نوع مقاله : مقاله پژوهشی
توسعه خدمت جدید (NSD) مالی از دیدگاه مدیریت بازاریابی
حسین جلیلیان[1]
تاریخ دریافت: 23/5/1401 تاریخ پذیرش: 30/6/1401
چکیده
یکی از حوزههای اصلی نوآوری در نهادهای مالی، «توسعۀ خدمت جدید» است که در حوزۀ دانش نظری و کاربردی مدیریت بازاریابی قرار دارد. از دیدگاه مدیریت بازاریابی، طراحی و عرضۀ خدمات جدید در سازمانها باید مطابق فرایند نظاممند توسعۀ خدمت جدید باشد تا عملکرد موفقی در بازار داشته باشند و منجر به توسعه بخش مالی اقتصاد شوند. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی برای توسعۀ موفقیتآمیز خدمات جدید در شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریها است که در بازار بورس تهران فعالیت میکنند. پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی بوده و با روش تحلیل مضمون (تِم) در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شده است. جامعۀ آماری پژوهش، مدیران شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریها هستند. اعضای نمونه به روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدهاند و تجربه مشارکت در توسعۀ خدمات و ابزارهای مالی جدید در شرکتهای مذکور را دارند. دادههای پژوهش با انجام مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته گردآوری شدند و سپس برای شناسایی الگوهای موجود در آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. خروجی نهایی تحلیل دادهها در قالب شبکه مضامین ترسیم شد که شامل 22 مضمون پایه و 4 مضمون سازماندهنده (الزامات، راهبردها، مراحل و نتایج) حول یک مضمون فراگیر (فرایند NSD مالی) است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که توسعۀ موفقیتآمیز خدمت جدید مالی «الزاماتی» مانند شناخت محیط فقهی و قانونی، هوشمندی رقابتی و تحقیقات بازار دارد و مدیران باید با اتخاذ «راهبردهایی» مانند بومیسازی خدمات و نوآوری در فناوریهای مالی، «مراحلی» نظیر خلق ایده، آزمایش بازاریابی و بازاریابی درونسازمانی را طی کنند تا «نتایجی» مانند افزایش درآمدها، ارتقای نام و نشان تجاری شرکت، گسترش شبکه مشتریان و توسعه بخش مالی اقتصاد را کسب کنند.
واژههای اصلی: مدیریت، بازاریابی، خدمات مالی، توسعه خدمت جدید
مقدمه و بیان مسئله
در سالهای اخیر، بازاریابی خدمات مالی به موضوعی جذاب برای محققان و فعالان حوزه بازاریابی در سراسر جهان تبدیل شده است و تحقیقات گستردهای در ارتباط با مباحث مربوط به بازاریابی خدمات مالی انجام گرفته است (استعلامی، 1390: 21). یکی از حوزههای بسیار مهم بازاریابی خدمات مالی، توسعه خدمت جدید (NSD)[2] است. محققان بر اهمیت نوآوری و خدمات جدید در حوزه مالی تأکید دارند و این نوآوریها را به عنوان موتور رشد اقتصادی قلمداد میکنند (لرنر و توفانو[3]، 2011). نوآوری مالی حلقۀ گمشدۀ بین توسعه مالی و رشد اقتصادی است. نوآوری مالی و توسعۀ مالی هر دو اثر قالب ملاحظهای بر رشد اقتصادی دارند (ملااحمداغلو و یاشار اکول[4]، 2019). ایدئولوژی توسعۀ اجتماعی- اقتصادی مدرن مبتنی بر عرضۀ گسترده خدمات مالی است و بررسی ادبیات موجود در این زمینه نشان میدهد که بخش بانکی و مالی در حمایت از رشد اقتصادی و بهتر شدن وضعیت فقر بسیار حائز اهمیت است (پراناتی، نایاک، پراسانس و گوپتا[5]، 2022). هدف نوآوری مالی، بهبود عملکرد بخش واقعی اقتصاد از طریق افزایش کارایی صنعت واسطهگری مالی است و شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریها اصلیترین واسطهگرهای مالی در بازار سرمایه هستند. از دهۀ 1960، کشورهای اسلامی بازنگری در صنعت خدمات مالی و استقرار نظامهای مالی مطابق با شرع را آغاز کردند. خدمات مالی اسلامی با استفاده از دو رویکرد متفاوت به وجود آمدهاند. در رویکرد