Document Type : Original Article
تحلیل رابطه تورم و کسری بودجه دولت در اقتصاد ایران: رویکرد همدوسی موجکی
عباس شاکری[1] الناز باقرپور اسکویی[2]
تاریخ دریافت: 9/10/1402 تاریخ پذیرش: 2/12/1402
چکیده
در اقتصاد ایران همراهی روند استمرار تورم و کسری بودجه دولت دیده میشود، اما تحلیل ارتباط این دو مقوله جای بحث و بررسی دارد. در مطالعه حاضر رابطه میان کسری بودجه و تورم در ایران طی سالهای 1370:1 الی 1400:12 با استفاده از رویکرد تبدیل موجک پیوسته مورد بررسی قرار گرفت. ما این رابطه را در مورد خالص بدهی دولت به بانک مرکزی، بدهی دولت به بانک مرکزی و تورم نیز تحلیل کردهایم. یافتههای ما حاکی از تأثیر مثبت و معنادار تورم بر کسری بودجه است. همچنین تأثیر مثبت و معنادار تورم بر خالص بدهی دولت و بدهی دولت به بانک مرکزی را در بلندمدت یافتهایم. نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که تورمهای بالا در شرایط بیثبات موجب افزایش کسر بودجه دولت میشود. چون دولت خود بزرگترین مصرف کننده است و از مجرای اثر الیورا- تانزی هزینههای دولت فوراً با تورم افزایش مییابد اما درآمدهای دولت با تأخیر نسبت به تورم تعدیل میشود. بنابراین تورم از طریق هزینههای دولت بر کسری بودجه و بدهی دولت به بانک مرکزی فشار آورده و آن را افزایش میدهد.
واژههای اصلی:
تورم، کسری بودجه، بدهی دولت به بانک مرکزی، اثر تانزی، اقتصاد ایران
مقدمه
پدیده تورمهای بالا و مزمن یکی از بزرگترین معضلاتی است که آسیبهایی را به ساختارهای عمومی و اقتصاد وارد میکند. بروز تورم همانگونه که تخصیص منابع و توزیع درآمد در جامعه را بر هم میزند بهطور اجتنابناپذیری بر ساختار مالی دولت نیز تأثیر میگذارد. دولت در اثر تورم تحت تأثیر درآمدها و هزینههای خود قرار میگیرد. در بیشتر کشورهای در حال توسعه بروز تورم سبب افزایش هزینههای دولت و کاهش درآمدهای آن میشود و کسری بودجه را افزایش میدهد. اما اثر تورم بر کسری بودجه بهطور قطعی مشخص نیست و با توجه به ساختار اقتصادی هر کشور ممکن است اثر مثبت، منفی و یا خنثی داشته باشد. بنابراین هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی ارتباط میان کسری بودجه و تورم اقتصاد ایران با استفاده از تحلیل موجک پیوسته طی سالهای1370 الی1400 میباشد. نتیجه این بررسی ما را به سه نتیجه مشخص میرساند. اینکه بدانیم: 1) آیا بین این متغیرهای هدف رابطه علیت وجود دارد یا خیر2) آیا این علیت یک علیت بلندمدت است یا کوتاه مدت 3) اگر تورم باعث کسر بودجه یا بر عکس شود نوع علیت مشخص گردد. این یافتهها پیامدهای مهمی برای سیاستگذاران بهمنظور کنترل فشارهای تورمی و همچنین بدهی دارند. در بخش اول مطالعه حاضر با مرور ادبیات شروع خواهیم کرد. در بخش دوم مروری بر واقعیات تجربی اقتصادی ایران در خصوص موضوع مورد مطالعه خواهیم داشت و در ادامه بهمنظور آزمون تجربی و دریافت نتایج به معرفی مدل تحقیق و متغیرهای استفاده شده در مدل پرداخته میشود و پس از آن نتایج برآوردها ارائه و به تحلیل آنها میپردازیم و در پایان نتیجهگیری و توصیههای سیاستی را ارائه میدهیم.
2- مروری بر ادبیات نظری و تجربی تحقیق
1-2. ادبیات نظری ارتباط میان کسر بودجه و تورم
مشهورترین ادبیات نظری در خصوص ارتباط میان کسر بودجه و تورم اثرات اولیورا- تانزی[3] و پاتینکن[4] هستند که در سطوح پایینتر تورم نیز قابل بحث هستند.
1-1-2. اثر اولیورا - تانزی
در ادبیات اقتصادی موجود در زمینه نقش و اثر تورم بر درآمدهای مالیاتی، تانزی برای اولین بار مطرح کرد که تورم باعث کاهش ارزش حقیقی درآمدهای مالیاتی میشود. تأثیر تورم بر درآمدهای مالیاتی و به تبع آن کسری بودجه به اثر تانزی مشهور است (تانزی، 1977). وی معتقد است مخارج اسمی دولت تقریباً به صورت آنی و به همان نسبت قیمتها افزایش مییابد، این امر همراه با کاهش درآمدهای واقعی دولت باعث افزایش مداوم کسری مالی میشود. بنابراین دولت با افزایش قیمت و با افزایش مخارج اسمی غیر از کسری اولیه، با مقدار معینی کسری ناخواسته مواجه میشود که بستگی به نرخ تورم دارد. در صورت فشار تورمی شدید و تأخیر اجتنابناپذیر و طولانی در جمعآوری مالیاتها درآمدهای مالیاتی واقعی را از بین میبرد و باعث افزایش کسری مالی میشود (آنوشیچ و شوالیک[5]، 1996(.
