نوع مقاله : مرور و نقد کتاب
کتابها مخزن دائمی دانش بشرند و نقش مهمی در نشر آن دارند. نوشتن و چاپ کتاب بسیار زمانبر است. شاید به این علت و هزینههای همایند با آن، کتابها برای نشرِ مفاهیمی درنظر گرفته میشوند که تثبیت شدهاند. اما مقالههای مجلات ارتباط سریع اندیشههای جدید به جامعة دانشوران را میسر میکنند. نویسندگان مقالههای علمی میکوشند تا پیشرفتهترین یا جدیدترین پژوهشهای دانشگاهی را به مخاطبانی عرضه کنند که عمدتاً دانشگاهیاند، اما کتابها برای مخاطب گستردهتری درنظر گرفته میشوند. کتابها عموماً عمر بیشتر، شکل بادوامتر و جذابیت زیباشناختی بیشتری دارند و به احتمال بیشتر در خارج از دانشگاه خوانده میشوند. از آنرو که کتابهای زیادی هر ساله منتشر میشوند کسی نمیتواند ردّ همهشان را بگیرد، چه برسد به آنکه آنها را بخواند و هضم کند. از اینرو «مرور و نقد کتاب»[1] بخش مهمی از مجلات است (زینکهن[2] و کلارک[3]، 1995). برای متخصصان اغلب رشتهها خواندن همة کتابهای مرتبط با رشتهشان عملاً ناممکن است؛ پابهپای حوزههای تخصصی پیشرفتن دشوار است. خوانندگان، از طریق «مرور و نقد کتاب»، میتوانند دریابند چه چیزی دارد منتشر میشود، کتابهای جدید چه تناسبی با آثار پیشین و چه دخلی به بحثهای جاری دارند و اینکه آیا کتابها شایستة مداقة بیشتر هستند یا نه. خوانندگان و نویسندگان ممکن است نگاههای متفاوتی به هدفهای «مرور و نقد کتاب» داشته باشند اما هر دو گروه دربارة پاسخگو بودن «مرور و نقد کتاب» به نیازهایشان توافق دارند. هر دو گروه به مرور و نقدهای معتبر علاقهمند هستند (اینگرم[4] و میلز[5]، 1989).
مقالة علمیِ «مرور و نقد کتاب» عبارت است از توصیف تمام و کمال، تحلیل نقادانه و ارزیابی کیفیت، ارزشمندی، محتوا و اعتبار یک کتاب، غالباً در رابطه با پژوهشهای پیشین دربارة موضوع آن کتاب (اسمیت[6]، 2019). مفهوم «کتابْ» جزء اطلاعات عمومی است و بینیاز از تعریف. اما ممکن است «مرور و نقد» مستلزم توضیح بیشتر باشد که ضمن بیان هدفهای «مرور و نقد کتاب» منظور از آن روشن خواهد شد (کلیبانمای[7]، 2021). هدف از «مرور و نقد کتاب» ارزیابی یک کتاب مشخص بر پایة احساسات و نظرات مرورکننده است؛ ضمناً «مرور و نقد کتاب» باید به مخاطب گستردهتری (عمدتاً شامل خوانندگان بالقوه و نویسندگان) دربارة ویژگیهای کلی کتاب مرور و نقدشده اطلاعات بدهد. مقالههای «مرور و نقد کتاب» آشکارا از سایر گونههای علمی مانند جستار[8]، گزارش پژوهش[9] و مصاحبه متمایز است. جستارْ نوشتة کوتاهی (معمولاً کمتر از 3 هزار واژه) دربارة موضوع مشخصی است که به خودی خود برای خوانندگان قابل فهم است؛ معمولاً با چینش یک استدلالِ روشنْ خوانندگان به سوی نتیجهگیری سوق داده میشوند (وست[10] و دیگران، 2019). در مصاحبه ما با یک انسان سروکار داریم و علاوه بر صحبت کردن با مصاحبهشونده به زبان بدن او طی مصاحبه نیز توجه میکنیم (نومان[11] و نومان، 2018). مصاحبه به منظور کسب اطلاعات دربارۀ خود مصاحبهشونده یا دیگرانی است که او آنان را میشناسد یا به آنان علاقهمند است (پلت[12]، 2012). مقالۀ پژوهشیِ اصیل، از «مرور و نقد کتاب» متمایز قلمداد میشود (ون اینک[13] و پَوِر[14]، 2017)، اما تعریف مورد توافقی ندارد. این تعاریف برای مقالۀ پژوهشی اصیل ذکر شده است: الف) پژوهشی که دانش، دادهها، اطلاعات و نتیجهگیریهای جدیدی دارد، ب) پژوهشی که تحلیل اساسی دادهها را فراهم میآورد و ج) پژوهشی که تکرارپذیر است و بر طبق ملاکهای پژوهش در چارچوب جستجوگری علمی انجام شده است (کرنیک مارتینیک[15] و دیگران، 2019).
هر ساله هزاران مقالة علمی در ایران و سراسر جهان منتشر میشوند. ملاکهای سنجش این مقالات عمدتاً ضریب تأثیر مجله و شاخص ارجاع هر مقالهاند. با این حال، به علل مختلف کمتر از نیمی از مقالات علمی توسط دیگران ارجاع میگیرند. ارزیابی هزاران کتابی که هر ساله منتشر میشوند به همان اندازه دشوار است. از آنرو که ضریب تأثیر یا شاخص ارجاع برای کتابها وجود ندارد ابزاری که بیش از همه برای تعیین ارزش کتاب بهکار میرود مقالة علمیِ «مرور و نقد کتاب» است. نگاشتن «مرور و نقد کتاب» نسبتاً سرراست اما تبحر یافتن بر این مهارت مستلزم اندیشة خوب، زحمت و ممارست است. متأسفانه افراد اندکشماری دربارة نحوة نگارش مرور و نقدِ کارآمدانة کتاب آموزشِ بسنده دیدهاند (اسمیت، 2019). سابقة نگارش مرور توصیفیِ کتاب به قرن هفدهم برمیگردد، زمانی که مرور کتابها برای خلاصه کردن آثار و یافتههای علمی بهکار میرفتند. در قرن نوزدهم با افزایش کتب منتشر شده تلاشها برای فراهم آوردن کاتالوگهای جامع از کتابهای جدید، به بهای گزینشگری و ارزیابی نقادانه، متوقف شد؛ این امر به پدیدایی استاندارد معاصر و آکادمیک از ارزیابی عینی توسط پژوهشگرِ باصلاحیت انجامید. جاذبههای ارزش انتشار مرورهای باکیفیت به مثابه یک اثر آکادمیک مهم، در بازارگاه آکادمیکی که مرورها را خدمت یا خودآموزی قلمداد میکند، فراگیر نشد. کمّیت و کیفیت «مرور و نقد کتاب»های منتشر شده جایگاه دانشوریِ کتابهای علمی را محرز میکنند و از اینرو نویسندگان و ناشران از «مرور و نقد کتاب» حمایت میکنند. مرورکنندة کتاب میتواند، در نشر یک اثر باکیفیت و برحذر داشتن خوانندگان از آثار ضعیف سهیم باشد (کیندل[16]، 2015).