اول، خدمات کلاسیک موجود که از نظر اسلامی اجمالاً قابل قبول هستند، شناسایی شده و سپس تغییرات و اصلاحات لازم روی آنها انجام میشود که کاملاً با اصول شرع مطابق شوند. در رویکرد دوم، با اعمال اصول متنوع شرعی از جمله مرابحه، استصناع، اجاره و غیره به نوآوری و ابداع ابزارها و خدمات جدید پرداخته میشود (صالحآبادی، 1385: 10). در کشورهای در حال توسعه به ویژه کشورهای اسلامی به جهت داشتن شرایط اقتصادی و فرهنگی خاص، خدمات و ابزارهای مالی جدید به صورت تقلیدی توسط محافل علمی ارائه میگردد و لذا چالشهایی را به همراه دارد (موسویان و تاجمیر ریاحی، 1397). تلاشهای نسبتاً کمی برای مطالعه این موضوع صورت گرفته است که شرکتهای خدمات مالی چگونه خدمات مالی را توسعه دهند و به نیازهای مشتریان مسلمان در نقاط مختلف جهان توجه کنند (چَدری و کریک[6]، 2004). برای اطمینان از موفقیت توسعه خدمات جدید، باید چندین موضوع شرعی در توسعه خدمات برای مشتریان مسلمان مد نظر قرار گیرد؛ زیرا استفاده از خدمات عمدتاً مبتنی بر گرایش فرهنگی و مذهبی مشتریان است (پیرس و استنتون[7]، 2000). بازارهای مالی و سرمایه کشورهای اسلامی از جمله ایران شرایط خاصی نظیر الزام قانونی و شرعی به مطابقت محصولات و ابزارهای مالی با شریعت و مشارکت کمیتههای فقهی بررسی محصولات و خدمات مالی دارد (مقیمی و کیماسی، 1390: 115). هر ابزار مالی موفق، افزون بر تطابق با آموزههای فقه اسلامی باید از منظر اقتصادی (معیارهای اقتصاد خرد و کلان)، مدیریت مالی (شناسایی و مدیریت ریسکهای مرتبط)، حقوقی (تطابق با قوانین بالادستی) و حسابداری قابل دفاع باشد (موسویان و تاجمیر ریاحی، 1397). «قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران» مصوب سال 1384 و «قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید در راستای تسهیل اجرای سیاستهای کلی اصل چهل و چهار قانون اساسی» مصوب سال 1388 از مهمترین اسناد بالادستی، قانونی و برنامهای در زمینه توسعه ابزارها و خدمات مالی جدید در بازار سرمایه کشور است.
رقابت فزاینده در بازارهای مالی، نیاز به نوآوری و ایدههای جدید و در عین حال ارائه محصولات و خدمات مطابق با تقاضاهای بازارهای مدرن را برای صنعت بانکداری و مالی اسلامی افزایش میدهد. بانکها و مؤسسات مالی اسلامی باید به طور مستمر عملکردشان را از طریق نوآوری در محصولات و فرایندها و بهبود کیفیت، ارتقاء دهند (السالم، 2009). این در حالی است که در مقایسه با بازارهای مالی متعارف جهان، هنوز کمبود محصولات و ابزارهای مالی در بازار سرمایه اسلامی وجود دارد (عصمت پاشا و میرآخور، 1391). بر این اساس، ضرورت دارد اساتید، مسئولان و متصدیان بازار سرمایه با ابداع و طراحی خدمات مالی جدید به غنای بازار سرمایه بیفزایند (موسویان، 1392، 36). با تصویب قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید در سال 1388، انتظار فعالان بازار سرمایه این بود که خدمات و ابزارهای مالی موفقی به بازار سرمایه کشور ارائه شود. اما علیرغم استقبال بازار از ابزارهایی نظیر صندوقهای سرمایهگذاری، اوراق سلف و اوراق اجاره، وضعیت موجود بیانگر نیاز به ایجاد تنوع در ابزارهای مالی است و بر شکست یا عدم موفقیت برخی محصولات ارائه شده به بازار مانند صندوقهای زمین و ساختمان، ادغام و تملیک و صندوقهای پروژه حکایت دارد. در ایران، نوآوری مالی در بازارهای پول و سرمایه در اغلب موارد برداشتی از الگوی طراحی ابزارهای نوین مالی صورت گرفته در 30 یا 40 سال اخیر در کشورهای توسعهیافته یا نوظهور بدون توجه به نیازهای واقعی اقتصادی کشور، شرکتها و بازارهای مالی بوده است. معدود ابزارهایی را میتوان احصا نمود که با رویکرد رفع نیازهای واقعی پا به عرصه بازارهای مالی نهاده باشند (بیات، طالبی و قدوسی، 1397).