2-1-2. اثر پاتینکن
از سوی دیگر در ادبیات اقتصادی، تورم میتواند بر مخارج حقیقی نیز اثر بگذارد. برکسن تورونی[6] از نخستین اقتصاددانانی بود که رابطه بین نرخ تورم و کسری بودجه را مورد مطالعه قرار داد و نشان داد زمانی که تورم شتابان است رابطۀ کسری بودجه و تورم میتواند منفی باشد. پاتینکین تصور کرد که ممکن است رابطه بین تورم و کسری بودجه منفی باشد و نظریۀ تورونی را مورد تأیید قرار داد. پاتینکین نشان داد که تورم بالا منجر به کاهش هزینههای واقعی دولت میشود. مخارج دولت معمولاً به صورت اسمی برنامهریزی میشود، بنابراین تورم بالا یا تورم بالای پیشبینی نشده ارزش واقعی هزینهها را کاهش میدهد (پاتینکین 1993، کاردوسو 1998). عوامل مختلفی این پدیده را توضیح میدهند که در ذیل به چند مورد از آنها اشاره میشود:
شکل1. منحنی مالیات تورمی لافر
از تحلیل فوق میتوان نتیجه گرفت که اگر احتمال وقوع اثر اولیورا تانزی وجود داشته باشد، حداقل دو استدلال به نفع تورم پایین و نه بالا وجود دارد. تورم بالا از یک طرف میتواند منجر به کاهش زیادی در درآمدهای مالیاتی واقعی شود. از سوی دیگر، تورم بالا باعث افزایش تفاوت بین درآمدهای واقعی دولت و مخارج واقعی دولت میشود و میتواند باعث ایجاد رابطه متقابل خود مولد و تشدیدکننده کسری مالی و تورم شود و در نتیجه حوزه پولی و مالی اقتصاد کلان را بیثبات کند. این اثر باعث بیثباتی مالیه عمومی میشود (چادهاری و همکاران[7]، 1995). اما اثر پاتینکن تثبیتکننده عدم تعادل مالی خواهد بود و انگیزه سیاستگذاران برای مبارزه با تورم را نیز تضعیف میکند.
بدیهی است که کانالهای زیادی وجود دارد که از طریق آنها تورم بر کسری بودجه واقعی تأثیر میگذارد. بیشترین استناد، «اثر اولیورا-تانزی» است. کاردوسو معتقد است که تورم شدید، فرایند ناپایدار دارد و این ناپایداری از طریق اثر تانزی تقویت میشود. دههها تورم بالا و برنامههای تثبیت ناموفق متعدد در برخی از کشورهای آمریکای لاتین این دیدگاه را تأیید میکند. با این حال، خود تورم ممکن است نتیجه کسری مالی ناپایدار باشد. به عبارت دیگر، وقتی امکانات محدودی برای گسترش پایه مالیاتی وجود دارد، زمانی که بازار سرمایه داخلی توسعه کافی ندارد و سطح ذخایر خارجی پایین است، خلق پول تنها راه ممکن برای تأمین مالی مازاد مخارج دولت بر درآمد دولت است. رابطه متقابل بین کسری مالی و تورم در چنین شرایطی میتواند وجود داشته باشد. بدیهی است که پیوند همزمان بین تورم و کسری مالی باعث تداوم آن دو پدیده میشود که به موجب آن هر گام بعدی این تداخل به معنای نرخ بالاتر تورم و کسری است ( آنوشیچ و شوالیک، 1996).
2-2. مروری بر مطالعات انجام شده
رابطه بین تورم و نتایج مالی یک موضوع تجربی است و به نوع آزمون و ساختار اقتصادی هر کشور مربوط است. با توجه به تعدد مطالعات انجام شده ضمن رعایت اختصار، کلیات مربوط به مهمترین مطالعات داخلی و خارجی انجام شده به تفکیک رابطه بین این دو متغیر در قالب جدول شماره 1 نشان داده شده است.
جدول1- مروری بر مطالعات انجام شده
|
نویسندگان |
موضوع، روش آزمون و دوره زمانی مورد بررسی |
نتایج |
|
بلیک[8] (2014) |
بررسی ارتباط میان سیاست مالی و تورم در جامائیکا- ARDL و آزمون علیت گرنجر. 1993-2013. |
نتایج نشان میدهد که کسری مالی بر تورم در کوتاهمدت و بلندمدت تأثیر مثبت و معناداری دارد. |
|
دواپریا و ایچی هاشی[9] (2012) |
چگونه کسری بودجه بر تورم در سریلانکا اثر میگذارد؟ الگوی خودبازگشت برداری، 1950-2010. |
کسری بودجه و تورم رابطهای دوطرفه و مثبت دارند و تحلیلها نشان میدهد رشد عرضه پول، نرخ بهره و نرخ ارز عامل اصلی تعیینکننده تورم در کشور است. |
|
اولادیپوو اکینبوبولا[10] (2011) |
کسری بودجه و تورم در نیجریه، آزمون علیت گرنجر و همجمعی یوهانسن، 1970-2005. |
کسری بودجه بهطور مستقیم و غیر مستقیم از طریق نوسانات نرخ ارز بر تورم اثرگذار است. |
|
روسا[11] (2011) |
کسری بودجه و تورم در پرتغال، روش همجمعی یوهانسن، 1954الی 1995. |
رابطه غیرمستقیم مثبتی بین تورم و کسری بودجه وجود دارد |
|
چاد هاری و همکاران (1995) |
عرضۀ پول، کسری بودجه و تورم در پاکستان، تحلیل رگرسیون، دهۀ 1970. |
رابطۀ مثبت میان کسری بودجه و تورم طی دوره مورد مطالعه تأیید میشود. |
|
آق اولی و خان[12] (1978) |
کسری بودجه دولت و روند تورم در کشورهای در حال توسعه (برزیل، کلمبیا، جمهوری دومینیکن و تایلند)، آزمون علیت گرنجر، 74-1961. |
به این نتیحه رسیدهاند که در شرایط تورمی مخارج دولت خیلی سریعتر نسبت به درآمدهای دولت افزایش مییابد. در نتیجه تورم این کشورها کسری بودجه دولت را افزایش میدهد. |
|
میرحسینی و همکاران[13] (1400) |
بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی برکسری بودجه دولت در اقتصاد ایران، آزمون خود رگرسیون برداری 1380 - 1397. |
متغیر نرخ رشد اقتصادی با کسری بودجه رابطه معکوس و متغیرهای نرخ تورم و عرضه پول تأثیر مستقیمی بر کسری بودجه دولت داشته است. |
|
