک مقتدر" در قرآن این سؤال را در ذهن ایجاد میکند که خداوند از بیان این تعابیر گوناگون چه هدف و مقصودی را دنبال میکند و چرا تعابیری اینچنین و با مضاف یکسان ولی مضافالیههای متفاوت ذکر کرده است؟ لذا تعابیر مذکور میتواند کارکردهای متفاوت و یا مشترکی داشته و در عین حال افق گستردهای برای فهم آیات پیش روی مخاطبان خود ایجاد نماید.
از آنجایی که خداوند حکیم از بهکارگیری تک تک کلمات قرآن کریم دارای منظور و مقصود خاصی بوده لذا به منظور تدبر بیشتر در کلام وحی بررسی محتوایی، تطبیق و کشف ارتباط بین متعلقات عبارات "عندالله" و "عندرب" در قرآن مورد توجه و ضروری به نظر میرسد ولی تاکنون در پژوهشهای قرآنی مورد بررسی قرار نگرفته است.
این پژوهش حاصل بررسی حدود 97 آیه از قرآن کریم است که مشتمل بر عبارات "عندالله" و "عندرب" بوده و سعی شده با درنگ و ژرفکاوى در آیات مربوطه بیشترین و کمترین متعلقات و اشتراکات و افتراقات را احصاء و بررسی نموده تا راهی برای تقرب و نیل به هدف غایی خالق و درک بیشتر از لطایف و مضامین قرآنی را فراسوی خواننده فراهم آورد و دیگر تعابیر در این پژوهش جای مقال نمیباشند. نوع تحقیق حاضر از نوع بنیادی و روش توصیفی– تحلیلی بوده است و برای دستیابی به سؤالات تحقیق، از روش کیفی استفاده شده و به منظور ثبت دادهها، تمامی متن کلام الله مجید از طریق نرمافزار قرآنی جامع التفاسیر درخصوص موضوع پژوهش حاضر، به شکل متن و فایل Word وارد نرمافزارMAXQDA10 شد و مقولهبندی گردید تا مشخص گردد خداوند کریم در آیات مورد نظر چه موضوعی را بیشتر مورد توجه قرار داده است.
مفهومشناسی واژگان
عند: لفظی است که در لغت عرب دلالت بر قُرب و نزدیک بودن دارد (راغب اصفهانی،1412ق، ص590). معانی فارسی عند از قبیلِ: نزد، نزدیک، سوی، پیش و... میباشد. عند برای ظرف حقیقی و مجازی و به معنی مطلق داشتن بهکار میرود، خواه همراه دارنده باشد و خواه نباشد، مانند:"عِنْدی مال" ؛ خواه آن مال همراه گوینده باشد و خواه همراه او نباشد. امّا گفته شده اصل استعمال عند، در مورد چیزی است که نزدیک عضو و یا جانبی از جوانب شخص باشد و گویند که مفهوم عند، نهایت و غایت نزدیکی است (ابوالفتوح رازی،1408ق،ج3،ص451). چنانچه طریحی در مجمع البحرین ذیل مفرده "عند" مینویسد: عند ظرف مکان و زمان و غیر متمکن است و تنها حرف جر "مِن" بر آن وارد می شود و در اصل در مورد چیزی بهکار میرود که نزد تو حاضر باشد (طریحی، 1375، ج3، ص109).
