اشاره شماره 13 در جهان اندیشگی کولا کوفسکی، فیلسوف لهستانی افسانهای هست تحت عنوان ماجرای قوز آجیو، وی سنگتراش سرزمین لایلونی است و قوزی بر پشت او درآمده که شگفتی همه اطبا و عقلای شهر را موجب شده است. عجیب بودن این قوز در آن است که هر روز بزرگتر و بزرگتر میشود و در گوشه و کنار آن شاخههایی پدیدار میگردد و این قوز رو به رشد به جایی میرسد که خود آجیو دیگری میشود و نکته دردناک افسانه در این است که این آجیو ثانی خلق و خو و شیوه زندگی دیگری دارد و رفتارش با آجیو اصلی یکی نیست. اما مشکل اصلی زمانی خود را نشان میدهد که آجیو ثانی، ادعا میکند من آجیو واقعی هستم و این آجیو سنگتراش قوزی است که به من چسبیده است و باید برای آن مداوایی بیابیم.[1] کولا کوفسکی در این داستان از ضایعهای نام میبرد که گریبان جوامع کنونی را گرفته و آنها را اسیر خود کرده است، جایی که فرعیات و حواشی جای اصل و جوهر را گرفتهاند و بنابر عادت و گاهی فشار و تحمیل، خود را اصل و اساس دانستهاند و مردمان هم به این جعل واقعیت گردن نهادهاند. مسئله ستاد و صف در سازمانهای امروز، تصویری واقعی از قوز آجیو است. سازمانها در آغاز برای تحقق هدفی که نیازی از جامعه را برآورده میسازد شکل میگیرند و در مسیر توسعه خود برای کمک به تسهیل امور از واحدهای معینی بهنام ستاد بهره میبرند. اما به تدریج این ستادهای کمککننده به علت جذب منابع و قرار گرفتن در مناصب تصمیمگیری، قدرت مالی و اداری وسیعی پیدا میکنند و بر واحدهای صف چیره میشوند و آنها را که تحققبخش اهداف اصلی سازماناند گرفتار و مطیع خود میسازند، آنان از نقش فرمانبری به فرمانداری تغییر جایگاه میدهند و این تغییر ضایعهساز میگردد. اینجاست که قوز آجیو داعیه اصلیت میکند و مردمان هم که ظاهر را میبینند بر این ادعای کذب مهر تأیید میزنند و خود را در بند ستادها گرفتار میکنند و تبعیت از آنها را حق میپندارند. اما این ستم زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که تقسیم و تخصیص منابع برعهده و تحت سلطه واحدهای ستادی است اما مسئولیت پاسخگویی و به ثمر نشستن برنامهها همچنان بر گردن واحدهای صفی است. اختیارات به واحدهای ستادی واگذار شده ولی مسئولیتها همچنان برعهده واحدهای صفی باقیمانده است. دانشگاهها و نهادهای علمی در رسیدن به اهدافشان ارزیابی میشوند، در حالی که مرکزیتهایی که بودجه، منابع و نحوه تأمین آنها را معین میسازد در این ارزیابی دیده نمیشوند. نحوه انتخاب دانشجو و استاد، میزان بودجه، برنامهها و طرحها در ستادهای متمرکز تعیین تکلیف میشوند و ارزیابی مسئولیتها در واحد اجرایی که دانشگاه و نهاد علمی است صورت میگیرد. این جابهجایی اهداف و اختیارات و مسئولیتها مسائل بیشماری را ایجاد میکند که در افسانه آجیو سنگتراش به خوبی توصیف شده است و امید است که روزی این غفلت ترمیم شود و اختیارات و امکانات تحقق برنامهها و تنظیم و تنسیق آنها به واحدهای اصلی یعنی صفی واگذار شود و این نابسامانی به دست خطمشیگذاران فهیم و دانا سامان پذیرد. به یاد داشته باشیم که اصل کدام است و فرع کیست. تو اصل و ذاتی و اسرار جانی حقیقت چون بدیدی جان و جانی عطار سردبیر
[1]- کولا کوفسکی، لشک، رویارویی با پاسداران مطلقگرایی، (1402)، ترجمه خسرو ناقد، تهران: نشر نی.