مقالة «مرور و نقد کتاب» در جامعة مجلات ایرانی و پژوهشگران ایرانی به اندازة کافی برجسته نیست. در بیشتر مجلههای علمی و دانشگاهی فارسیزبان مقالة «مرور و نقد کتاب» منتشر نمیشود. با این حال شایسته است به تلاشهای ارزندۀ انجام شده در ایران دربارة نقد و معرفی کتاب اشارهای شود. مثلاً دوماهنامة «جهان کتاب» سالهاست که به منزلة پلی ارتباطی برای نقد و معرفی کتابهای جدید به مخاطبان قلمداد میشود. فصلنامۀ «پژوهشنامۀ انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی» حضور پررنگی در عرصۀ نقد کتاب دارد. همچنین، خانة کتاب در تلاش برای معرفی و نقد کتاب ماهنامة «کتاب ماه» را به جامعة ایرانی عرضه میکند. در سالهای دورتر مجلة «راهنمای کتاب» با مدیریت و سردبیری مرحوم ایرج افشار نیز بیش از دو دهه اختصاصاً به نقد کتاب میپرداخت. به علاوه، جشنوارة نقد کتاب از جمله رویدادهای فرهنگی در ایران است که از سال 1383 از سوی خانة کتاب برگزار میشود و به بهترین مقالات نقد کتاب جایزه میدهد. کتابهایی دربارة موضوع «نقد و مرور کتاب» نیز در اختیار خوانندگان و نویسندگان فارسیزبان وجود دارد.[17]
اهمیت مقالههای «مرور و نقد کتاب» در میان دانشمندان سایر کشورها را با چند مثال میتوان نشان داد. هانس آیزنک[18] (1916-1997) یکی از برجستهترین روانشناسان قرن گذشته و پرکارترین پژوهشگر و نویسندة بریتانیا بود. او در 17 سال آخر زندگیاش (از 64 تا 81 سالگی) دست کم 625 اثر علمی (به جز کتاب) شامل 384 مقالة «مرور و نقد کتاب» منتشر کرد. جستجوی نام او در نمایة استنادیِ «وب آو ساینس»[19] به 1240 نتیجه شامل 628 مقالة «مرور و نقد کتاب» انجامید. او در زمان مرگش پراستنادترین روانشناسِ زنده بود و در طول 50 سال، انبوهی از آثار علمیِ تأثیرگذار تولید کرد که به شکلگیری روانشناسی علمی و حرفهای مدرن کمک کرد (اندرسن[20] و دیگران، 2021). مطالعة مقالههای «مرور و نقد کتاب» در میان دانشگاهیان رایج است. هارتلی (2006) با زمینهیابی از 156 دانشگاهی از رشتههای هنر، علوم اجتماعی و علوم طبیعی دریافت که بیشتر آنان بین یک تا پنج مقالة «مرور و نقد کتاب» را در ماه میخوانند. اسپینک[21] و همکارانش (1998) نیز با زمینهیابی از 186 نفر از اعضاء هیئت علمی رشتههای علوم و فناوری، علوم انسانی و علوم اجتماعی دانشگاه تگزاس جنوبی نشان دادند که بیشتر اعضاء هیئت علمی مقالههای «مرور و نقد کتاب» مطالعه میکنند؛ بیش از 70 درصد آنان در یک ماه گذشته دست کم یک مقالة «مرور و نقد کتاب» (و بیش از 10 درصد آنان دست کم 11 مقالة «مرور و نقد کتاب») خوانده بودند. 65 درصد این افراد مطالعة مقالههای «مرور و نقد کتاب» را برای تدریس و 59 درصدشان برای پژوهش مفید میدانستند.
«مرور و نقد کتاب»، با وجود این گستردگی انتشار و مطالعه، جایگاه بسیار پایینی در میان انواع انتشارات علمی دارد؛ «مرور و نقد کتاب»، به علت تأکید بر آثار اصیل و نه آثار اقتباسی، از لحاظ شکل و محتوا مورد توجه قرار نگرفته است. برخی از نویسندگانْ «مرور و نقد کتاب» را «شهروندان درجة دوم آثار علمی» خواندهاند زیرا که از سختگیریهای همایند با انتشار مقالههای علمی پیروی نمیکنند (هارتلی، 2006). اما «مرور و نقد کتاب» یک رسانة انعطافپذیر است که میتواند کاری کند که سایر روشهای ارتباطی علمی نمیتوانند. مثلاً مقالة «مرور و نقد کتاب»، برخلاف مقالة علمی، نیازمند عرضة شواهد یا نظریههای جدید نیست و میتواند از نظریهها و شواهد بحث کند. ضمناً تریبونی فراهم میآورد برای گفتمان مربوط به رشتة علمی و موجب دیده شدن عمومی کتاب و مطالعة ژرفتر آن توسط همتایان[22] میشود (اُیناس[23] و لپالا[24]، 2013).
در مطالبِ عمدتاً منتشر شده در مجلات (و ندرتاً در کتابها) میتوان نوشتههایی را یافت که راهبردهایی برای ارزیابی کتابها و نوشتن مقالة «مرور و نقد کتاب» ارائه و توصیف میکنند. مقالة پیشرو مروری روایی[25] است از آثار منتشر شده دربارة نحوة نگارش «مرور و نقد کتاب». مرور روایی عبارت است از ترکیب پیشینة پژوهش در یک حوزة خاص با استفاده از یک دیدگاه بافتی یا نظری مشخص. در این روش رویکردهای روششناختی (از قبیل راهبرد جستجو و ملاکهای ورود) گزارش نمیشوند. در مرورهای روایی از رویکرد کیفی برای ارزیابی نقادانة پیشینة پژوهش از یک دیدگاه بافتاری یا نظری خاص استفاده میشود (اختر[26] و همکاران، 2019). هدف این جستجو و مرور آن است که شناختی از جنبههای مرتبط با فرایند «مرور و نقد کتاب» برای علاقهمندان به نگارش این نوع مقالهها فراهم شود. در اینجا به دنبال پاسخ به پرسشهایی از این دست هستیم که وضعیت، شرایط، هدفها و دستورالعملهای نگارش مقالههای مرور و نقد کتاب در دنیا چگونه است. در این مقاله جزئیات مهمی دربارة نحوة نگارش مقالة «مرور و نقد کتاب» برشمرده میشوند که میتواند به مثابه راهنمایی برای نگارش مقالههای «مرور و نقد کتاب» باشد. ابتدا از فایدۀ نگارش مقالة «مرور و نقد کتاب» آغاز میکنیم.