الله: اسم عَلَم برای ذات واجب الوجودِ جامع همه اوصاف کمال است (ابن فارس1404ق،ج2، ص77). اما کسانى که قائل به اشتقاق این کلمه شدهاند نیز در مبدأ اشتقاق اختلاف دارند که اقوال در این زمینه زیاد و خارج از بحث میباشد اما آنچه در سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام درباره "الله" و ویژگیهایش آمده است؛"الله" مشتق از"وله" به معنى"تحیر" است، چراکه عقلها در ذات پاک او حیران است، این سخن امیرمؤمنان علیه السلام است: "الله معناه المعبود الذی یأله فیه الخلق ویؤله إلیه و الله هو المستور عن درک الابصار و المحجوب عن الأوهام و الخطرات." (صدوق، 1407، 89) که قسمت اخیر حدیث اشاره به آیه (لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار) (انعام: ۱۰۳) دارد. الله به معنای معبودی است که خلق واله و سرگشته ذات اویند و به سوی او باز میگردند. او پوشیده از ادراک و فراتر از دسترس اوهام و خیالات است و از افکار و عقول خلق محجوب (مجلسی، 1404، ج3، ص222). گاه نیز آن را از ریشه "أله" (به معنى عبادت) دانستهاند، و در اصل"اَلاِله" است، به معنى"تنها معبود به حق"(عسکری،1400ق ،180). الله نام خدا در زبان عربی است و مسلمانان"الله" را تنها خدای عالم میدانند. در فارسی معادل این واژه را میتوان کلمه خدا دانست و این نام جز بر خدا اطلاق نمىشود (طبرسی،1415،ج1، ص24). اسماء دیگر خداوند غالباً به عنوان صفت براى کلمه" اللَّه" بهکار میروند.
رب: یکی از اسماء الهی که بعد از اسم جلاله الله، بیشترین کاربرد را در قرآن دارد، واژۀ رب است. انبیا و اولیاء الهی نیز در ادعیه و مناجاتشان با خداوند متعال، به این اسم، بسیار توسل جستهاند (فَدَعا رَبَّهُ أَنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ- قمر:10). این واژه در قرآن از معانی مختلفی برخوردار است که با بررسی آیات پی میبریم این واژه در اکثر موارد در معنای خداوند متعال و در موارد اندکی در معنای غیر خداوند استعمال شده است.
واژۀ «ربّ» در قالب مضاف الیه (مانند عبارت عند رب که مورد نظر پژوهش حاضر است) و همچنین به صورت مضاف مانند (ربُّ العرش)، (ربُّ العالمین)، (ربُّ السّماواتِ والارضِ)، (ربُّ الناسِ)، (ربّ الفَلق)، (ربّکم)، (ربّنا) و... در قرآن بهکار رفته است.
در کتب لغت برای واژه "رب" معانی گوناگون نقل شده است، مانند: مصلح، مالک، صاحب، سید، مدبر، مربی، قیم، منعم و خالق که به نقل برخی از آنها میپردازیم:
خلاصه اینکه لفظ رب در معانی متعددی بهکار رفته است که در تمام این معانی، مشترک معنوی است و جامع آنها کلمه "من بیده امر التدبیر و الادارة و التصرف " است. بنابراین، رب یعنی کسی که امر تدبیر امور و اداره آن و تصرف در امور، به دست اوست که یک مفهوم کلی است و معانی دیگر مانند تربیت، اصلاح، حاکمیت، مالکیت و صاحبیت، همگی مصادیق این مفهوم کلی هستند" (سبحانی، بی تا، 17) و اگر دقت کنیم «رب» یک معنى بیش ندارد و آن کسى است که اختیار و تصرف در امور مربوط به شئ را داشته باشد و سایر معانى رویههاى مختلف از یک واقعیت است و در همه موارد آن، معنى واحدى که اختیاردارى و سرپرستى است، محفوظ مىباشد. مربى و مصلح و رئیس و مالک و صاحب، رویههاى مختلف از یک واقعیتاند و هرگز نباید اینها را معانى مختلف شمرد، بلکه معنى «رب» که از ماده «ربب» گرفته شده، نه «ربى» همان کسى است که تدبیر و اراده و تصرف در چیزى از آن او باشد و دقت در آیات قرآن نیز همین معنا را مى رساند (سبحانی،1383، ج2،ص250).