عزیزی و امینیان صومعه کوچک (1390) در تحقیقی با عنوان «ارائه الگوی توسعه خدمات جدید در نظام بانکی با رویکرد نظریه دادهبنیاد» به بررسی موضوع در ادارات مرکزی بانکهای شهر تهران پرداختند و نتیجه تحقیق آنها نشان داد که فرایند توسعه خدمت جدید شامل 6 مرحله ایدهزایی، تهیه طرح توجیهی و برنامه کسب و کار، ارسال به بانک مرکزی و بررسی قانونی و اسلامی، برگشت به بانک و تهیه طرح پیشنهادی، ارسال به هئیت مدیره و در نهایت تصویب، ابلاغ و تجاریسازی است.
رضوانی، مبارکی و ایراننژاد پاریزی (1393) در تحقیقی با عنوان «بازاریابی حسی و توسعه خدمت جدید: مورد مطالعه بانک رسالت» به دنبال بررسی تأثیر بازاریابی حسی بر توسعه خدمات جدید در بانک قرضالحسنه رسالت بودند. یافتههای پژوهش آنها که به روش پیمایشی و پرسشنامه انجام شد، نشان داد که حواس پنجگانه در مرحلۀ عرضۀ خدمت جدید به بازار تأثیرگذار هستند. همچنین حس لامسه اثرگذاری بیشتر نسبت به سایر حواس دارد.
کریمی، طلوعی اشلقی، پیلهوری و رادفر (1398) در پژوهشی با عنوان «استخراج متغیرهای اساسی مؤثر بر طراحی محصولات و خدمات بانکی در محیط عدم قطعیت» با مرور ادبیات موضوع، 28 متغیر را شناسایی کرده و سپس با استفاده از فن دلفی فازی 20 متغیر را انتخاب و روابط بین آنها را بررسی کردند. یافتهها نشان داد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی، تحریمهای آمریکا و روابط با اتحادیه اروپا، فناوریهای مالی و کیفیت و امنیت خدمات بانکداری الکترونیکی بیشترین تأثیر را بر سایر متغیرها داشتند و آمادگی زیرساخت فناوری اطلاعات بانک، انعطاف بانک مرکزی در پذیرش قوانین حاکم بر فناوریهای جدید و منابع بانک بیشترین تأثیرپذیری را از سایر متغیرها داشتند.
دیواندری، اسفیدانی، فدایینژاد و جلیلیان (1399) در تحقیقی با عنوان «مدل توسعه محصولات مالی جدید در بازار سرمایه ایران» به دنبال کشف مقولههای مهم و تعیین روابط میان آنها جهت ارائه مدل توسعه محصولات جدید در نهادهای مالی و بورسهای بازار سرمایه بودند. یافتههای تحقیق تفصیلی آنها که با استفاده از استراتژی نظریه دادهبنیاد انجام شده است، نشان میدهد که مدیران و سیاستگذاران بازار سرمایه برای توسعه موفقیتآمیز محصولات و ابزارهای مالی جدید باید به همه مقولههای شرایط علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدهای توسعه محصول توجه کنند و با رویکرد بازارگرا و چندگانه، مراحل توسعه محصول جدید را طی کنند. این مراحل عبارتاند از: 1) ایدهیابی؛ 2) غربال و ارزیابی ایده، 3) پرورش و تکمیل ایده، 4) ارائه طرح پیشنهادی به سازمان بورس، 5) تصویب، تدوین و ابلاغ دستورالعمل توسط سازمان بورس، 6) آزمایش بازاریابی، 7) بازاریابی داخلی، 8) اقدامات پیش از عرضه، 9) عرضه به بازار و تجاریسازی و 10) اقدامات پس از عرضه.