عزیزی (1385) |
کسری بودجه و تورم در ایران- آزمون خود رگرسیون برداری، 1354-1383. |
نتایج حاکی از آن است که رابطه میان تورم و کسری بودجه از لحاظ آماری معنادار نیست. |
|
فرزین وش و همکاران (1382)
|
بررسی اثرات تورم بر کسری بودجه از بعد هزینهای و درآمدی در ایران، آزمون همجمعی یوهانسن 1360- 1379. |
نتایج حاکی از آن است که در بلندمدت با افزایش تورم، کسری بودجه از طریق کاهش درآمدهای مالیاتی افزایش مییابد. |
|
جعفری صمیمی (1379) |
بررسی رابطه تورم و کسری بودجه در ایران، روش حداقل مربعات، 1358-1370 |
ارتباط دوطرفه بین کسری بودجه و تورم در اقتصاد ایران طی دوره مورد مطالعه وجود دارد. |
همانطور که ملاحظه گردید علیرغم میزان شواهد موجود در خصوص رابطه بین کسری بودجه دولت و تورم تعداد زیادی از نویسندگان از مدلهای آزمون علیت یا الگوی تصحیح خطای برداری (VECM) در ملاحظات خود استفاده میکنند. در حالی که، درک رابطه بین متغیرهای مذکور در طول زمان و فرکانسهای مختلف با استفاده از چنین مدلهایی دشوار است و ممکن است در طول فرکانس تغییر کند (بروزدا[14]،2107). مطالعه حاضر با معرفی یک رهیافت جدید از تبدیل موجک پیوسته برای تحلیل رابطه میان کسری بودجه دولت و تورم سعی نموده نقص روشهای سنتی اقتصادسنجی را مرتفع ساخته و بینش جدیدی در خصوص تحلیل رابطه میان تورم و کسری بودجه دولت ایجاد کند، آنچه این روش را از روشهای مرسوم متمایز میکند عبارتاند از: 1) اکثر مطالعات تحلیل رابطه علی میان کسری بودجه دولت و تورم را تنها در یک جهت بررسی میکنند یا این واقعیت را درنظر نمیگیرند که رابطه میان دو متغیر طی زمان و برای یک افق زمانی مشخص تغییر میکند. 2) علاوه بر این، کاربرد تبدیل موجک نسبت به آزمون علیت گرنجری دارای مزیت است، زیرا دومی فرض میکند که یک رابطه علی واحد برای کل دوره زمانی مورد بررسی و در هر فرکانس وجود دارد (گرینستد، مور، جوریجایوا[15]، ۲۰۰۴). این بدان معنی است که ادبیات فعلی بسیاری از مزایای استفاده از رویکرد تبدیل موجک پیوسته را برای تحلیل حرکات مشترک و الگوی تأخیر در زمان و فرکانس را از دست داده است. 3) در رهیافت موجک برخلاف بیشتر روشهای آماری و اقتصادسنجی، نه نیازی به مانایی متغیرها و نه نیاز به فرض رابطه خطی است[16]. 4) در تقابل روشهای سری زمانی، روش موجک و بهخصوص همدوسی (هم حرکتی) موجکی[17] در چارچوب روششناسی اقتصاد فیزیک (اکونوفیزیک) میتواند افق جدیدی در بررسی علیت این متغیرها داشته باشد؛ چراکه امکان بررسی تأثیرگذاری را به تفکیک کوتاهمدت و بلندمدت، به شکل پویا در فرکانسهای مختلف نشان میدهد و به تبع آن برآورد و پیشبینی بهمراتب دقیقتری ﻓـﺮﺍﻫﻢ میشود.
3- برخی واقعیات تجربی در اقتصاد ایران
یکی از موضوعات مهم ارتباط میان کسری و تورم است. گفته میشود که اگر دولت با کسر بودجههای شدید مواجه شود و برای تأمین آن به استقراض از بانک مرکزی متوسل شود موجب افزایش پایه پولی و بنابراین با افزایش نقدینگی موجب تورم ناشی از جاذبه تقاضا میشود (demand pull inflation). فرض این است که تقاضای پول باثبات است، پول افزایش یافته بهطور متناسب در دست همه مردم قرار میگیرد سرعت گردش پول ثابت است و اقتصاد در اشتغال کامل قرار دارد و پولهای جدید موجب افزایش تقاضا شده و بهخاطر ثابت بودن عرضه کل در سطح اشتغال کامل تماماً موجب مازاد تقاضا و افزایش قیمتها میشود. اگر این فروض و شرایطی که ذکر شد در اقتصاد محقق و صادق باشد پولی کردن کسر بودجه موجب تورم خواهد شد اما اگر سرعت گردش پول ثابت نباشد تابع تقاضای پول باثبات و پولهای جدیداً افزایش یافته بهطور متناسب در دست آحاد مردم قرار نگیرد و قدرت خرید مردم بهخاطر تداوم تورمهای نامتناسب گذشته کاهش یافته باشد و اقتصاد هم در اشتغال کامل نباشد معلوم نیست کسر بودجه به تمامه در افزایش قیمتها انعکاس بیابد.
در چارچوب تحلیل کلاسیکی گفته میشود که اگر کسر بودجه دولت پولی شود و از طریق بانک مرکزی تأمین مالی شود این موجب افزایش پایۀ پولی و بنابراین نقدینگی شده و افزایش نقدینگی هم به افزایش تورم منجر میشود اما در شرایط کنونی اقتصاد ایران 1) حدود 80 درصد نقدینگی را سپردهها تشکیل میدهند و 74 درصد سپرده مربوط به یک درصد سپردهگذاران است و 2) قدرت خرید مردم بهخاطر کاهش مستمر ارزش پول ملی و تأثیر آن بر تورمهای نامتناسب ناشی از آن بهطور مستمر در حال کاهش است سازوکار انتقال کلاسیکی و مبتنی بر دیدگاه پولی در مورد کسر بودجه و تورم در ایران قدری تغییر کرده و تضعیف میشود.
عدهای تورمهای بالا و نامتناسب و کم سابقه 6 سال گذشته در اقتصاد ایران را طوری تحلیل میکنند که گویی علت اصلی تورم در این سالها عمدتاً مسئله کسر بودجه دولت است. کسر بودجه پدیدۀ مطلوبی نیست و مخصوصاً وقتی ساختار بودجه را درنظر میگیریم. اما در اینجا چند نکته را باید یادآور شد:
اول اینکه نسبت کسر بودجه به GDP در سالهای 1395، 1396 و 1397 نسبت به سالهای مربوط به سه دهه قبل از آن بههیچ وجه افزایش نیافته، حتی کمتر هم بوده است.