نگارش «مرور و نقد کتاب» برای خود نویسندة آن فوایدی دارد. نوشتن «مرور و نقد کتاب»، در مقایسه با مطالعة معمول کتاب، بهیادسپاری محتوا و موضوعات کتاب را بهتر میکند. ضمناً نوشتن مرور میتواند نوعی رشد حرفهای حساب شود و مانند شرکت در یک کنفرانس دربارة موضوع کتاب است (لویس[27]، 2022). نوشتن «مرور و نقد کتاب» میتواند به شما کمک کند مهارتهای ارزیابی و اندیشیدن نقادانه و نوشتن را پرورش دهید (دیویس[28] و جاردین[29]، 2017؛ هید[30]، 2017). همانطور که پیشتر اشاره شد یک کارکرد «مرور و نقد کتاب» اطلاعرسانی است. مرور کتاب خوانندگان را از انتشار کتاب آگاه میکند. یکی دیگر از کارکردهای «مرور و نقد»ها که در بیشتر «مرور و نقد»های مجلههای علمی نادیده گرفته میشود، ارتباط برقرار کردن کارآمد با خوانندگان است. «مرور و نقد کتاب» باید برای خوانندگان جذاب باشد. مقالة مرور و نقد، حتی اگر توسط دانشمند نوشته شده باشد، باید خواندنیتر از مقالة علمی-پژوهشی باشد. بیشتر مرور کتابها که اکنون در مجلات علمی منتشر میشوند نوشتههای غیرجذابیاند. خوانشپذیری بالا و کیفیت ادبی بالا هدفهای مهمی برای این دست مقالهها هستند (اسکارنکچیا، 2004).
سورنسن[31] و راسموسن[32] (2004) با بررسی فروش 175 کتاب داستانی که در نیویورک تایمز مرور و معرفی شدند، برآورد کردند که هر نوع «مرور و نقد کتاب» موجب افزایش فروش آن کتاب میشود، که شاهدی است از اینکه کارکرد عمدة «مرور و نقد کتاب» اطلاعرسانی به مصرفکنندگان دربارة محتوا و ویژگیهای کتاب (از جمله وجود آن کتاب) است. اما مرورهای خوب تأثیر بیشتری بر فروش دارند که گویای اثر متقاعدکنندة آنهاست (سورنسن و راسموسن، 2004). مقالة «مرور و نقد کتاب» منبع مهمی از بازخورد برای نویسندة کتاب نیز هست. از مقالة «مرور و نقد کتاب» حتی برای تصمیمگیری دربارة استخدام، ارتقا و افزایش حقوق استفاده شده است. «مرور و نقد کتاب» همچنین نویسندۀ آن (یعنی مرورکننده) را در معرض دید دیگران قرار میدهد. پس «مرور و نقد کتاب» در خدمت حرفه، نویسندگان، مرورکنندگان، و خوانندگان است (اسنیزک[33] و فرمن[34]، 1979).
زبان ارزیابانه در مرور و نقد علمی کتاب مهم است. این نوع نوشتهها یک خردهگونۀ[35] مهم و یگانه از گفتمان آکادمیکاند. همة گونههای آکادمیک ارزیابانهاند اما «مرور و نقد کتاب» آشکارتر از همه چنین است. استفاده از زبان ارزیابانه و روابط میانفردی بین مرورکننده، نویسندة کتاب و سایر خوانندگانْ فرهنگ-وابسته به نظر میرسد، هم با توجه به فرهنگ رشتة علمی و هم با توجه به فرهنگ ملی. مثلاً معلوم شده است که تحسین و انتقادی که مرورکنندهها بهکار میبرند، حوزههایی که بر آن تمرکز میکنند و اصطلاحات مورد ترجیح آنان تفاوتهای رشتهای را نشان میدهند. برخی پژوهشها اهمیت درنظر گرفتن فرهنگ قومی در تفسیر دادههای تجربی را نشان دادهاند. مثلاً در مقالههای «مرور و نقد کتابِ» انگلیسیزبان تحسین بیشتر بهکار برده میشود تا آنکه ارتباط مثبت و اتفاقنظر تثبیت شود اما در مقالههای «مرور و نقد کتابِ» ژاپنیزبان عذرخواهی و تحقیر خود بهکار برده میشود. پرسشهای بلاغی، تحقیر خود، بازنویسی مشکلات به مثابه مطالب شایستة پژوهش آینده و نسبت دادن مشکلات به نسل آینده فقط در مقالههای مرور و نقد ژاپنیزبان بهکار برده شدهاند (ایتاکورا[36] و تسوی[37]، 2011). مرور و نقدهای انگلیسی بیش از مرور و نقدها به زبان پرتغالیِ برزیلی انتقادیاند. مرور و نقدهای انگلیسی پس از آنکه نقایص بالقوة کتاب را ذکر میکنند کتاب را پیشنهاد میدهند. اما بیشتر مرور و نقدهای پرتغالیِ برزیلی، کتاب را بدون هشدار توصیه میکنند. مرور و نقدها در زبان پرتغالیِ برزیلی گوناگونتر بودهاند که نشان میدهد اینگونه در گفتمانِ جامعة مجلههای انگلیسیزبان تثبیت شده است اما در بافت برزیل در حال ظهور است (جانکویرا[38]، 2013). یک بررسی نیز نشان داد که مرور نقدهای به زبان تایوانی، نسبت به مرور و نقدهای به زبان انگلیسی، حاوی انتقادهای کمتر و مؤدبتر بودهاند. تحسین در هر دو دسته از نقدها برابر بود (کلیبانمای[39]، 2021).