معتمدیفرد، بیات ترک و حقیقت منفرد (1399) در تحقیقی با عنوان «شناسایی و بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت توسعه محصول جدید در حوزه فناوریهای مالی نظارتی: مطالعه موردی بانک تجارت» و با روش توصیفی پیمایشی، عوامل کلیدی مؤثر را با مرور ادبیات موضوع و اخذ نظر خبرگان بانکداری استخراج و تحلیل کردهاند. یافتههای تحقیق آنها نشان میدهد که 7 بعد مؤثر بر توسعه محصول جدید عبارتاند از: تعریف مسیر توسعه محصول جدید، مدیریت توسعه بازار محصول جدید، مدیریت طراحی و مهندسی محصول جدید، مدیریت فناوری و عوامل فنی محصول جدید، مدیریت مرزگستری محصول جدید، مدیریت راهبری توسعه محصول جدید، مدیریت ساختار سازمانی و فرایندها و روشها و عملکرد توسعه محصول جدید.
جاو، لو و لین (2010) در مقالهای با عنوان «تعیینکنندههای توسعۀ خدمت جدید» به پیمایش بر روی 500 شرکت خدماتی و 100 شرکت مالی در تایوان پرداختهاند و ویژگیهای خدمت، بازارگرایی و محقق کردن تلاشهای نوآوری را به عنوان سه عامل مؤثر بر عملکرد توسعۀ خدمت جدید شناسایی کردهاند. هدف تحقیق آنها بررسی این موضوع بود که چگونه ویژگیهای خدمت، بازارگرایی و تلاشهای نوآوری بر عملکرد خدمت جدید مؤثر هستند.
شهیدالاسلام و جهان (2012) در پژوهشی با عنوان «تحلیل محصولات مالی بازار سرمایه بنگلادش» به ارزیابی رشد و توسعه ابزارهای مالی موجود و ارائه رهنمودهایی برای توسعه ابزارهای مالی جدید در بازار سرمایه بنگلادش پرداختند. پژوهش آنها نشان داد که بازار مبتنی بر سهام عادی است و بازار اوراق قرضه دولتی بسیار کوچک است و باید ابزارها و خدمات مالی جدیدی برای کاهش وابستگی به سهم توسعه یابند. آنها ابزارهای مالی شامل انواع مختلف سهام ممتاز، اوراق قرضه، سواپ[8]، آپشن[9]، قرارداد آتی[10] و قرارداد سلف[11] را برای طراحی و توسعه پیشنهاد کردهاند.
نیبودک[12] (2013) در مقالهای با عنوان «ادغام مشتری در توسعه خدمات مالی جدید» نحوۀ ادغام و مشارکت مشتری در فرایند توسعه خدمت جدید را در بانکهای تجاری آلمان بررسی کرده است و مراحلی برای توسعه خدمت جدید ارائه کرده است. این مراحل در شکل 1 نشان داده شده است.
|
عرضه به بازار |
|
آزمایش و تأیید |
|
توسعه مفهوم |
|
تجزیه و تحلیل تفصیلی |
|
انتخاب ایده |
|
خلق ایده |
|
ابتکار |
|
تحکیم |
|
اجرا |
|
مراحل اولیه |
|
مراحل میانی |
|
مراحل پایانی |
شکل 1. فرایند توسعه خدمت مالی جدید (نیبودک، 2013)
شبانکاره و میگونپوری (2013) در پژوهشی با عنوان «مدل نظری جدید برای فرایند توسعۀ خدمت جدید در بانکهای دولتی ایران» مصاحبههای عمیقی را با خبرگان دانشگاهی در زمینه موضوع انجام دادند و به تجزیه و تحلیل دادههای کیفی حاصل از آن پرداختند. یافتههای آنها نشان میدهد که فرایند توسعۀ خدمت جدید در نظام بانکداری دولتی ایران شامل چهار مرحله اصلی است که عبارتاند از: توسعۀ مفهوم محصول و تجزیه و تحلیل آن، طراحی، آزمایش و عرضۀ خدمت به بازار.