نمودار1-نسبت تراز کلی بودجه دولت به تولید ناخالص داخلی (درصد)- 1370 الی 1399
منبع: بانک مرکزی
ثانیاً همه کسر بودجه توسط بانک مرکزی تأمین مالی نشده است، نسبت بدهی دولت به بانک مرکزی به کسری بودجه دولت در سالهای مذکور بهخوبی نشان میدهد که از سال 1397 به بعد نسبت به قبل افزایش چندانی نداشته است.
جدول1- بررسی ارتباط کسری بودجه و بدهی دولت به بانک مرکزی در ایران، سالهای 1390 تا 1400
|
سال |
کسری بودجه دولت (میلیارد ریال) |
بدهی دولت به بانک مرکزی (میلیارد ریال) |
نسبت بدهی دولت به بانک مرکزی به کسری بودجه (درصد) |
|
1390 |
8/52323 |
7/218908 |
3/418 |
|
1391 |
45546 |
1/314272 |
690 |
|
1392 |
5/88353 |
1/349930 |
396 |
|
1393 |
2/128315 |
425665 |
7/331 |
|
1394 |
3/181551 |
520300 |
5/286 |
|
1395 |
5/255489 |
576100 |
4/225 |
|
1396 |
272270 |
528000 |
9/193 |
|
1397 |
354618 |
958200 |
2/270 |
|
1398 |
6/1226743 |
1158500 |
4/94 |
|
1399 |
2127500 |
1493300 |
1/70 |
|
1400 |
2134800 |
1791600 |
9/83 |
منبع: بانک مرکزی
از طرفی سهم خالص بدهی دولت به بانک مرکزی از رشد پایه پولی در سالهای فوقالذکر از نسبت بدهی بانکها و تغییرات در ذخایر ارزی بانک مرکزی بسیار کمتر بوده است.
نمودار 2- سهم اجزای پایه پولی در رشد پایه پولی (درصد)
منبع: بانک مرکزی
حتی اگر رشد نقدینگی ناشی از پولی کردن کسر بودجه موجب تورم شود این پدیدهای است که سالهای قبل از سال 1396 هم وجود داشته و موجب تورمهای اینگونه شده است و از طرفی هم سهم رشد بدهی دولت به بانک مرکزی از رشد نقدینگی چندان قابل ملاحظه نیست. در شرایط کنونی این پرشهای نرخ ارز است که از طریق شعلهور کردن انتظارات تورمی و فشار هزینههای تولید و میدان دادن به انحصارات برای افزایش مارکآپهای دلخواه تورم را به شدت افزایش داده است و تورم هم نقدینگی را بهصورت منفعل و درونزا به دنبال خود کشانده است. لذا در این شرایط جریان علیت عمدتاً از ارز به تورم و از تورم به نقدینگی است[18]. تورمهای بالا در شرایط بیثبات خود موجب افزایش کسر بودجه دولت میشود چون دولت خود بزرگترین مصرفکننده است. از تورم بیش از سایر عوامل اقتصادی متأثر میشود. اثر الیورا -تانزی هم عامل افزایش کسر بودجه در شرایط تورمی است زیرا در فضای ملتهب تورمی هزینههای دولت فوراً با تورم افزایش مییابد اما درآمدهای دولت با تأخیر نسبت به تورم تعدیل میشود. رانتجویی، فساد و عدم شفافیت هم در فضای ملتهب به کسر بودجه دولت دامن میزند.
نمودار3- روند کسری بودجه در اقتصاد ایران طی سالهای 1390 الی 1400- میلیارد ریال
منبع: بانک مرکزی
بنابراین در مورد رابطه علیت میان کسر بودجه دولت و تورم هم رابطه علیت ثابت نیست و بستگی به شرایط پایداری اقتصادی دارد. در شرایط پایدار اقتصادی علیت از کسر بودجه به تورم است البته به نسبتی که کسر بودجه در افزایش نقدینگی سهم دارد تورم را متأثر میسازد و در شرایط بیثباتی و بحران علیت از تورم به کسر بودجه است. افزایش شدید کسر بودجه دولت از سال 1397 به بعد بهخوبی تأثیرگذاری پرشهای ارزی بر تورم و اثر تورم بر کسر بودجه را تأیید میکند و البته در بعضی سالها هم علیت میتواند دوسویه باشد.
4- روششناسی تحقیق
- روششناسی بررسی همدوسی میان کسری بودجه دولت و بدهی دولت به بانک مرکزی با تورم با استفاده از رویکرد فیزیک اقتصادی[19]
در تقابل با روشهای سری زمانی، روش موجک و بهخصوص همدوسی (هم حرکتی) موجکی در چارچوب روششناسی اقتصاد فیزیک (اکونوفیزیک) و استفاده از تبدیل موجک پیوسته میتواند افق جدیدی در بررسی علیت این متغیرها داشته باشد؛ چرا که تحلیل موجک به دلیل توانایی آن در ارائه درک بهتر دادهها و امکان بررسی تأثیرگذاری به تفکیک کوتاهمدت و بلندمدت، به شکل پویا در فرکانسهای مختلف برآورد و پیشبینی بهمراتب دقیقتری فراهم میکند و به ابزاری محبوب در تحلیل سریهای زمانی تبدیل شده است. البته در برخی موارد تبدیل فوریه به مثابه ابزاری برای تحلیل روابط میان متغیرهای اقتصادی در دامنه فرکانس مورد بهرهبرداری قرار گرفته است؛ اما استفاده از این رویکرد برای سریهای زمانی نامانا مورد استفاده نیست و در نهایت با استفاده از این رویکرد نمیتوان تغییرات ساختاری را تشخیص داد. بنابراین تحلیل موجک بهعنوان جایگزینی برای تبدیل فوریه درنظر گرفته میشود. تحلیل موجک نه تنها در مورد دادههای نامانا صادق است بلکه توانایی ارائه اطلاعات بهطور همزمان در زمان و فرکانسهای مختلف را نیز دارد. ضمناً با استفاده از معیار همدوسی موجک میتوان شدت هم حرکتی میان متغیرها در فضای زمان- فرکانس را مشخص نمود و به خودهمبستگی در مقاطع زمانی خاص و همزمان با مقیاسهای زمانی خاص دستیافت. بههمین دلیل همدوسی موجک را میتوان به عنوان همبستگی موضعی میان دو تبدیل موجک نیز تعریف نمود:
در این رابطه S یک عملگر هموارسازی[20] برای موجک است و از رابطه زیر بهدست میآید:
,
که در آن و اعداد ثابت نرمال شده هستند و ضریب 0.6 میزان همبستگی تعیین شده تجربی برای موجک است.