در «مرور و نقد کتاب» خلاصة فصل به فصل کتاب لازم نیست، اما باید گفته شود که کتاب دربارة چیست. این کار را باید در حد تعادل و در میان اظهارنظرهای ارزیابانه انجام داد (لویس[40]، 2022). ولی هیچ شیوة واحد جهانی برای نوشتن «مرور و نقد کتاب» وجود ندارد. مرورکننده معمولاً موضعی توصیفی یا نقادانه میگیرد. نویسندة مرور و نقد توصیفی، گزارشی مبتنی بر واقعیت از اطلاعات ارائه شده در کتاب عرضه میکند. نویسندة مرور و نقد نقادانه، افزون بر اظهارنظر توصیفی، کتاب را در چارچوب استانداردهای آکادمیک، دانشوری و ادبی ارزیابی میکند. مرورهای نقادانه تعیین میکنند که آیا ادعاهای اصالتِ کتاب معتبراند و اینکه آیا مطالب کتاب توسط شواهد استواری پشتیبانی میشوند یا نه (شابان[41]، 2006).
اشمید[42] (1973)، در یک تقسیمبندی دیگر، دو نوع مقالة «مرور و نقد کتاب» را معرفی میکند: عینی و ذهنی. نویسندة مرور عینی به خودش اهمیت کمتری میدهد و میگذارد موضوع کتاب مسئلة اصلی بحث شود. این نوع مرور در حق نویسندة کتاب منصفانهتر است زیرا مقصود از آن نشان دادن تبحر نویسندة مقاله در موضوع نیست، بلکه فقط گزارش محتوا و کیفیت کتاب منتشر شده است. مرورکننده فرض میگیرد که خوانندگان با کتابِ موردنظر هنوز آشنا نشدهاند. او نمیکوشد ذهن خوانندگان را بسازد؛ فقط میکوشد به آنان کمک کند تا تصمیم بگیرند که آیا آن کتاب برایشان مهم است یا نه. مرورکننده، برای عموم خوانندگانی که صرفاً جویای اطلاعاتاند، باید نشان دهد که آیا کتاب به منزلة راهنمایی برای دانش بیشتر به موضوع کتاب، حاوی منابع، و یک کتاب متمایز است یا نه. بنابراین وظیفة مرورکننده این است که به خوانندگان کمک کند تا نیازهایشان را، به وسیلة درنظر گرفتن کل کتاب، برآورده کنند. در روزنامهها و مجلهها بخشهایی (به نام بخش کتاب) حاوی این نوع مرورها هستند. در مرور ذهنی، تأکید بر مرورکننده است زیرا این تکلیف احتمالاً به شخص برجستهای داده میشود که میتواند کتاب را در چارچوب تخصصاش ارزیابی کند. «مرور و نقد کتاب» با ذکر مشخصات کتاب آغاز میشود. سپس نویسندة کتاب معرفی میشود (صلاحیتهای او برای این اثر، هدفش از نوشتن، و در صورت امکان کارهای کنونیاش در مقایسه با سایر کتابها یا مقالههایش دربارة موضوع). مرورکننده باید مقاله را با برداشتش از کتاب به پایان برساند؛ و اینکه به نظر او کدام گروه از خوانندگان از مطالعة کتاب بیشترین بهره را خواهند برد. کیفیت مرور و نقد با اظهارنظرهایی تعیین خواهد شد که برای مهم و فهمپذیر کردن قضاوت مرورکننده برای خوانندگان لازم است. این امر به دانش خود مرورکننده، توانایی او برای بیان نظرش، و سبک ارتباطی او بسته است. نگارش مرور و نقد خوب مستلزم مطالعة دقیق کتاب، توانایی گزارش مطالب اساسی، و اسلوب جذب نظر خوانندگان به مطالبِ عرضه شده است.
«مرور و نقد»های کمتر کارآمد خلاصهای از محتوا فراهم نمیآورند. در سوی دیگر، در برخی مرورها جزئیات بیش از اندازه عرضه میشوند. اِشکال دیگر در مقالههای «مرور و نقد کتاب» فقدان تعادل میان نقاط قوت و ضعف است. و مهمتر از همه مرورهایی است که از لحاظ توجه به واقعیتْ نادرستاند یا اظهاراتی دربارة کتاب میکنند که فاقد شواهد پشتیبانیکننده است. بسیاری از مشکلات شناسایی شده در «مرور و نقد»های بد انجام شده را میتوان به ضعف مهارتهای ارزیابی و نوشتن مرورکننده اسناد داد. اما گاهی این مشکلات ریشه در این دارند که مرورکننده از روش و فرایند مرور کتاب شناخت ندارد (لی[43] و دیگران، 2010). در ادامه به این فرایند خواهیم پرداخت.
به گفتۀ همت[44] (1974) «مرور و نقد کتاب» باید مشتمل بر اطلاعات خاصی باشد: هدف کتاب؛ قلمرو کتاب؛ درونمایههای اصلی کتاب؛ نقایص اساسی کتاب؛ و ارتباط کتاب با رخدادهای معاصر. ضمناً «مرور و نقد کتاب» هم باید توصیفی و هم تحلیلی باشد. اشاره به کتابهای دیگری که مشابه یا جایگزین کتاب مورد بررسی باشند نیز مفید است. آیکن[45] (1978) این سازماندهی را برای مرور کتاب پیشنهاد میدهد: 1) هدف و درونمایۀ کتاب؛ 2) توصیف خلاصهای از محتوا؛ 3) کیفیت، درستی، و شفافیت مطالب؛ 3) سازماندهی، سبک، و ویژگیهای فنی؛ 4) میزانی که کتاب به هدفهای بیان شدة نویسنده دستیافته است؛ و 5) ارتباط کتاب با آثار مشابه و مفید بودن کتاب برای مخاطب خاص. اسکارنکچیا (2004) بخشهای معمول «مرور و نقد کتاب» را شامل مقدمه، توصیف محتوا، تحلیل و ارزیابی، و جمعبندی میداند. اما پیش از نوشتن مقالة «مرور و نقد کتاب» باید از مناسب بودن کتاب اطمینان یافت. به گفتۀ او مرور کتاب باید حاوی اطلاعاتی دربارة جنبههای گوناگون کتاب شامل هدفها، محتوای تخصصی و شکل کتاب باشد.