تحلیل و بررسی محتوایی عبارت "عندالله" در قرآن کریم
عبارت «عِنْدَ اللَّه» در قرآن کریم که مرکب است از کلمه «عند» و لفظ جلاله «الله»، «عند» اسم بوده و بر نوعی از ظرفیت دلالت میکند و میرساند که مدخول آن ظرف برای چیزی هست (النصاری1408ق، ج1، ص207) حال ظرف مادی (مکانی و زمانی) باشد، مثل اینکه میگوییم: «فلان کتاب نزد من است» و یا معنوی و احاطه علمی باشد، مثل اینکه میگوییم همه چیز از جمله علم (اعراف/187 و احزاب/63)، آیات (انعام/109و عنکبوت/50)، عهد (التوبه/7 و بقره/80)، نصرت (آلعمران/126 و انفال/10)، رزق (عنکبوت/17 و آلعمران/37)، خیر و بقاء (قصص/60 و شوری/36) نزد خداست[1]. امّا از آنجا که کلمات «عند»، «لَدُن» و «لَدَی» تا حدودی به یک معنا بوده و در مواردی نیز به جای یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند، با این تفاوت که «عند» هم برای حاضر و هم برای غائب بهکار میرود (ازهری،1421ق، ج14،ص88)، عبارتی که «عِنْدَ اللَّهِ» در آن بهکار رفته است دال بر این معناست که همه موجودات نزد خدا حاضر و در محضر او هستند و در جایی که بخواهیم از احاطه علمی او سخن بگوییم، تعبیر فوق را بیان میکنیم و این عبارت هیچگونه دلالتی بر حضور حقیقی و یا نازل شدن چیزی از سوی خداوند به کسی یا چیزی ندارد و ابتداء و انتهاء در معنای «عِنْدَ اللَّه» نهفته نیست، چراکه طبق آیات صریح قرآن (لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصار) (انعام/103) منظور از عندیت الهی حضور جسمی و درک باریتعالی نخواهد بود و خداوند محدود به زمان و مکان نبوده، بلکه حضور الهی حضور قیومیت است و از آنجا که قیوم بودن درباره خداوند ـ که از جسم و صفات جسمانی منزه است ـ مفهومی ندارد، به معنی انجام کار خلقت و تدبیر و نگهداری است؛ زیرا هنگامی که انسان میخواهد کاری را انجام دهد برمیخیزد. آری، او است که همه موجودات جهان را آفریده، تدبیر، نگاهداری و تربیت و پرورش آنها را برعهده گرفته است و به طور دائم و بدون هیچگونه وقفه قیام به این امور دارد. از این بیان، روشن میشود: «قَیُّوم» در واقع، ریشه و اساس تمام صفات فعل الهی است (منظور از صفات فعل، صفاتی است که رابطه خدا را با موجودات جهان بیان میکند). امام خمینی معتقد است تمام موجودات ظاهر و باطن و تمام عوالم غیب و شهادت، تحت تربیت اسم الله و تمام حرکات و سکنات او به قیومیت اسم الله است اما حقیقت این قیومیت حق را کسی جز اولیاء خاص نمیدانند و قرب و بعد به نحو مجاز و استعاره است زیرا ساحت مقدس حق منزه از قرب و بعد حسی و حتی معنوی است و احاطه حق بر همه موجودات احاطه قیومی است (خمینی،1388،ص659؛288).