اختلاف فازی همدوسی موجکی نیز جزئیاتی پیرامون وقفه نوسانهای سری زمانی معین ارائه میکنند. اختلاف فازی همدوسی به وسیله پیکانهای جهتدار در نمودار همدوسی و براساس رابطه ذیل ارائه میشود.
در این رابطه و به ترتیب بخشهای فرضی و واقعی میباشند و برابر با بوده که در دامنه قرار دارد:
- اگر و : به معنی آن است که سریهای زمانی در یک فرکانس معین دارای کوواریانس مثبت (حرکت باهم) در یک مقیاس زمانی خاص S میباشند.
- اگر و : نشانگر آن است که سریها به یک سمت حرکت میکنند و متغیر پیشرو میباشد و بهعبارتدیگر در این شرایط متغیر ، علت متغیر خواهد بود.
- اگر و : نشانگر آن است که سریها در خلاف جهت هم حرکت میکنند و متغیر پیشرو میباشد و بهعبارتدیگر در این شرایط متغیر ، علت متغیر خواهد بود. چگونگی تفسیر جهتهای مختلف پیکانها در نمودار همدوسی سریهای زمانی در شکل شماره 2 ارائه شده است.
شکل2: تحلیل اختلافات فازی موجکها
بهعنوان مثال جهت پیکان به سمت راست و پایین نشانگر حرکت همجهت دو متغیر مدنظر بوده و متغیر دوم بهعنوان متغیر پیشرو شناخته میشود. به عبارتی در این شرایط متغیر دوم قبل از متغیر اول حرکت را آغاز نموده و متغیر اول با وقفه زمانی و بهصورت همجهت با متغیر دوم تغییراتی را تجربه نموده است. جهت پیکان به سمت چپ نیز بیانگر حرکت مخالف جهت متغیرهای مورد بررسی میباشد (هابیمانا،[21] 2016).
نمودارهای همدوسی (بهعنوان مثال در شکل شماره 1) دارای سه مؤلفه زمان (محور افقی)، مقیاس (محور عمودی سمت چپ) و درجه همدوسی (نوار باریک کنار شکل) میباشند. برای توضیح بیشتر نوار باریک کنار نمودار همدوسی موجکی، بیانگر شدت همدوسی است. طیف شدت همدوسی از محدوده صفر تا یک متفاوت است و به ترتیب کمترین و بیشترین شدت همدوسی را نشان میدهد. خطوط سیاه کمرنگی که در نمودار شکل را بهصورت یک مخروط نشان میدهد محدوده قابل تحلیل را مشخص نموده و در خصوص مقادیر خارج از این مخروط نمیتوان بهراحتی اظهارنظر کرد. همچنین پیکانهای جهتدار موجود در شکل، اختلاففازی را نشان میدهند. این پیکانهای جهتدار، کمک قابلتوجهی در تحلیل نتایج خواهند داشت.
برای بررسی همحرکتی متغیرهای پژوهش از دادههای کسر بودجه، تورم، خالص بدهی دولت به بانک مرکزی و بدهی دولت به بانک مرکزی از دادههای ماهانه طی سالهای 1370:1 الی 1400:12 استفاده شده است. دادههای مذکور از سایت بانک مرکزی و مرکز آمار ایران استخراج شده است. نرخ تغییر دادهها طبق رابطه زیر محاسبه و سپس همدوسی آنان اندازهگیری شد.
- بررسی همدوسی موجکی میان کسری بودجه دولت و بدهی دولت به بانک مرکزی با تورم در اقتصاد ایران:
در تحلیلهای رایج سیاستگذاران مقابله با تورم در اقتصاد ایران این موضوع مطرح است که یکی از راههای مورد استفاده جلوگیری از استقراض دولت از بانک مرکزی است. بر اساس این استدلال نقدینگی محصول چند برابر شدن پایه پولی است که این پایه پولی توسط دولت برای تأمین هزینههای خود از طریق استقراض دولت از بانک مرکزی به اقتصاد تزریق میشود و از این مسیر رشد قیمتها محقق میشود. بههمینمنظور در مطالعه حاضر قصد داریم به این موضوع بپردازیم که آیا واقعاً کسری بودجه عامل مسلط تورمهای بالا و مستمر در اقتصاد ایران بهخصوص در چند سال اخیر بوده یا اینکه کسری بودجه خود معلول است؟ و اینکه آیا واقعاً سیاستهای انقباضی پولی از طریق عدم پولی کردن کسری بودجه (جلوگیری از استقراض دولت از بانک مرکزی) واقعاً توانسته مانع از رشد نقدینگی و تورم شود؟ لذا در مطالعه حاضر تلاش بر این است که با استفاده از آزمون تحلیل موجکها به این سؤالات مهم که نقش ضروری را در سیاستگذاری پولی و بانکی اقتصاد کشور دارد پاسخ دهد.
شکل1- رابطه تورم و خالص بدهی دولت به بانک مرکزی شکل 2- رابطه تورم و بدهی دولت به بانک مرکزی
شکل 3- رابطه تورم و کسری بودجه
نمودار شماره یک همدوسی یا ارتباط بین تورم و خالص بدهی دولت به بانک مرکزی را نشان میدهد. مطابق نمودار در سالهای 1375 تا 1379 رابطه مثبت و معنادار بین تورم و خالص بدهی دولت به بانک مرکزی مشاهده میشود. و در افق میانمدت و بلندمدت همدوسی قوی بین خالص بدهی دولت و تورم وجود دارد، به عبارت دیگر دو متغیر نهتنها همبستگی فرکانسی بالایی دارند، بلکه جهت پیکانها (رو به پایین و راست) نشاندهنده این موضوع است که تورم علت تغییرات خالص بدهی دولت به بانک مرکزی طی سالهای 1371 تا 1376 و 1387 تا 1392 میباشد. همانگونه که در بخش روش تحقیق گفته شد، در مورد فضای خارج از مخروط نمیتوان اظهارنظر آماری کرد؛ به همین دلیل تحلیل بلندمدت ما متکی به وجود اختلافهای فازی در درون مخروط است.