کانلی[46] (2008) نکتههای زیر را برای نوشتن مقالة «مرور و نقد کتاب» پیشنهاد میکند: 1) معرفی کوتاه کتاب و نویسندة آن. 2) تلخیص شواهدی که نویسنده برای حمایت از موضوعش بهکار برده است. 3) ارائة واکنش یا قضاوت شما دربارة کتاب. بخش عمدة مرور شما بر ارزیابیتان از شیوهای متمرکز است که نویسندة کتاب دربارة مسائل بحث کرده است. و 4) پیشنهادات (مثلاً کتاب برای چه کسانی میتواند مفید باشد). لی و همکارانش (2010)، با مرور روایی 78 مقاله، برای نوشتن مقالة «مرور و نقد کتاب» راهبرد زیر را پیشنهاد میدهند: توجه خوانندگان را جلب کنید؛ هدفها و قلمرو را بیان کنید؛ اندیشههای محوری کتاب را توصیف کنید؛ استدلالهای مهم مرور و نقد را بررسی کنید؛ دربارة نقاط قوت و ضعف کتاب بحث کنید؛ منحصربهفرد بودن کتاب را برجسته کنید؛ آوردة کتاب به حوزهاش را بیان کنید؛ و دستاوردها و ضعفهای کتاب را، به منظور حمایت از یک اظهارنظر پایانی، با هم مقایسه کنید. سلیمانزادة نجفی و همکارانش (1392) درنظر گرفتن شاخصهای محتوایی (مانند: جامعیت مطالب و مستندسازی دقیق)، نگارشی (مانند: رعایت زبان علمی و ارتباط منطقی فصول کتاب)، و ظاهری (مانند: تناسب حجم فصول کتاب و کیفیت صحافی و کاغذ) را در نگارش مقالههای «مرور و نقد کتاب» لازم میشمارند. رضائیان (1401) به طور خلاصه برشمردن نقاط قوت و ضعف کتاب را در «مرور و نقد کتاب» لازم میشمرد.
گاترمن[47] (2016) رعایت این موارد را در «مرور و نقد کتاب» لازم برمیشمارد: کتاب را معرفی کنید و با ارجاعهای مناسب، پیشزمینهای از آن عرضه کنید؛ خلاصهای از محتوا عرضه کنید؛ دربارة سهم کتاب در حوزهاش بحث کنید؛ ارزش آن را برای جامعة دانشوران توصیف کنید؛ ارزیابی نقادانهای از نقاط قوت و ضعف کتاب عرضه کنید؛ و واقعیتها را بررسی کنید. دیویس[48] و جاردین[49] (2017) مؤلفههای «مرور و نقد کتاب» را اینطور تشریح کردهاند: توصیف کتاب؛ مخاطبان موردنظر و اینکه آیا این ادعا با برداشت مرورکننده منطبق است (به نظر مرورکننده مخاطبِ مناسب کتاب کیست؟)؛ قیمت؛ تعداد صفحات، فصلها، و بخشها؛ خوانشپذیری؛ کتاب حاوی چه مطالبی است و حاوی چه مطالبی نیست (نیرومندیها و ضعفها با بیان مثالهای کوتاه)؛ دربرداشتن نمایهها و تصاویر و نکویی آنها؛ بهروز بودن؛ مناسب بودن منابع؛ در مقایسه با آثار دیگر چگونه است؟؛ به مطالب بحثبرانگیز چگونه پرداخته است؟؛ استفاده بیش از اندازه یا نامناسب از کوتهنوشتها یا اصطلاحات تخصصی. عبدالسلام (2018) ساختار زیر را برای نگارش مقالة «مرور و نقد کتاب» پیشنهاد داده است: 1. یکی دو پاراگراف مقدماتی برای معرفی اثر و نویسندهاش و بیان فرضیة کتاب و اشاره به اینکه آیا نویسنده به هدف بیانشدة کتاب رسیده است یا نه. 2. یکی دو پاراگراف برای خلاصه کردن کتاب و در صورت امکان مرتبط کردن آن با سایر کتابهای حوزه. 3. یکی دو پاراگراف به بیان نیرومندیهای کتاب (اگر دارد) اختصاص یابد. 4. یکی دو پاراگراف به ضعفهای کتاب (اگر دارد) بپردازد. و 5. یکی دو پاراگراف نتیجهگیری باشد که ارزیابی شما از نیرومندیها و ضعفهای کتاب را نشان میدهد (عبدالسلام، 2018). فارغ از حجم پنج بخش یادشده وجودشان لازم به نظر میرسند. در هنگام نوشتن باید جزئیات مطالبِ واقعاً مهم پوشش داده شوند و همچنین تلاش شود که اهمیت کتاب دست کم از یک دیدگاه معاصر ارزیابی و تحلیل شود که ممکن است نقایص و نقاط قوت کتاب را آشکار کند.
در نظر اُریانباساروا[50] (2017) مرور نقادانة کتاب ممکن است مشتمل باشد بر: خلاصهای کوتاه اما گیرا از کتاب؛ ربط کلی اندیشههای کتاب با امروز؛ تحلیل کاملی از مفاهیم و اندیشههای اصلی نویسنده از جمله بحث دربارة اندیشهها و اطلاعات حمایت شدة نویسنده؛ و بحث از نیرومندیها و ضعفهای کتاب که میتواند مشتمل باشد بر محتوای کلی، سازماندهی، سبک و تا اندازهای کاربرد. بررسی اینکه آیا نویسنده به هدف بیانشدة کتاب دستیافته است یا نه نیز اهمیت دارد. اما همانطور که دیدیم راهبردها و دستورالعملهای فراگیری برای نوشتن مرور نقادانة کتاب وجود ندارد (اُریانباساروا، 2017). و سرانجام هارتلی[51] (2020) راهبرد نوشتن «مرور و نقد کتاب» را شامل سه بخش میداند: ابتدایی (جلب نظر خوانندگان، بیان اجمالی هدفها و قلمرو)؛ اصلی (توصیف اندیشههای محوری کتاب؛ بررسی استدلالهای مهم؛ بحث از نیرومندیها و ضعفهای کتاب؛ برجسته کردن یگانگی کتاب؛ اشاره به آوردة کتاب برای حوزة خودش)؛ و نتیجهگیری (تعادل میان دستاوردها و ضعفهای کتاب به منظور حمایت از ارزیابی نهاییاش). در نظر پنجاه و یک دانشمندْ مهمترین نکته در «مرور و نقد کتاب» عبارت است از بیان اجمالی و صریح محتوای کتاب. در مرحلة بعدیِ اهمیت اینها هستند: نقد استدلال کتاب؛ ارزیابی اعتبار علمی کتاب؛ مقایسة کتاب با سایر کتابهای حوزة خودش؛ سنجش مفید بودن کتاب برای مخاطبان موردنظرش؛ اطلاعات دربارة مخاطبان موردنظر؛ اطلاعات دربارة تعداد صفحات و قیمت. در مرحلة سوم اهمیت اینها هستند: بحث چشمگیر و نه کوتاه؛ تلاش برای گذاشتن کتاب در بافتار تاریخیاش؛ شناختهشده بودن نویسندة «مرور و نقد کتاب»؛ و گزارش فصل به فصل کتاب (هارتلی، 2020). در جدول شمارۀ 1 خلاصهای از دستورالعملهای پیشنهادی برای نگارش مقالۀ «مرور و نقد کتاب» را مشاهده میکنید.