در قرآن کریم عبارت "عندالله" در کنار موضوعات فراوانی بهکار رفته است که میتوان آنها را بر دو بخش تقسیم نمود: آیاتی که کتاب، رسول، آیات، دین، ثواب، خیر و ابقی را عندالله ذکر کردهاند، به نوعی بیانگر این است که خداوند با آوردن آنها در روند هدایت و بیان تکلیف الهی مرحله تبلیغ را بیان نموده و عدم پذیرش به عناد انسانها برمیگردد چراکه وقتی مطلبی به طور مشخص تبیین و ذکر شود، دیگر جهل و نادانی در آن بیمعنی خواهد بود. دستۀ دیگر آیات متصف به فعل خداوند است همانند رزق (آل عمران:37) و نصر (آل عمران:126) که خداوند متعال به اختصاص آنها به خود تصریح کرده است تا جای هیچگونه ایراد و تردیدی باقی نماند و راه برای کسب معرفت و ایجاد این رابطۀ دوسویه مشخص باشد و عبارت "من عندالله" در این آیات بیانگر این نکته است که تصریح نماید انسان در هیچ حال و احوالی از خداوند بینیاز نمیباشد و درحقیقت فعل و کار خداوند محسوب میشوند و ذهن ما با دیدن افعال وی بهوجود این اوصاف منتقل میگردد تا آنجا که اگر او به چنین کاری دست نمیزد، هرگز نمیتوانستیم او را به این اوصاف توصیف کنیم؛ مانند رازق، که با فراهم ساختن وسایل زندگی مردم میگوییم او رازق است. پس اگر او مبدأ این کار نبود و فعلی را انجام نمیداد و ما تنها به ذات او توجه میکردیم هرگز به وجود چنین اوصافی پی نمیبردیم (سبحانی، 1411، ج1، ص85) و همچنین از جمله صفاتی هستند که در ثبوت و تحقق متوقف بر غیر است (ر.ک: طباطبایی، 1373، ج4، ص98-99) یعنی زمانی خدا به صفت رازقیت متصف میشود که هم خدا و هم مخلوقات و هم رابطۀ میان خدا و مخلوقات درنظر گرفته شود. در این صورت صفت رازقیت را انتزاع کرده و میگوئیم خداوند رازق موجودات است. همچنین در مورد نصرت الهی در آیۀ 7 سوره محمد تصریح گردیده است که اگر خداوند را یاری دهید، او نیز شما را یاری خواهد نمود (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم/محمد:7) و منظور از نصرت دادن به خدا، هرگونه یاری دادن مانند یاری دین و پیامبر خدا (ابوالفتوح رازی، 1408، ج17، ص297؛طبرسی، 1415، ج9، ص149) و جهاد در راه خدا میباشد و مراد از اینکه فرمود:"خدا هم شما را یارى مىکند" این است که اسباب غلبه بر دشمن را برایتان فراهم مىسازد، مثلاً ترسى از شما در دل کفار مىاندازد و امور را علیه کفار و به نفع شما جارى مىکند و دلهاى شما را محکم و شجاع مىسازد (طباطبایی، 1374، ج18، ص229).
تحلیل و بررسی محتوایی عبارت "عند رب" در قرآن کریم
آیاتی که عبارت عند رب در آن آمده است به چند دسته تقسیم میشود:
الف: در آیات فراوانی که ترکیب عند رب بهکار رفته است، رب در معنای مربی بودن پروردگار و تربیت مخلوقات است و در کنار این تعبیر موضوعات متفاوتی مطرح شده است.
خداوند عزیز چون مربی است و تربیت دارای نظام پاداش برای عاملین و مؤمنین و عذاب و شکنجه برای متخلفین است از عبارت عند رب استفاده نموده و خداوند مؤمنین را با اجر و پاداش و وعده بهشت (بقره:62) تشویق به عمل نموده و در مقابل متخلفین را با وعده به عذاب از ارتکاب به جرم و جنایت بازداشته و تحذیر نموده است (سجده:12/سبا:31). ظلم (ستم به خود و دیگران) و کفر (عدم پذیرش حق) چیزی جز سرشکستگی و عذاب و شکنجه در نزد مربی ندارد. به همین منظور از عبارت عند رب استفاده نموده است.
یکی از معانی رب، تربیت است و خداوند مربی اصلی کتاب خود به انبیای الهی است. او تفسیر این آیات را به پیامبر آموخته و پیامبر هم آن را به ائمه (ع) آموخته است. پس همه علم کتاب از ناحیه رب جلیل است و او مربی راسخون فی العلم میباشد. به همین سبب از عبارت عند رب در آیه 7 آل عمران استفاده شده است.