بهمنظور اطمینان از نتایج فوق رابطه میان تورم و بدهی دولت نیز مورد بررسی قرار گرفت. در نمودار همدوسی تورم و بدهی دولت به بانک مرکزی (نمودار شماره 2) نیز نتایج به نسبت مشابه نمودار قبل وجود دارد؛ همانطور که ملاحظه میشود در میان مدت و بلندمدت به ترتیب طی سالهای 1397 الی 1399 و 1371 تا 1376 رابطه علیت از تورم به بدهی دولت مشاهده میشود. به عبارت دیگر در این سالها بدهی دولت به بانک مرکزی بهطور منفعل افزایش یافته است. تنها نکته اینکه در میان مدت طی سالهای 1387 الی 1392 جهت پیکانها در بررسی رابطه علی میان تورم و بدهی دولت به بانک مرکزی به صورت مورب نیست؛ یعنی اختلاف فازی صفر بوده و در نتیجه میتوان به هم حرکتی دو سری زمانی تورم و بدهی دولت به بانک مرکزی و وجود همبستگی مثبت اشاره کرد، اما نمیتوان در مورد علیت اظهار نظر کرد.
و در آخر شکل شماره 3 همدوسی بین کسر بودجه دولت و تورم را نشان میدهد. مطابق نقاط معنیدار، در افق زمانی کوتاه مدت رابطه علیت واحدی ملاحظه نمیگردد و رابطه میان تورم و کسر بودجه دولت با تغییر همراه بوده است. اما در بلندمدت رابطه باثباتی میان دو متغیر وجود دارد. در این افق، افزایش تورم با افزایش کسر بودجه دولت همراه است. به عبارت دیگر، در بلندمدت دو متغیر رابطه علی مستقیم با پیشروی تورم طی سالهای 1387 الی 1393را تجربه کردهاند.
بنابراین با توجه به شواهد تجربی بهدست آمده میتوان گفت پویایی کنونی تورم در اقتصاد ایران طوری است که بسیاری از سیاستها میتواند بدون افزایش پول، تورم ایجاد کند. همانطور که ملاحظه گردید در سالهایی که بیثباتی زیادی در اقتصاد ملاحظه میگردد از جمله سالهای 1371 الی 1375، 1387 الی 1392و 1397 به بعد به ترتیب بهدلیل دوران بازپرداخت بدهیهای خارجی، افزایش قیمتهای حاملهای انرژی و افزایش نرخ ارز و اثرگذاری آن بر تورم، کسری بودجه و نقدینگی بهصورت منفعل افزایش یافته است.
از سال 1372 به بعد که بازپرداخت بدهیهای خارجی آغاز میشود، بدهیهای دولت بهشدت رو به افزایش میگذارد و تا سال 1376 حدوداً به 60 هزار میلیارد ریال میرسد. البته دو عامل در ایجاد چنین وضعیتی نقش داشته است، یکی کنار گذاشتن بخشی از درآمدهای نفتی جهت بازپرداخت بدهیهای خارجی و دیگری مابهالتفاوت نرخ ارز رسمی 1750 ریالی (نرخ رسمی هنگام بازپرداخت بدهیها) و نرخ ارز رسمی 70 ریالی (هنگام ظهرنویسی تعهدات قرضگیرندگان از خارج). نکته با اهمیت اینکه از بابت مابهالتفاوت مذکور در فاصله سالهای 1372 تا 1376 حدود 36 هزار میلیارد ریال به پایه پولی اضافه شده که این رقم در درون بدهیهای دولت درج گردیده است. به جز سال 1374 که اقتصاد تورم بالای 49 درصدی را تجربه نموده در مابقی سالهای دهه 1370 و 1380 تورم پایین است البته در سال 1387 نیز با سه قفله کردن بانک مرکزی نقدینگی کاهش مییابد و تورم افزایش مییابد البته نه به میزانی که افزایش تورم در سال 1374 تجربه شد. در آذر سال 1389 سیاست افزایش قیمت حاملهای انرژی اجرا شد و در سال 1390 هم نرخ ارز شروع به افزایش کرد. اما در سال 1390 با وجود کاهش نرخ رشد نقدینگی نسبت به سال 1389 تورم حدود دو برابر سال 1389 بوده است و این گویای این است که وقتی اقتصاد ما با این کیفیت نقدینگی با شوک درمانی مواجه شود تورم منتظر نمیماند که نقدینگی رشد کند. البته در سال 1391، پول بهطور منفعل افزایش یافت. بیثباتیهای ارزی و افزایش هزینههای تولید از ناحیه حذف یارانه و پرش نرخ ارز، تورم را در سال 1390، 1391 و 1392 به شدت افزایش داد که با کاهش رشد تولید و رکود شدید همراه بود. اما از آنجا که بنابر باور عمومی کارشناسان، تورم صرفاً پدیده پولی است و رشد نقدینگی معلول رشد پایه پولی است؛ در نتیجه، استدلال میشد برای مهار تورم و رشد نقدینگی باید رشد پایه پولی از طریق کاهش استقراض دولت از بانک مرکزی کنترل شود. این در حالی است که اگر ماهیت پول در اقتصاد منفعل (درونزا) باشد نمیتوان سیاستگذار را مؤاخذه نمود که چرا نقدینگی در اقتصاد افزایش یافته است. نقدینگی بهصورت منفعل با تورم همسازی (همراهی) میکند. بنابراین این رویکرد سیاستی از سال 1392 اجرا شد و تا سال 1396 ادامه یافت که حاکی از تلاش برای کنترل حجم پایه پولی برای مهار نقدینگی بود. اما علیرغم اتخاذ این رویکرد سیاستی شواهد موجود نشان داد که نقدینگی با روندی مشابه گذشته از حیث کمیت به رشد خودش عملاً ادامه میدهد ولی بینظمی که در روند وجود دارد نشاندهنده منفعل بودن پول است. افزایش شدید کسر بودجه دولت از سال 1397 به بعد نیز بهخوبی تأثیرگذاری پرشهای ارزی بر تورم و اثر تورم بر کسر بودجه را تأیید میکند. بهعبارت دیگر، تورمهای بالا در شرایط بیثبات خود موجب افزایش کسر بودجه دولت و بدهی دولت به بانک مرکزی میشود چون دولت بهخاطر اینکه خود بزرگترین مصرف کننده است، از تورم بیش از سایر عوامل اقتصادی متأثر میشود.