جدول 1: خلاصهای از ساختارهای پیشنهادی برای نگارش مقالۀ «مرور و نقد کتاب»
|
نویسنده |
مؤلفههای پیشنهادی |
|
همت (1974) |
هدف کتاب؛ قلمرو کتاب؛ درونمایههای اصلی کتاب؛ نقایص اساسی کتاب؛ ارتباط کتاب با رخدادهای معاصر؛ اشاره به کتابهای مشابه |
|
آیکن (1978) |
هدف کتاب؛ خلاصۀ محتوای کتاب؛ درونمایۀ کتاب؛ کیفیت، درستی و شفافیت مطالب؛ سازماندهی، سبک و ویژگیهای فنی؛ ارتباط با کتابهای مشابه؛ میزان دستیابی کتاب به هدفها؛ مفید بودن برای مخاطب خاص |
|
اسکارنکچیا (2004) |
هدف کتاب؛ توصیف محتوای تخصصی؛ تحلیل و ارزیابی؛ جمعبندی |
|
دیویس و جاردین (2017) |
توصیف کتاب؛ توصیف مخاطبان کتاب؛ شرح ظاهر، قیمت و فصول کتاب؛ ارزیابی تصاویر، منابع و بهروز بودن؛ نحوۀ پرداختن به مطالب بحثبرانگیز در کتاب؛ مقایسه با آثار دیگر |
|
عبدالسلام (2018) |
هدف کتاب؛ معرفی نویسنده؛ توصیف محتوای تخصصی؛ نیرومندیهای کتاب؛ ضعفهای کتاب؛ ارتباط با کتابهای مشابه؛ میزان دستیابی کتاب به هدفها |
|
اُریانباساروا (2017) |
خلاصۀ کتاب؛ ربط کلی اندیشههای کتاب با امروز؛ تحلیل مفاهیم و اندیشههای اصلی نویسنده؛ نیرومندیهای کتاب؛ ضعفهای کتاب؛ میزان دستیابی کتاب به هدفها |
کتابی که بناست مرور شود باید به تازگی و ظرف 18 ماه اخیر منتشر شده باشد (اسکارنکچیا، 2004). این قاعدۀ زمانی مربوط به مرور کتابهای تازه منتشر شده است. اما دربارۀ مرور و نقد کتابهای کلاسیک و مهم علمی به این قاعده پایبند نیستیم. نگارش «مرور و نقد کتاب» باید تا میشود بلافاصله پس از تکمیل مطالعة کتاب باشد که هنوز برداشتهای شما از کتاب در ذهنتان تازهاند. ارزیابی کتاب باید تا میشود عینی باشد: در اظهارنظرها باید صادق و منصف بود. باید محترمانه بود؛ نقادی کرد نه نکوهش (هید ، 2017). هارتلی (2020) فرایند نوشتن «مرور و نقد کتاب» را به سه مرحله تقسیم میکند: 1) نوشتن یادداشتهای مقدماتی (نوشتن نکات و اندیشههای مهمی که هنگام خواندن کتاب به ذهن میآیند) 2) تألیف و مرتب کردن یادداشتهای مقدماتی در قالب پیشنویس مقدماتی و 3) چند بار مرتب کردن دوباره، ویرایش و اصلاح متن به منظور تولید نسخة نهایی مقاله. این مرحله مشتمل بر چندین بازنگری مقاله، مرتب کردن دوبارة متن و تغییر ترتیب استدلالها و سرانجام اصلاح واژهها و عبارتهای خاص است.
«مرور یا نقد کتاب» خلاصهای از کتاب نیست. بلکه کتاب را تحلیل و ارزیابی میکند. نقدْ کتاب را در پرتو مسائل خاص و علایق نظریِ بحثشدة درون رشته جای میدهد. برخی از متخصصان به جای پیشنهادِ فرایند یا بخشهای مقالۀ «مرور و نقد کتاب» پرسشهایی را مطرح میکنند که باید در این دست مقالهها گنجانده و پاسخ داده شوند. مثلاً به گفتۀ جانسن[52] (1995) پرسشهای مهم مقالة «مرور و نقد کتاب» از این قراراند: آیا کتاب اصیل است یا برگرفته از آثار دیگر؛ ارزشهای زیربنایی و جهانبینی نویسندگان چیستند؟ ادعای کتاب برآورده شده است؟ نویسندگان کتاب چه کسانی هستند و اعتبارشان به چیست؟ مخاطبان مورد نظر کیستند؟ آیا کتاب به راحتی خواندنی است (کیفیت و عرضة مطالب، ساختار، گرامر، منابع، نمایهها، و پیوستها)؟ کتاب چقدر دانشورانه و بهروز است؟ آیا آمار و ارقام و شکلهای کتاب دقیقاند؟ در مقایسه با کتابهای رقیب چگونه است؟ آیا کتاب ارزش قیمتش را دارد؟ و آیا این کتاب را توصیه میکنید؟ شابان[53] (2006) میگوید در عرضة واکنشهایتان به کتاب اینها را بیاورید: کتاب را توصیف کنید (آیا جذاب، بهیادماندنی، و سرگرمکننده است؟ چرا؟). آیا مطالب کتاب مناسب، دقیق و بهروزاند؟ عنوان کتاب چقدر هدفهای کتاب را برآورده میکند؟ روششناسی کتاب چقدر کارآمد است؟ به نظرهای نویسنده پاسخ دهید (با چه چیزی موافقید؟ چرا؟ با چه چیزی مخالفید؟ چرا؟). مسائل مطرحشدة کتاب را بررسی کنید. کتاب چه تأثیری بر رشتة خودش دارد؟ آیا مطالب کتاب مفید و مناسباند؟ اگر کتاب دیگری را دربارة آن موضوع میشناسید، میتوانید استدلالها و کیفیت کتابی که مرور و نقد میکنید را مقایسه کنید و بر مطالب ارزشمند و جدید کتاب تأکید کنید.