آلام (2015) در پژوهشی با عنوان «توسعه خدمات جدید در بخش خدمات مالی تجاری هندوستان» به دنبال تدوین فرایند نظاممند توسعه خدمات مالی مبتنی بر شریعت برای مشتریان مسلمان در بازار بزرگ و نوظهور هندوستان بوده است. پژوهش وی به مطالعه موردی یک بانک چندملیتی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که باید یک فرایند ساختاریافتۀ توسعه خدمات جدید برای توسعه خدمات مالی مبتنی بر شریعت به کار گرفته شود. همچنین تعامل با مشتری در طول نوآوری و توسعه خدمت مالی حائز اهمیت است. مراحل فرایند توسعه خدمت جدید در مدل وی عبارتاند از: 1) برنامهریزی راهبردی، 2) ایدهیابی، 3) تحلیل کسب و کار، 4) تشکیل تیمهای میانوظیفهای، 5) طراحی خدمت و فرایند خدمت، 6) آموزش کارکنان، 7) آزمایش خدمت و اجرای آزمایشی آن، 8) آزمایش بازاریابی، 9) تجاریسازی.
ویدسانگو، نانی، ماکا و ویدسانگو[13] (2017) در پژوهشی توصیفی با عنوان «تجزیه و تحلیل اثر محدودیتهای نقدینگی بر توسعۀ محصول مالی جدید» که بر روی یکی از بانکهای آفریقای جنوبی انجام شده، نشان دادند که محدودیتهای نقدینگی مالی یکی از موانع اصلی نوآوری است و همچنین قوانین مالی معمولاً محدودیت دیگری برای ممانعت از نوآوریهای محصول در بانکهای تجاری هستند.
عایشه و عبدالقادر[14] (2021) در پژوهشی با عنوان «توسعه مالی در اقتصادهای نوظهور: فناوریهای مالی، ابزار جدید توسعه و آیندۀ مالی» به بررسی خدمات مالی در سنگاپور پرداختهاند. هدف پژوهش آنها، ارائه مدل موفق سنگاپور در اتخاذ فناوری مالی و جهش کیفی در توسعۀ بخش مالی از طریق بررسی آماری راهبردها و مشوقهای ارائه شده در این بخش است. نتیجۀ پژوهش آنها نشان داد که تقویت و توسعه صنعت مالی به ثبات مالی و توسعه اقتصادی سنگاپور کمک کرده است و فناوری مالی نقش مهمی در تسریع و تنوع بخشیدن به خدمات مالی و دسترسی به بخش زیادی از جامعه داشته است.
با بررسی پیشینه پژوهش مشخص میشود که پژوهش درباره نیازهای فزاینده مشتریان مسلمان به خدمات جدید به یک شکاف پژوهشی در توسعه خدمت جدید و ادبیات بانکداری و مالی منجر شده است (اَلام[15]، 2015). پژوهشهای انجام شده در خصوص توسعه خدمت جدید در بازار کشورهای اسلامی و ایران نیز اغلب در بخش بانکداری انجام شده (مانند عزیزی و امینیان، ؛1390؛ میگونپوری و شبانکاره، 2013؛ معتمدیفرد، بیات ترک و حقیقت منفرد، 1399) و پژوهشهای مربوط به طراحی ابزارهای جدید در بازار سرمایه کشورهای اسلامی و ایران غالباً بر طراحی فنی و شرعی ابزارها و خدمات متمرکز بوده و از رویکرد بازاریابی به توسعه خدمت جدید غفلت ورزیدهاند (دیواندری، اسفیدانی، فدایینژاد و جلیلیان، 1399). جدول 1 عنوان برخی از این پژوهشها را نشان میدهد.