اعمال صالح نزد خدا بهترین ذخیره و چیزی باقی ماندنی است (مریم:76) زیرا مترتب ثواب و پاداش عاملین میگردد که یکی از شئون مربی است.
عمل نیک مرضی پروردگار است (مریم:55) زیرا خداوند تربیتکننده و مربی است و این اعمال در رشد بنده و رسیدن به کمال او را یاری میرساند.
پاسداشت محرمات یکی از توصیههای مربی به تربیتشوندگان است (حج:30) و این یکی از شئون مربی است به همین دلیل از تعبیر یا ترکیب عند رب استفاده نموده است.
بهره دنیا و آخرت برای متقین است (قلم:34) زیرا آنها گوش به فرمان مربی خود هستند که مدبر و خالق عالم هستی است. خداوند مربی عالم وجود است و به واسطه این صفت خوبان و ملائکه به عبادت وجود پروردگار خویش مشغولند (فصلت:38). درجه دادن به مؤمنین و رتبهبندی آنها یکی از صفات مربی است (انفال:4).
ب: یکی از معانی رب، مالک و صاحب اختیار بودن است. او مالک دنیا و آخرت است. لذا در مورد تعدادی از آیات از این عبارت به منظور نشان دادن این مطلب استفاده نموده که چون خداوند مالک و صاحب اختیار روز قیامت است لذا کافرین و منافقین و اهل کتاب در روز قیامت در نزد پروردگار محاجه میکنند و اوست که این اختلافات را بررسی و داوری میکند (آل عمران:73) زیرا تنها او مالک و صاحب اختیار و حسابرس واقعی روز قیامت است. خداوند مالک یوم الدین است. پس تنها او داننده زمان وقوع قیامت و حسابرسی اعمال مخلوقین است (آل عمران:187).
ج: یکی از تعاریف رب منعم است و شهدا و مؤمنین زندهاند و در جوار رحمت الهی روزی خورده و از نعمتهای او بهرهمندند (حدید:19).
د: در آیه 44 سوره یوسف عند رب به معنای پادشاه بهکار رفته است. یکی از معانی رب؛ قیم، سرپرست و پادشاه است و چون فرعون صاحب اختیار و پادشاه آن یار زندانی یوسف بوده از این عبارت استفاده شده است.
ه: یکی از تعاریف رب خالق است. چون خداوند خالق عالم هستی است نهایت کمال هر شیء را میداند و آن را به سوی کمال خود هدایت میکند. لذا هر آنچه برای مخلوق ضرر داشته به عنوان گناه یا سیئه و به عنوان حکم و دستور نهی نموده است. شاهد مثال این معنا آیه 38 سوره اسراء میباشد.
همانگونه که قبلاً اشاره گردید رب در تمامی این معانی مشترک معنوی است و در مجموع موضوعاتی که عبارت عند رب در کنار آنها بهکار رفته است بیانگر این است که رب پرورشدهندهای است که به موجود مورد تربیت خویش نشو و نما میدهد تا آنجا که آن موجود به کمال برسد و متعهد است که برای زیست موجودات مورد تربیتش قانونگذاری کند و او را به وسایل رسیدن به کمال خود مجهز ساخته و در این راه راهنمایی میکند (عسکری، 1388،ص59). تأمین نیازهای موجود مورد تربیت مثل تدوین قانونهای لازم جهت زندگانی و هدایت از شئون اصلی ربوبیت است و چنانچه در آیات سوره اعلی آمده است هدایت از ابتدای پیدایش و تکوین موجود تا پایان حیات ادامه دارد. خداوند متعال چون رب جهان و موجودات است، هدایت همه آنها را بهدست دارد. رب جهان بر اساس صفت ربوبیت، بعد از خلقت موجود و اعطاء وسایل تحصیل کمال، او را به راه کمال راهنمایی میکند.