5- جمعبندی و نتیجهگیری
مطالعه حاضر با استفاده از رویکرد تبدیل موجک پیوسته به بررسی پویاییهای رابطه علی میان کسری بودجه دولت و تورم طی سالهای 1370 الی 1400 پرداخته است. در این راستا ارتباط میان خالص بدهی دولت به بانک مرکزی و تورم نیز مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج بهدست آمده حاصل از تحلیل همدوسی شواهد موجود نشان میدهد در سالهایی که بیثباتی زیادی در اقتصاد ملاحظه میگردد از جمله سالهای 1371 الی 1375، 1387 الی 1392و 1397 به بعد کسری بودجه و بدهی دولت بهصورت منفعل افزایش یافته است. بهعبارت دیگر، بروز تورم همانگونه که تخصیص منابع و توزیع درآمد در جامعه را بر هم میزند بهطور اجتنابناپذیری بر ساختار مالی دولت نیز تأثیر میگذارد. زیرا در فضای ملتهب تورمی بهخاطر اینکه دولت خود بزرگترین مصرف کننده است هزینههای دولت فوراً با تورم افزایش مییابد اما درآمدهای دولت با تأخیر نسبت به تورم تعدیل میشود. نکته قابل تأمل این است که همگام با اجرای برنامههای تعدیل اقتصادی به جای اینکه کسری بودجه دولت محدودتر شود روز به روز گسترش یافته است.
کسر بودجه دولت دو محور دارد: یک محور طرف درآمدهای دولت و دیگری طرف هزینههای دولت. برای کاهش کسر بودجه بهعنوان یک عدم تعادل و ناترازی باید در طرف هزینهها برای وظایف حاکمیتی و زیرساختی دولت اولویتها و وظایف ضروری و مؤثر دولت را مشخص و ترسیم کرد و به عبارت دیگر، هزینهها را تصحیح کرد. البته تعیین اولویتهای مذکور و تصحیح هزینهها باید بر یک برنامه توسعه واقعی مبتنی باشد و به بازآرایی مؤلفههای ماتریس اقتصادی اجتماعی کشور براساس ایدههای توسعهای نیاز دارد. بدون تردید در تحقق این مهم باید به شفافیت، حسابپذیری و انضباط مالی دولت توجه خاص شود. تصحیح هزینههای دولت باید به تقویت امور حاکمیتی دولت مثل امنیت، آموزش، بهداشت، پاسداری از حقوق مالکیت و تضعیف ولخرجیها، امور غیرضروری و موازی، رانتها و فساد از قلمرو بودجه منجر شود. در طرف درآمدها هم مالیاتستانی باید تصحیح شود. مالیات مابهازاء ارائه خدمات دولت برای فعالیتهای اقتصادی است. به میزانی که خدمات زیرساختی و حاکمیتی دولت به ایجاد ارزش افزوده بنگاههای تولید کالا و خدمات کمک میکند، مالیات به آنها تعلق میگیرد. مالیات باید غیر اختلالزا، عادلانه و منطقی باشد. در شرایط کنونی بخش زیادی از بنگاههای کوچک و بزرگ و داراییهای حقیقی و مالی کشور در دست مؤسسات و نهادهای شبهدولتی است و مالیات به مثابه طلب مردم از آنها در ازای استفاده آنها از خدمات عمومی است و اساساً دین و حقالناس قابل بخشش و معاف شدن نیست. اگر مالیاتستانی را به همه بنگاههای موجود در اقتصاد (بدون استثنا کردن حتی یک بنگاه) تعمیم دهیم و در مورد مالیات بر ثروت هم همین قاعده فراگیری را رعایت کنیم و درآمدهای مالیات بدون اعمال فشارهای غیرقابل توجیه کنونی بر اهالی کسب و کار و مردم کفایت تأمین هزینههای اساسی دولت را خواهد کرد. درآمدهای نفتی و سایر منابع طبیعی در اختیار دولت هم باید صرف امور زیرساختی و برنامهای شود. ایجاد بسترهای توسعه صنعتی کشور از طریق درآمدهای مذکور و منافع آیندگان و نسلهای آتی هم باید لحاظ شود. اما وضعیت کنونی بودجه به هیچوجه با این ملاحظات سازگاری ندارد. بودجههای جاری، عمرانی، بازتوزیع (بیمه و بازنشستگی و تأمین اجتماعی) و بودجه شرکتهای دولتی در هم آمیخته شدهاند. تداخل بودجه جاری با بودجههای بازتوزیع و تورمهای بالا و مستمر تقریباً وجوه امانی مردم را نابود کرده است، مستمری بازنشستگان کفاف حداقلهای زندگی آنها را نمیکند، بودجههای عمرانی به طور کامل تخصیص نمییابد، وضعیت بودجه جاری را هم میتوان از وضعیت معلمان، کارمندان دولت و سهم پرداختی مردم در هزینههای بهداشتی به وضوح دید. اما در حوزههای چندبارهکاری و غیرشفاف پولهای زیادی از بودجه صرف میشود. مجاری فوق بودجهای هم بسیار گسترده است و در اجرای برنامههای اصلاحی به جای محدود کردن آن، شدیداً گسترش یافته است.
بنابراین بودجه به اصلاحات اساسی نیاز دارد در شرایط کنونی تا وقتی بحث صرفهجویی به میان میآید بودجههای آموزش و بهداشت، حقوق و دستمزد کارکنان هدف قرار میگیرد و بسیاری از ردیفها بودجهشان بهطور نامتناسب افزایش مییابد. وقتی پای اصلاح و افزایش مالیاتستانی به میان میآید حقوقبگیران و بنگاههای کوچک و خصوصی هدف قرار میگیرند اما انحصارات شبهدولتی را شامل نمیشوند. اگر هزینههای دولت به روشی که ذکر کردیم تصحیح و اولویتبندی شود و درآمدهای دولت به شیوهای که توضیح دادیم جمعآوری و أخذ شود استعدادهای کسر بودجه شدیداً تضعیف میشود و اگر در آن صورت کسر بودجهای هم ایجاد شود چه بسا قابل توجیه باشد و هزینههای آن هم محدود خواهد بود.