جدول 1. نمونههایی از رویکرد فنی و شرعی در پژوهشهای توسعه خدمات جدید مالی در بازار سرمایه
|
منبع |
عنوان مقاله پژوهشی |
|
اسلامی بیدگلی و کاظمیان (1388) |
طراحی الگوی صندوق سرمایهگذاری ریسکپذیر با توجه به فقه امامیه |
|
معصومینیا و الهی (1391) |
امکانسنجی فقهی سوآپ کالا در بازارهای مالی ایران |
|
سروش و موسویان (1395) |
طراحی مدلهای مالی اوراق سفارش ساخت در بازار سرمایه ایران |
|
پورابراهیمی، ملیحی و یارمحمدی (1397) |
طراحی قراردادهای عرضه داراییهای معنوی در بازار سرمایه ایران مبتنی بر فقه امامیه |
|
موسویان، بتشکن و رحیمی الماسی (1398) |
طراحی و بررسی فقهی اوراق جعاله جهت تأمین مالی طرحهای زیرساختی حمل و نقل جادهای در ایران |
|
توحیدی و کریمی (1399) |
طراحی صکوک ترکیبی با هدف تأمین مالی و انتقال ریسک بر اساس موازین فقه امامیه |
این در حالی است که عوامل مرتبط با مدیریت بازاریابی مانند مشتریان، شبکه توزیع، فنون بازاریابی، نیازهای مشتریان، بخشبندی بازار و هدفگذاری درست مشتریان بر توسعه خدمات و نوآوریهای مالی اسلامی مؤثرند (بیات، طالبی و قدوسی، 1397). همچنین آزمایش خدمت جدید و فعالیتهای تبلیغاتی و پیشبردی (دیبرنتانی، 1993)، تحقیقات بازار و عرضۀ اثربخش خدمت جدید به بازار از طریق تبلیغات و ارتباطات بازاریابی (ادجت و پارکینسون[16]، 1994)، تحقیقات بازار و بازاریابی درونسازمانی (ایزینگوود و استوری[17]، 1995)، برنامهریزی بازاریابی و ویژگیهای بازار (نکرپ[18] ، 2009)، بازارگرایی (جاو، لو و لین[19]، 2010) و مشارکت مشتری (نیبودک[20] ، 2013؛ الام، 2015) از عوامل اصلی در توسعۀ موفقیتآمیز خدمت مالی جدید شناخته شدهاند. به طور کلی مشارکت مشتری (چانگ و تیلور[21]، 2016)، تمرکز بر مشتری، تحقیقات بازار و آزمایش محصول جدید توسط مشتری از عوامل و محرکهای اثربخشی و موفقیت محصول جدید هستند (کوپر[22]، 2019). بنابراین، ضرورت انجام این پژوهش، تعمیق نظری دانش در خصوص توسعه خدمت جدید در شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریهای فعال در بازار سرمایه ایران اسلامی از منظر مدیریت بازاریابی است و هدف آن، ارائه چارچوبی برای مدیریت و توسعۀ محصول جدید است تا با الگوگیری از آن بتوان ابزارها و خدمات مالی متنوع و موفقیتآمیزی برای شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریهای بورس توسعه داد و بازار مالی کشور را عمق و وسعت بخشید. به منظور بررسی زوایای مختلف موضوع، سؤال اصلی پژوهش بدین صورت مطرح شد که: توسعه خدمت جدید مالی در شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریها چگونه است؟
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای کیفی بوده و بر مبنای روش تحلیل مضمون (تِم) انجام شده است. «مضمون» بیانگر اطلاعات مهمی در خصوص دادهها و سؤالهای پژوهش است و معنی و مفهوم الگوی موجود در مجموعهای از دادهها را نشان میدهد. تحلیل مضمون روشی برای شناخت، تحلیل و گزارش الگوهای موجود در دادههای کیفی است و دادههای پراکنده و متنوع را به دادههایی غنی و تفصیلی تبدیل میکند. تحلیل مضمون به دلیل استخراج متن و الگوسازی معنایی، اهداف پارادایمهای تفسیری و تأویلی را برآورده میسازد (خنیفر و مسلمی، 1400: 52). جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان توسعۀ خدمت جدید در زمینه ابزارهای تأمین مالی و مدیریت دارایی و سرمایهگذاری در شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریها هستند که دفتر مرکزی همه آنها در شهر تهران قرار دارد. اعضای نمونه به روش گلوله برفی و از بین