معارف قرآن و طرح دستهبندی آن
با اینکه در بسیاری از روایات میخوانیم که علم کامل قرآن نزد پیغمبر اکرم (ص) و ائمۀ اطهار (ع) است و آنان معلم و مفسر حقیقی قرآن هستند [چنانکه قرآن دربارۀ پیغمبر اکرم (ص) میفرماید که معلم و مبین قرآن، خود پیغمبر اکرم است و (یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَة/ جمعه:2)]. با این حال، میبینیم که هم خود پیغمبر اکرم (ص) و هم ائمۀ اطهار (ع) تأکید میکنند که به قرآن مراجعه کنید و حتی میفرمایند: «اگر در صحت روایات منقول از ما شک کردید آنها را با قرآن بسنجید». در روایات بابی وجود دارد به نام عرض علی الکتاب و در کتابهای اصول در باب تعادل و ترجیح ذکر میشود، که یکی از مرجحات و یا شرایط اعتبار روایت، موافقت و عدم مخالفت آن با قرآن است. بله البته طبق روایات یکی از راههای تشخیص صحت حدیث، عرضه بر قرآن است. اما اینکه توسط چه کسی این کار صورت گیرد بسیار مهم است، چرا که اگر هرکس بتواند خودش قرآن را بفهمد و روایات را عرضه بر قرآن کند جایگاه مفسران واقعی و این همه روایاتی که از تفسیر به رأی منع میکند نامعلوم میگردد. لذا برای جمع این روایات باید به عالم دین (عالمی که واقعی باشد یا به گونهای در این خانه تربیت شده باشد) مراجعه کرد تا او عرضه کند و ما اخذ نمائیم و با توجه به دلالتهای آنان بتوانیم از معارف قرآن بهرهمند گردیم. اما ما در عین حال مأموریم هم از طرف خود قرآن و خدای متعال، و هم بنا بر تأکیدهای پیغمبر اکرم (ص) و توصیههای ائمۀ اطهار (ع)، در آیات قرآن تدبر کنیم، ما موظفیم معارف قرآن را به صورت سیستماتیک و منظم عرضه کنیم، به صورتی که پژوهشگر بتواند از یک نقطه شروع کند و زنجیروار حلقههای معارف اسلامی را به هم ربط دهد و در نهایت به آنچه هدف قرآن و اسلام است، نائل شود. پس ناچاریم معارف قرآنی را دستهبندی کنیم و به آنها شکلی دهیم تا آموختن آنها برای کسانی که وقت کمی دارند، آسان و نیز در مقابل نظامهای فکری دیگر قابل عرضه باشد.
برای دستهبندی معارف قرآن باید نظام خاصی را برای موضوعات درنظر گرفته، آنگاه برای هر موضوعی، آیاتی را پیدا کرده، و در کنار یکدیگر قرار داده و سپس دربارۀ آنها اندیشید و از همدیگر برای روشنکردن نقطههای ابهامی که احیاناً وجود دارد کمک گرفت. یعنی تفسیر القرآن بالقرآن همان راهی که علامۀ بزرگوار طباطبائی در تفسیر المیزان نشان دادهاند و عمل کردهاند و با نگرشی نو به قرآن، آیات را با استمداد از تدبّر و استنطاق معنای آیه از مجموع آیات ذیربط تفسیر کرده است. علّامه، روش تفسیر «قرآن به قرآن» را حاصل تعلیم پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) و تفسیر واقعی قرآن معرفی میکند: چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) میفرماید: «وَ اِنَّما نُزِّلَ لِیُصدِّقَ بَعضُه بعضاً» و امیرالمؤمنین(علیه السلام)نیز می فرماید: «یَنطقُ بعضُه ببعض و یَشهدُ بعضُه علی بعض (طباطبایی،1388؛78).