ORCID
Abbas Shakeri |
|
http://orcid. org/0000-0002-8153-3639 |
Elnaz Bagherpour
|
|
http://orcid. org/0000-0003-4123-4236 |
منابع
- جعفری صمیمی, احمد. (1371). بررسی رابطه تورم و کسری بودجه دولت در ایران: یک تحلیل نظری و تجربی. آیندهپژوهی مدیریت ، شماره 2 (پیاپی13)، 23-34.
- شاکری، عباس. (1387). تغییرات رشد نقدینگی در اقتصاد ایران (روند و علل)، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- شاکری، عباس (1395). مقدمهای بر اقتصاد ایران. انتشارات رافع.
- شاکری، عباس؛ باقرپور اسکویی، الناز. (1402). بررسی ماهیت تورم در اقتصاد ایران: رویکرد همدوسی موجکی. پژوهشهای اقتصادی ایران (94)28، 79- 47.
- عزیزی، فیروزه. (1385). کسری بودجه و تورم در ایران٬ 1354-1383. دوفصلنامه جستارهای اقتصادی ایران با رویکرد اقتصاد اسلامی (6)3، 158-220.
- وش، اسدا... فرزین؛ اصغرپور، حسین؛ محمودزاده، محمود. (1382). بررسی اثرتورم برکسری بودجه از بعد هزینهای و درآمدی در ایران. مجله تحقیقات اقتصادی ، (2)38.
- Aghevli, B. B., & Khan, M. S. (1980). Government deficits and the inflationary process in developing countries. In Money and Monetary Policy in Less Developed Countries (pp. 347-370). Pergamon
- Anušić, Z., & Švaljek, S. (1996). Olivera-Tanzi Effect: Theory and its manifestation in the Croatian stabilization programme. Croatian Economic Survey, (3), 73-102
- Blake, T. (2014). Exploring the Link between Fiscal Policy and Inflation in Jamaica (pp. 13-23). Working Paper Bank of Jamaica. BULAWAYO, Maio
- Bruzda, J. (2017). Real and complex wavelets in asset classification: an application to the US stock market. Finance Research Letters, 21, 115-125. https://doi.org/10.1016/j.frl.2017.02.004
- Cardoso, Elinna. 1998. "Virtual Deficits and the Patinkin Effect", IMF Working Paper.
- Chaudhary, M. A., Ahmad, N., & Siddiqui, R. (1995). Money Supply, Deficit, and Inflation in Pakistan [with Comments]. The Pakistan Development Review, 34(4), 945-956.
- Devapriya, T. N., & Ichihashi, M. (2012). How does the budget deficit affect inflation in Sri Lanka. Economics Journal, 54, 879-887.
- Grinsted, A. J., Moore, C., & Jevrejeva, S. (2004). Application of the cross wavelet transform and wavelet coherence to geophysical time series.582
- Mir Hosseini, S. W., Bahraminia, E., & Najafizada, H. (2022). Investigating Impact of macroeconomic variables on the government budget deficit in Iran's economy: an approach with VAR-VECM. International Journal of Resistive Economics, 10(2), 13-23
- Oladipo, S. O., & Akinbobola, T. O. (2011). Budget deficit and inflation in Nigeria: A causal relationship. Journal of emerging trends in economics and management sciences, 2(1), 1-8.
- Patinkin, D. (1993). Money, Interest, and Prices: An Integration of Monetary and Value Theory. The MIT Press; 2nd edition
- Rosa, A. S. (2011). Inflation and Budget Deficit: What is the relationship in Portugal?. Revista EconomiA.
- Tanzi, V. (1977). Inflation, Lags in Collection, and the Real Value of Tax Revenue (L'inflation, les retards de recouvrement et la valeur réelle des recettes fiscales)(Inflación, desfases en la recaudación y valor real de los ingresos tributarios). Staff Papers-International Monetary Fund, 154-167.
- Tanzi, V. (1987). Inflation, Lags in Collection and the Real of tax Revenue, Staff Paper, 24. 846-856.
[1] عضو پیوسته فرهنگستان علوم، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طبابایی
[2] دکتری اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی- نویسنده مسئول
[3] Olivera-Tanzi
[4] Patinkin,D.
[5] Anušić, Z., & Švaljek
[6] Toroni,B.
[7] Chaudhary, M., et al.
[8] Blake, T.
[9] Devapriya, T. N., & Ichihashi, M.
[10] Oladipo, S. O., & Akinbobola, T. O.
[11] Rosa, A. S.
[12] Aghevli, B. B., & Khan, M. S.
[13] Mir Hosseini,S.V., et al.
[14] Bruzda
[15] Grinsted, A., et al
[16] به منابع ذیل مراجعه کنید:
(Agui ar-conrari a. Martins,&Soares,2012), (Caraiani,2012), (Reboredo & Rivera-Castro,2013(
[17] Wavelet Coherence
18 در مطالعـه دیگـری، نتایـج تجربـی مقالـه «بررسـی ماهیـت تـورم در اقتصـاد ایـران» از همیـن نویسـندگان در بررسـی ارتبـاط میـان پویاییهـای رابطـه میـان تـورم و نقدینگـی و تـورم و نـرخ ارز بـا اسـتفاده از تحلیـل همدوسـی موجکـی نشـان داد: 1 – در تورمهای بالا نقدینگـی تأثیرگـذار نیسـت و علیـت معکـوس (علیـت از سـمت تـورم بـه نقدینگـی) وجـود دارد و ایـن نتیجـه مؤیـد درونزایـی نقدینگـی در اقتصـاد ایـران اسـت. 2- تکانههــای رشــد نــرخ ارز (طــرف عرضــه اقتصــاد) بــر تــورم مؤثــر اســت بهگونــهای کــه نــرخ ارز در هــر دو فرکانــس کوتاهمــدت و بلندمـدت اثـر معنـاداری بـر تـورم داشـته اسـت؛ در نتیجـه یکـی از دلایـل مزمـن شـدن تـورم در اقتصـاد ایـران تأثیـرگـذاری نـرخ ارز بـر تـورم اسـت (تـورم در ایـران صرفـاً پولی نیست).
[19] Econophisics
[20] Smoothing operator
[21] Habimana.O.