بریگز[54] و بار[55] (2017) برای حمایت از تحلیل و ارزیابی کتاب پرسشهای زیر را پیشنهاد دادهاند: 1) موضوع خاص کتاب چیست؟ 2) آیا نویسنده نظر آشکاری دارد؟ فرضهای نظری او چیستند؟ آیا آنها را آشکارا به بحث میگذارد؟ 3) آوردة کتاب در حوزهاش چیست؟ 4) اگر کتابْ درسی است، برای چه دورة درسی بهکار میرود؟ ساختار و مثالهای کتاب چقدر واضحاند؟ 5) آیا تصاویر کتاب مفیداند؟ اگر تصویری وجود ندارد، نباید تصاویری موجود میبود؟ 6) استدلالهای کتاب چگونهاند؟ آیا میشد از مطالب و مقدمات بهکاررفته در این استدلالها برای استدلالهای جایگزین استفاده کرد؟ 7) چه اظهارنظر سازندهای میتوانید دربارة نیرومندی و ضعف کتاب عرضه کنید؟ 8) کتاب چه مسائل و موضوعات نظری را برای بحث بیشتر مطرح میکند؟ 9) کتاب در مقایسه با سایر کتابهای این موضوع چگونه است؟ و 10) شما کتاب را به چه کسانی توصیه میکنید و چرا؟ برایسون[56] و هادسون[57] (2017) میگویند هنگام «مرور و نقد کتاب» باید به این ده پرسش توجه کرد: 1) ادعای اصلی کتاب چیست؟ 2) آیا کتاب آنچه در عنوان و مقدمهاش مدعی است را انجام میدهد؟ 3) آیا کتاب سهم ارزشمندی در حوزه یا رشتة مربوطه دارد؟ 4) آیا کتاب به بحث یا تحول کنونی حوزهاش مرتبط است؟ اگر آری، چگونه؟ 5) آیا اطلاعات کتاب درستاند؟ 6) آیا کتاب خوب نگاشته شده است؟ 7) در صورت استفاده از نقشهها و تصاویر، آیا مفید بودهاند؟ در صورت استفاده نکردن از نقشهها و تصاویر، آیا میشد از تصاویر و نقشهها استفاده کرد؟ 8) مخاطبان کتاب چه کسانیاند؟ 9) اگر مخاطبان کتاب دانشجویان مقطع کارشناسیاند، این کتاب مناسب چه درسها یا رشتههایی است؟ 10) کتاب در مقایسه با کتابهای دیگر حوزهاش چگونه است؟ به سایر کتب مهم اشارهای کنید (برایسون و هادسون، 2017). دیگران پرسشهای مشابهی را مطرح میکنند. مثل اینکه: آیا نکات خاص کتاب قانعکنندهاند یا نه (احمد، 2019).
کارکرد اصلی «مرور و نقد کتاب» اطلاعرسانی دربارة انتشار کتاب است (گرین[58] و اسپورنیک[59]، 1995). نویسندگانِ مقالة «مرور و نقد کتاب» این مسئولیت سنگین را میپذیرند که کتاب را کامل و منصفانه معرفی کنند و هدفهای نویسندۀ کتاب را با نتایج او مقایسه کنند. آنان مسئولیت دارند که انتقادهای نامنصفانه، نامرتبط، شخصی و بیپشتوانه نکنند و برحذر باشند تا اینطور نباشد که یک جنبة کتاب را برای تحسین یا ملامت برگزینند در حالیکه از باقی کتاب ذکری به میان نیاورند (کُرنبک[60]، 2013). گرچه برخی نویسندگان خبره بودن مرورکننده را لازم ندانستهاند (جورج[61] و ژارماژیکاری[62]، 2008) دیگران معتقداند شایسته است کتاب را کسی نقد و بررسی کند که در موضوع کتاب تخصص یا تجربه داشته باشد و در نتیجه بتواند مؤلفههای اضافی دیگری را به مقالة خود بیفزاید (اسکارنکچیا[63]، 2004). مرورکننده باید دانش حوزة موضوع را داشته باشد. به طور آرمانی مرورکنندة کتاب کسی است که خودش در حوزة کتاب مطلب منتشر کرده است و دربارة اعتبار او در انجام «مرور و نقد کتاب» تردیدی نیست. کورمن[64] و همکارانش (زیرچاپ)، با بررسی 263 «مرور و نقد کتاب»، نشان دادند که هم منتقدان حرفهای و هم منتقدان آماتور به نحوی از انحاء مرجعیت[65] خود را نشان میدهند. اما تجربۀ شخصی در مرور و نقدهای نویسندگان آماتور نمود بیشتری دارد که میتواند نشاندهندۀ روشی جدید برای برساختن مرجعیت باشد.
هدف از «مرور و نقد کتاب» معرفی یک کتاب اخیراً منتشرشده (ظرف دو سال اخیر) به خوانندگان بالقوه است. از حدود نیم قرن پیش تعداد کتابهای در دسترس به حد انفجار رسیده است. این میزان کتاب منتشرشده «مرور و نقد کتاب» را خدمت مهمی برای متخصصان، نویسندگان، ناشران و آحاد جامعه میکند. مثلاً کتابداران میتوانند برای سفارش دادن کتاب به آن مقالات تکیه کنند. گرچه میزان دقیق مفید بودن این مقالات روشن نیست، بسیاری از مدرسان آنها را میخوانند (اسپینک و دیگران، 1998؛ هارتلی، 2006) و هنگام توصیة کتابها آن مقالات را درنظر میگیرند (جانسن، 1995). نوشتن مرور نقادانة کتاب بخشی لازم از فرایند تحول دانشوری هر پژوهشگر نوپایی است. حاصل نوشتن مقالة «مرور و نقد کتابْ» سترگ است زیرا به پژوهشگر تازهکار کمک میکند تا مهارتهای نوشتن و اندیشیدن نقادانه را شدت و حدت بخشد و فرایند نوشتن و ویراستن کتاب را درک کند (اُریانباساروا، 2017).