میدانیم که قرآن کریم دستهبندیهای مرسوم در کتب بشری را مورد نظر قرار نداده است. پیدا کردن عنوانی کلی برای مفهوم یک یا چند آیه، کار مشکلی نیست ولی شکل دادن و گنجانیدن عناوین در یک نظام مشکل است. پژوهنده در این تحقیق سعی کرده است برگرفته از طرح دستهبندی آقای مصباح یزدی، یک مدل مفهومی برای آیات مورد نظر تحقیق ارائه نمایند تا اشتراکات، افتراقات، همپوشانی و بیشترین و کمترین موضوعات مطرح شده در ذیل عبارات عندالله و عند رب مشخص گردد. در این طرح میتوانیم نظام معارف قرآنی را به صورت زیر درنظر بگیریم:
1-خداشناسی (توحید، صفات و افعال الهی و..)
2- تاریخ انبیاء و معصومین (ع) و قوم آنها (راهنماشناسی)
3-انسانشناسی (ابعاد جسمی و روح انسان)
4-معاد (فرجامشناسی و بحث مرگ، قبر، برزخ، قیامت و عالم آخرت)
5- جهانشناسی (عالم دنیا، ملائکه، جن، علوم و...)
6- قرآنشناسی (شناخت ابعاد کلام الله مجید)
7- احکام و اخلاق (راهشناسی)
نخست به مسائل خداشناسی و انسانشناسی وارد شده، سپس سایر مسائل انسانی از راه تدبیر و تربیت الهی نسبت به انسان مورد بحث قرار داده میشود. در بخش انسانشناسی و معاد روشن میگردد که زندگی دنیا مقدمهای برای آخرت و مرحلهای است که انسان باید با انتخاب خود، راه سعادت را برگزیند و سرنوشت نهایی خود را بسازد و تدبیرات الهی در این جهان بر محور تأمین مقدمات انتخاب (ابتلا و آزمایش) دور میزند.
در احکام و اخلاق برنامههای عملی قرآن برای انسان در رابطۀ با خدا، و با خود، و با دیگر انسانها مطرح میشود و تعالیم این کتاب آسمانی دربارۀ هر بخش جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد. خودشناسی و خودسازی و نیز خیر و شر در افعال اختیاری و رابطۀ آنها با کمال و سعادت نهایی، روش تربیت و تزکیۀ قرآن (بیدار کردن انگیزههای خیرجویی به وسیلۀ انذار و تبشیر) نقش ایمان و عمل و بیان رابطۀ آنها با یکدیگر و رابطۀ هر دو با علم و سرانجام تفاصیل اخلاق فاضله و رذیله مطرح میشود. این بخش به این مناسبت بعد از «قرآنشناسی» میآید که در آن به این نتیجه میرسیم که هدف قرآن، تزکیه و تعلیم است. تزکیه بحث اخلاق و خودسازی را ایجاب میکند و تعلیم بحثهای آینده را. در همۀ مراحل ارتباط با محور اصلی «الله » کاملاً محفوظ است ( مصباح یزدى، 1368، ص10-16).
یافتههای حاصل از بخش دستهبندی معارف قرآن
از مجموع 58 مورد تکرار عبارت "عندالله" در آیات مشاهده میشود 29 درصد درباره موضوع معاد، 23 درصد درباره موضوع احکام و اخلاق و 17 درصد موضوع انسانشناسی و 16 درصد درباره موضوع خداشناسی میباشد و 15 درصد مابقی مربوط به موضوع انسان و قرآنشناسی میباشد. بیشترین مورد تکرار در مورد متعلقات عندالله مربوط به موضوع معاد و کمترین کاربرد برای موضوع قرآنشناسی میباشد.
همچنین از مجموع 39 مورد تکرار "عند رب"، 59 درصد درباره موضوع معاد و 15 درصد درباره موضوع تاریخ انبیاء و معصومین و قوم آنها و 13 درصد درباره موضوع احکام و اخلاق میباشد و 13 درصد مابقی در مورد انسان، خدا و جهانشناسی میباشد. بیشترین مورد تکرار در مورد متعلقات عند رب مربوط به موضوع معاد و کمترین کاربرد برای موضوع جهانشناسی میباشد.
