هنرهای صناعی معاصر: از بحران هویت تا هویت مفهومی (با تأکید بر جامعه‌شناسی هنر هوارد بکر و نظریه کرفت)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری هنرهای اسلامی، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 استادیار، دانشکده هنرهای صناعی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
3 استادیار، دانشکده هنرهای صناعی؛ دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
چکیده
هنرهای صناعی (صنایع دستی) که در گذشته تلفیقی از مهارت، ذوق و کارکرد اجتماعی بود، در مواجهه با انقلاب صنعتی دچار بحران ماهوی و تحدید کارایی شد. این مقاله با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، سیر تحول هنرهای صناعی را از واکنش‌های نخستین (مانند جنبش هنرها و صنایع دستی) تا صورتبندی‌های معاصر آن (کرفت استودیو و کرفتیویسم) پی‌گیری می‌کند. با استفاده از چارچوب جامعه‌شناختی هوارد بکر (به‌ویژه مفهوم «صناعت» و گذار آن به «هنر») و نیز رویکردهای نظری در مطالعات کرفت معاصر (مانند عاملیت ماده، مهارت تجسدی و کنش‌گری اجتماعی)، این مقاله به واکاوی هویت نیمه مستقل و بینابینی هنرهای صناعی در منظومه هنر معاصر می‌پردازد. در این میان، ضمن تاکید بر این که در سنت هنری-صناعی ایران، قصد و اجرای هنری هرگز از هم منفک نبوده‌اند و آمیختگی ایمان، اخلاق و مهارت با فراورده‌های هنری، زمینه‌ای بومی و متمایز برای بازتعریف هویت هنرهای صناعی معاصر فراهم آورده است؛ با تطبیق مبانی نظر مذکور، بر وضعیت هنرهای صناعی ایران، به‌ویژه سرامیک، نشان داده می‌شود که چگونه این حوزه با حفظ پیوند با سنت، از یک سو به عرصه هنرهای تجسمی/مفهومی راه یافته و از سوی دیگر، با حفظ ماهیت مادی و فرایندمحور خود، به ابزاری برای بیان انتقادی و کنش اجتماعی (کرفتیویسم) تبدیل شده است.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 07 تیر 1405