اشاره

سخن سردبیر

نویسنده
استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران

اشاره

انتشار این شماره دوفصلنامه توسعه علوم انسانی مقارن با دریافت درجه "علمی" از سوی شورای علمی فرهنگستان گردید که رخداد نیکوئی بشمار می ­آید و شایسته شکر است.

این موضوع بهانه­ای شد تا در مورد نقش سازمانها در توسعه علم نکاتی را خدمت مخاطبان نشریه عرض کنم.اصولا دیوانسالاری ها که مجریان قانون در آن مأوا گزیده­اند، زندگی امروز ما را در قید و بندهای خود اسیر کرده­اند و هر روز هم بر این قیود، الزامات تازه­ای می­افزایند و یک روز بخود می­ آئیم که تمامی حرکات و سکنات ما تحت شبانکاره­ای سازمانی از اراده ما خارج شده است. دیوانسالاری­های سلطه جو در آغاز با سیمائی معصوم و پاک اندیش به سراغ ما می­آیند و نوید کار آمدی و کارآئی در رفع نیازهای ما می­دهند و تضمین می­کنند که ما را نظام مند و در لوای قانون به اهدافمان برسانند. اما این سیمای دل انگیز و منظر خوش دیری نمی­پاید و همان گاهی که پایه­های این ساختار سازمانی مستقر و محکم شد، بتدریج چهره واقعی آن خود می­نمایاند و پدیدار می­شود.

بر هر عمل شما بندی از قانون می­نهند و هر رفتاری را تابع یک آئیننامه و دستورالعمل می­کنند و با بهانه فریبنده "نظم" بجائی می­رسد که امکان هرگونه تقلا و حرکتی غیر از آنچه در نظامنامه سازمانی آمده برای همگان غیر ممکن می­شود. این هیولای ساختاری توفیقات خود را به رخ فرادستان خود می­کشد و از آنها طلب منابع بیشتر می­کند و در صورتیکه در رسیدن به مقاصد خود ناتوان باشد، باز هم خواستار منابع بیشتر برای رفع کاستی­های خود می­شود و این بدان معناست که اگر سازمان دیوان سالار ساختید باید هر روز شاهد بزرگتر شدن آن باشید زیرا این خصلت ذاتی آنست. دیوانسالاری­ها چه به مصرف برسند یا نرسند بزرگ و بزرگ­تر می­شوند. این تفکر در حاکمیت که هر مشکلی را با ایجاد یک ساختار سازمانی می­توان حل کرد به گسترده­تر شدن دیوانسالاری­ها کمک می­کند و انعطاف پذیری­ها و نرمش­های لازمه تغییر و تحول را مشکل­تر می­سازد. دیوانسالاری در این شکل خود بجای ارائه دهندة خدمات عمومی، در خدمت کارگزاران و اهداف آنان قرار می­گیرد و نوعی حاکمیت مقامات اداری را تجسم می­بخشد. مقامات و پژوهشهای سرشماری در این زمینه هست که امکان ذکر آنها در این مختصر نمی­گنجد.