مدیران و کارشناسانی که تجربه مشارکت در توسعۀ یک خدمت مالی جدید را داشتند، انتخاب شدند. سؤالهای مصاحبه در قالب پروتکل مصاحبه تدوین شد و در اختیار مصاحبهشوندهها قرار گرفت. سؤالهای پژوهش ماهیت کلان و اکتشافی داشتند و پژوهشگر در حین مصاحبهها سؤالهای خرد و توصیفی نیز برای بررسی زوایای مختلف موضوع مطرح میساخت. فرایند گردآوری دادهها به صورت مصاحبههای نیمهعمیق انجام شد و پس از انجام مصاحبه دوازدهم، کفایت نظری دادهها حاصل شد. 8 نفر از مصاحبهشوندهها در شرکتهای تأمین سرمایه و 4 نفر در شرکتهای کارگزاری شاغل بودند. پس از مصاحبه، فرایند پیادهسازی متن مصاحبهها و تجزیه و تحلیل رفت و برگشتی و مداوم دادهها برای استخراج و کدگذاری دادهها انجام شد. دادهها به کمک نرمافزار تحلیل دادههای کیفی Nvivo12 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی و مبتنی بر داده (و نه یک چارچوب نظری مشخص و قبلی) انجام شد تا الگوهای موجود در دادهها آزادانه خود را نمایان سازند. به دلیل ماهیت تفسیری تحلیل مضمون باید به اعتمادپذیری آن بیشتر توجه شود. این امر مستلزم بهکارگیری کدگذاران مستقل (عابدی جعفری و همکاران، 1390) و راهبردهای ممیزی پژوهش مانند حسیاست پژوهشگر، متناسب بودن نمونه و گردآوری و تحلیل همزمان دادهها (دانایی فرد و مظفری، 1387) است. در این پژوهش به منظور تأمین قابلیت اعتماد از روشهای مختلفی استفاده شده است: 1) تطابق همگونی[23]: کدگذاری مستقل متن برخی مصاحبهها توسط پژوهشگر و یکی از مصاحبهشوندگان خبره دانشگاهی- اجرایی عضو نمونه برای تطابق نتایج؛ 2) دریافت بازخور از پاسخدهندگان: ارسال کدهای استخراج شده از متن مصاحبه سه نفر از مصاحبهشوندگان و دریافت بازخور تأییدی آنها مبنی بر تناسب کدها با نظرات و تجارب آنها؛ 3) متناسب بودن نمونه: بررسی همهجانبۀ موضوع با گردآوری دادهها از مصاحبهشوندگان تا رسیدن به کفایت نظری در مصاحبه دوازدهم؛ 4) گردآوری و تحلیل همزمان دادهها: پس از انجام هر مصاحبه و قبل از انجام مصاحبه بعدی، دادههای آن مورد تجزیه و تحلیل و کدگذاری قرار گرفت. حسیاست نظری و انسجام روششناختی نیز در همه مراحل مورد نظر پژوهشگر بوده است.
یافتههای پژوهش
در فرایند تحلیل، پس از مطالعه و نامگذاری هر بخش از متن، دادهها کدگذاری شدند و 178 کد شناسایی شد. سپس کدهای شناسایی شدهای که انسجام و شباهت معنایی داشتند با هم ترکیب شدند و 22 مضمون پایه تشکیل شد. در این مرحله، مضامین پایه چندین بار بازبینی و پالایش شد تا کمترین همپوشانی را با یکدیگر داشته و با متن مصاحبهها، مطابقت داشته باشند. در گام بعد، مضامین پایهای که از لحاظ معنایی و زمینهای انسجام داشتند، ذیل 4 مضمون سازماندهنده تنظیم شدند و در نهایت مضامین سازماندهنده نیز حول یک مضمون فراگیر (فرایند NSD مالی) تشکیل شده و شبکۀ مضامین ترسیم شد. شبکه مضامین روش مناسبی در تحلیل مضمون است که توسط آتراید-استیرلینگ[24] توسعه داده شده است. آنچه شبکه مضامین عرضه میکند نقشهای شبیه تارنما به مثابه اصل سازماندهنده و روش نمایش است. شبکه مضامین بر اساس روندی مشخص، مضامین پایه، مضامین سازماندهنده و مضامین فراگیر را نظاممند میکند و سپس این مضامین به صورت نقشههای شبیه تارنما، ترسیم میشوند و مضامین برجسته هر یک از این سه سطح همراه با روابط میان آنها نشان داده میشوند (عابدی جعفری و همکاران، 1390). شکل 2 شبکۀ مضامین توسعۀ خدمت جدید مالی بر مبنای تحلیل دادههای پژوهش را نشان میدهد. مقولۀ محوری این الگو، فرایند NSD مالی است که با چهار مضمون سازماندهنده و مضامین متعدد پایه احاطه شده است.