نتایج بهدست آمده از تحلیل سؤالات تحقیق
- با عنایت به یافتههای تحقیق حاضر همه فرضیههای تحقیق تأیید میشود و مشخص گردید که بین بهکارگیری متعلقات عند رابطه معناداری وجود دارد، در این تحقیق معلوم شد که:
آیاتی که در آن عبارات مذکور بهکار رفته است هرکدام متوجه امور خاصی از دنیا و آخرت است که از جمله این امور میتوان به نصرت، رزق، کتاب، دین، غنیمت، آیات، ثواب و عقاب بندگان توسط خداوند و ... اشاره نمود. حال برخی از این موارد جهت تشویق بندگان در مسیر کمال انسانی به قدر وسع بشری برای مخلوقات قابل حصول هستند و مواردی که قابل حصول نیستند جهت تذکر بندگان به این نکته است که در مسیر آنها خود را به تکلف نیندازند و بین آیات مختلفی که عبارات مشابه دارند به نوعی همگونی برقرار است، به عنوان مثال علم، درجات پاداش الهی، شهدا و... از مشترکات بین تعابیر عندالله و عند رب است.
در مورد عندالله و عند رب پرتکرارترین موضوعات به ترتیب عبارتاند از: پاداش اعمال، تاریخ انبیاء و احکام که در این مورد با هم اشتراک دارند البته میزان تکرار در هر کدام متفاوت است، بدین صورت که تعداد تکرار در مورد پاداش اعمال، ویژگیهای مؤمنین و معصومین مساوی، در مورد تاریخ انبیاء و ویژگی کفار در عندالله دو برابر عند رب و در احکام در عندالله سه برابر عند رب تکرار دیده میشود. همچنین در مورد آیات الهی در عندالله 4 برابر عند رب تکرار دیده میشود.
تنها در سه موضوع بین عندالله و عند رب اشتراک محتوایی وجود دارد و آن بحث علم زمان وقوع قیامت، درجات مؤمنین و بهشت میباشد که همگی جزء امور اخروی است که کلام الله مجید با توجه به تنبه دادن مؤمنین به عمل و درنظر داشتن آنها به آخرت از هر دو عبارت عندالله و عند رب استفاده نموده و در دیگر موارد هر کدام بنابر مصلحت خود از عبارت عندالله یا عند رب و دیگر تعابیر استفاده نموده است. به هر حال با توجه به بررسی کلی میتوان به این نتیجه رسید که در عبارت عندالله بیشتر توجه به امور دنیوی مانند بیان احکام (مانند حکم شهادت زنا، حکم نوشتن سند، ممنوعیت ازدواج با همسران پیامبر و...)، قرآنشناسی، رزق، نصرت، کتاب الهی، فال بد، مکر، تاریخ انبیاء و... مطرح است و در عبارت عند رب بیشتر به تنبه مؤمنین به امور اخروی مانند دارالسلام، قدم صدق، نزول عذاب بر کافران و مجرمین و احوال مجرمین در آخرت و.. توجه شده است. در بیشتر موارد بحث معاد مطرح شده است و قرآن کریم بسیار هنرمندانه روز قیامت را به تصویر کشیده است، تا باورمندی معاد و پذیرش آن برای مردم آسانتر شود چرا که این باورمندی در شیوه زندگی افراد، جهانبینی و هدایت ایشان تأثیر بهسزایی دارد.
[1] إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ(اعراف:187/ احزاب:63)/ قُلْ إِنَّمَا الْآیَاتُ عِنْدَ اللَّهِ(انعام:109/عنکبوت:50)/ کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ(توبه:7)/ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ(آل عمران:126)/ إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ (عنکبوت:17)/ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى(قصص:60)
منابع
قرآن کریم