انتشار مقاله و کتاب یکی از معدود شواهد محسوس از تفوق برای دانشگاهیان است و ابزار کارآمدی برای کسب شهرت و وجهه، ارتقاء برند شخصی و تسهیل جایگاه و ارتقاء دانشگاهی به شمار میرود. مقالههای «مرور و نقد کتاب»، و نه خود کتابها، موتورهای اصلی تغییر در تاریخ اندیشه قلمداد شدهاند. نوشتن چنین مقالههایی میتواند مهارتهای نوشتن را بهتر کند و راهبردهای مرور را پرورش دهد. مقالههای «مرور و نقد کتابِ» خوب میتوانند شهرت مرورکننده را به عنوان فردی خبره در حوزة خودش بیشتر کنند و به آگاهی و حضور برند شخصی و حرفهای او کمک کنند. اما مقالة «مرور و نقد کتاب» میتواند نقطه ضعف هم داشته باشد. مرورکننده، هنگام نوشتن مقاله، معمولاً متأثر از صلاحیتها، پسزمینه و تجربههای شخصیاش است که در گذر زمان تغییر میکنند. مرورکننده ممکن است موضعش را تغییر دهد و با گذشت زمان کتاب را طور دیگری ببیند اما مقالة «مرور و نقد کتاب» برای همیشه در دیدگان جهانیان خواهد ماند. یک مقالة مرور منفی میتواند همکاران را به دشمنان تبدیل کند و مرورکننده باید همیشه بکوشد از نوشتن چیزی که ممکن است احساس پشیمانی کند برحذر باشد (گرینگارتن[66] و فرناندز-کالینز[67]، 2014). فرشواتر[68] (2005) توصیه میکند که اگر کتابی را ناپذیرفتنی یا کاملاً نادرست یافتید بکوشید مرور و نقد را طوری بنویسید که نویسندة آن کتاب را تخریب نکند.
همانطور که برخی از نویسندگان اذعان کردهاند قوانین مطلقی دربارة روش نگارش «مرور و نقد کتاب» وجود ندارد و از اینرو دستورالعملهای پیشنهاد داده شدة آنان را نباید سختگیرانه تلقی کرد. یک «مرور و نقدِ» خوب باید خوانندگان را آگاه، سرگرم و گاهی تحریک کند. مرور کتاب نوعی نقد ادبی است که کتاب در آن بر پایة محتوا، سبک و ارزشمندی تحلیل میشود. بررسیها نشان میدهد که فراوانی مقالههای «مرور و نقد کتاب» در مجلههای بینالمللی در مقایسه با مجلههای ایرانی قابل مقایسه نیست. در اکثر مجلههای فارسیزبان مقالههایی از این نوع نخواهید یافت. شاید از همینرو است که برخی از نویسندگان ایرانی مقالههای «مرور و نقد کتاب»شان را در مجلههای بینالمللی منتشر میکنند. بررسی دهسالۀ مقالهها در پایگاه «وب آو ساینس» (از سال 2010 تا 2019) نشان داد حدود 3 درصد از تولیدات علمی جهان مربوط به این نوع مقالهها بوده است. ایالات متحده با 34 درصد از مجموع کل «مرور و نقد کتاب»های منتشرشده رتبۀ اول و ایران با 05/0 درصد از «مرور و نقد کتاب»های منتشرشده رتبۀ 47 را در جهان دارد. با این حال در بازۀ دهسالۀ یادشده درصد رشد این دست مقالهها (همچون رشد کل تولیدات علمی) نزد نویسندگان ایرانی بالاتر از متوسط رشد جهانی بود (حاجبده کهان و دیگران، 1402). ولی به طور کلی در کشورهای خاورمیانه، از جمله ایران، توجه چندانی به انتشار «مرور و نقد کتاب» نمیشود و جایگاه این کشورها در جهان مناسب نیست (خاصه و دیگران، زیرچاپ[69]).
کم بودن مقالههای «مرور و نقد کتاب» در مجلههای فارسیزبان میتواند چند علت احتمالی داشته باشد. یکی از این علتها اعتبار پایینتر مقالههای «مرور و نقد کتاب» نزد افراد و نیز در دستورالعملهای مختلف دانشگاهی (برای ارتقا، تبدیل وضعیت، پژوهانه و امثال آنها) است. علت دیگرْ بیمیلی سردبیران و هیئت تحریریة مجلههای فارسی به انتشار مقالههای «مرور و نقد کتاب» است. آنان اینگونۀ علمی را «پژوهش اصیل» قلمداد نمیکنند. ناآشنایی با روش «مرور و نقد کتاب» علت احتمالی دیگر است. توصیه میشود که مسئولان مجلههای فارسیزبان به اندازة اقران بینالمللیشان به مقالههای «مرور و نقد کتاب» توجه کنند. افزون بر این به تصمیمگیرندگان در عرصة انجام یا انتشار پژوهشهای دانشگاهی پیشنهاد میشود به «مرور و نقد کتاب» به منزلة یک نیروی پیشبرندة علمی توجه ویژه کنند. و به خوانندگان و دانشگاهیان توصیه میشود به ارزش «مرور و نقد کتاب» در آشنا کردن آنان با دنیای کتاب توجه کنند.
[1]. book review
[2]. Zinkhan
[3]. Clark
[4]. Ingram
[5]. Mills
[6]. Smith
[7]. Klaibanmai
[8]. essay
[9]. research article
[10]. West
[11]. Neumann
[12]. Platt
[13]. van Enk
[14]. Power
[15]. Krnic Martinic
[16]. Kindle
[17]. مثلاً کتاب «چگونه مرور کتاب بنویسیم؟ مرورنویسی برای مشاورة خوانندگان»، اثر برد هوپر با ترجمة علیرضا شفیعینسب را انتشارات ترجمان به جامعة ایرانی ارائه کرده است و تاکنون به چاپ چهارم رسیده است.
[18]. Hans Eysenck
[19]. Web of Science
[20]. Andersen
[21]. Spink
[22]. peers
[23]. Oinas
[24]. Leppälä
[25]. narrative review
[26]. Akhter
[27]. Lewis
[28]. Davies
[29]. Jardine
[30]. Heyd
[31]. Sorensen
[32]. Rasmussen
[33]. Snizek
[34]. Fuhrman
[35]. subgenre
[36]. Itakura
[37]. Tsui
[38]. Junqueira
[39]. Klaibanmai
[40]. Lewis
[41]. Shaban
[42]. Schmid
[43]. Lee
[44]. Hammett
[45]. Aiken
[46]. Conway
[47]. Guetterman
[48]. Davies
[49]. Jardine
[50]. Orynbassarova
[51]. Hartley
[52]. Johnson
[53]. Shaban
[54]. Briggs
[55]. Barr
[56]. Bryson
[57]. Hudson
[58]. Greene
[59]. Spornick
[60]. Kornbeck
[61]. George
[62]. Dharmadhikari
[63]. Scarnecchia
[64]. Koreman
[65]. authority
[66]. Gringarten
[67]. Fernández-Calienes
[68]. Freshwater
[69]. این مقاله تا لحظۀ نگارش این سطور هنوز منتشر نشده است اما در بخش «مقالات آمادۀ انتشار» در وبگاه مجلۀ مطالعات کتابداری و علم اطلاعات قرار داده شده است.
منابع