با این توصیف از سازمان­های اداری می­توان بسادگی پی­برد که این ساختارها برای توسعه علمی آفت­اند و وجودشان هیچگاه نمی­تواند توسعه علمی را تسهیل و ترغیب کند، بلکه دائماً با حربه قانون و دستاویز نظم بخشی تحرک و پرواز علم را غیر ممکن­تر و دشوارتر می­سازد. بدین دلیل است که اندیشمندان سازمان از ساختارهای منعطف، آزاد و بدون سلسله مراتب برای توسعه علمی و مدیریت بر دانشگران نام برده­اند و ثقل سازمان را نه در رأس آن بلکه در قاعده آن دیده­اند. هرم سازمانی دانش بنیان در قاعده هرم سازمانی است و دانشگاهها و پژوهشگاهها قدرتشان در سطوح پائینی است نه چون دیوان­سالاری­ها در قدرت قانونی متراکم شده در راس سازمان بنابراین وضع مقررات از سوی نهادهای اداری در زمینه­های تخصصی که منبع اصلی آن در مراکز علمی قرار دارد موجب ابتر ماندن تلاشهای علمی و کشانیدن این نهادها بسوی اداره شدن و تبعیت از اصول مقررات اداری خواهد شد که با روح علمی در تعارض بوده و به اهداف توسعه علمی یاری نمی­رساند. ایفای نقش والدینی و خلط وظیفه تسهیل گری با متولی گری، و نهادهای علمی را همانند ادارات تابعه فرض کردن خبطی تکین و اشتباهی بزرگ است که نه تنها به بسط علم و دانش کمک نمی­کند، بلکه راه رشد طبیعی و متعارف فضای علمی را مسدود و متوقف می­سازد. این ستادهای اداری باید بدانند که مأموریت اصلی آنها پشتیبانی و تهیه تدارکات و ایجاد امکانات و تسهیلات برای علم ورزان است، نه آنکه قواعد علمی را آنان به سبک و سیاق اداری تبیین کرده و برای اجرا به نهادهای علمی ابلاغ نمایند؛ و تا زمانی که این تفاهم در روابط فیمابینی حاصل نشود شاهد رکود تلاش­های علمی و در بند مقررات و قوانین ماندن دانشگران خواهیم بود. در میدان قانون مداری اداری، راه پیشرفت برای آنهائی که از شیوه­های تنظیم شده پیروی می­کنند باز است و آنهائی در زمینه­های علمی مرز شکنی می­کنند پشت دیوارهای مقررات از حرکت باز می مانند. سازمان های اداری مداری را بر اساس مقررات تدوین میکنند که فراتر از آن مدار حرکت کردن که لازمه نوآوری و خلاقیت علمیست ممنوع است و این قید و بند مقرراتی، پویایی را از علم برمیگیرد و امکان بالندگی علمی را محدود و مقید به قوانین اداری می کند.

در ارزیابی و ارزش­گذاری و تدوین و تصنیف آثار علمی نیز نهادهای علمی باید از استقلال کامل برخوردار باشند و این قبیل ارزیابی­ها بوسیله خود اهل علم که اهلیت و اشراف کاملتری نسبت به حوزه علمی دارند صورت پذیرد. اصولا ارزیابی گروه همکاران (peer group) از اعتبار و پذیرش بالاتری برخوردار است و بر کیفیت­ها تاکید و تمرکز بیشتری دارد. مقررات اداری با دیدی اثبات گرا دائما به دنبال تعاریف عملیاتی و کمی کردن سنجه­های علمی هستند که واقعا کمیت پذیر نیستند. عدد و رقم حامل محتوا نیست و اتکاء بر آن بنیادی متزلزل است که ارزیابی درستی از آن حاصل نمی­شود.  در میانه این پیچیدگی­ها مشکل زمانی مضاعف می­شود که تمرکز گرائی همچون اختاپوسی در همة سازمانها مداخله کرده و با قوانین یکسان و استاندارد و یکسان پنداشتن همة سازمانها، آنها را به تابعیت از این قوانین مجبور می­سازد. این نکته­ی بدیهی است که هر سازمانی با توجه به گستره فراخ جغرافیائی و تنوع فرهنگی در کشور و گوناگونی زیرساخت­ها و ظرفیت­ها، وضعیتی یگانه و خاص خود دارد و منطقی نیست که آنها را با ابزارهای تعیین شده از مرکز و از راه دور ساماندهی نمود.

باید به نهادهای علمی و توانمندی­هایشان اعتماد کرد و آزادی عمل لازم برای تقلای علمی را به آنها ارزانی داشت. از سوی دیگر مراکز علمی نیز باید ماهیت اصلی خود را بشناسند و در فضائی آزاد که لازمه رشد علم است به ماموریت و رسالت اصلی خود جامه عمل بپوشانند. شورای عالی انقلاب فرهنگی با عنایت به جایگاه علمی فرهنگستان­ها­ و ضرورت آزادی عمل آنها در حوزه مسائل علمی، امر ارزیابی و ارزش گذاری نشریات علمی را بر عهده خود آنان قرار داده است[1] که امری پسندیده و مقبول اهل علم می­باشد و انشاءالله دانشگاهها و مراکز علمی نیز خود عهده دار ارزیابی­های علمی گردند و از اینطریق و با رفع تمرکز گرائی اداری و کنار زدن سایه مقررات اداری، شاهد شکوفائی علمی بیشتر و درخشندگی فراگیرتر خورشید علم در کشورمان باشیم.

تا باد چنین بادا

سردبیر

 

[1]  مصوبه جلسه 267 مورخ 19/1/1393

دوره 2، شماره 4
علوم انسانی
دورۀ دوم، پاییز و زمستان 1400 ، شمارۀ چهارم
اسفند 1400
صفحه 1-3