|
فرایند NSD مالی |
|
الزامات |
|
راهبردها |
|
مراحل |
|
نتایج |
|
رهبری قوی مدیران ارشد |
|
نیازسنجی و تحقیقات بازار |
|
رقیب گرایی و هوشمندی رقابتی
|
|
فرهنگ پیشرو و مشتری مدار
|
|
شناخت محیط قانونی و فقهی |
|
بومی سازی خدمات |
|
متنوع سازی سبد خدمات |
|
مشارکت دادن مشتریان
|
|
اصلاح و بهسازی خدمت
|
|
تطبیق ابزارهای موجود
|
|
نوآوری در فناوری های مالی
|
|
ایده یابی و ارائه طرح
|
|
غربال های چندگانه
|
|
آزمایش بازاریابی
|
|
تبلیغات و مشتری یابی
|
|
بازاریابی درون سازمانی |
|
عرضه به بازار و تجاری سازی
|
|
درآمدزایی و خلق ثروت
|
|
ارتقای نام و نشان تجاری
|
|
افزایش جذابیت بورس
|
|
توسعه بازارها و مشتریان
|
|
توسعه بخش مالی اقتصاد
|
شکل 2. الگوی توسعۀ خدمت جدید مالی از دیدگاه بازاریابی
در ادامه، الگوی استخراج شده و مضامین سازماندهنده و مضامین پایۀ زیرمجموعۀ هر یک تشریح میشود.
الزامات: منظور از الزامات، وجود شرایط یا پیشنیازهایی در سازمان است که بستر توسعۀ موفقیتآمیز خدمت جدید را فراهم میکنند. یکی از مهمترین الزامات، فرهنگ پیشرو و مشتریمدار در سازمان است. یکی از مصاحبهشوندگان در این خصوص میگوید: «در قلب فعالیتهای تأمین سرمایه باید مشتریمداری وجود داشته باشد. الان نیازها و سلائق مشتریان بسیار متفاوت شده و باید خدمات ما متناسب با نیازهای مشتریان، اختصاصی و سفارشی شود». مصاحبهشوندۀ دیگری میگوید: «مهمتر از همه، فرهنگ سازمان است که آیا دارای فرهنگ پیشرو و مشتریمدار و بازارگرا است یا خیر». یکی از الزامات اساسی دیگر، رقیبگرایی و هوشمندی رقابتی است. مشارکتکنندگان در این خصوص بیان میدارند که: «به محض اینکه یک رقیب شرکت شروع به توسعه خدمت جدیدی میکند، اقدام به توسعه محصول در شرکت ما نیز شروع میشود»؛ «خدمات و ابزارهای جدید باعث میشوند که در شرایط رکود بازار سرمایه، سرمایهها از این بازار به سمت بازارهای سوداگرانۀ سکه و ارز نرود. اگر ابزارهای مبتنی بر کالا مثل مسکن، سکه و ارز طراحی کنیم رفتارهای سوداگرانه وجود نخواهد داشت». الزام مهم دیگر، رهبری قوی مدیران ارشد سازمان است. مصاحبهشوندگان میگویند: «اولین و مهمترین نکته در توسعۀ خدمت جدید در داخل شرکت، حمایت مدیریت ارشد است. نوآوری در تأمین سرمایه به دلیل حمایت اولین مدیرعامل شرکت بود که باعث شناخته شدن شرکت به عنوان یک شرکت نوآور شد»؛ «اگر مدیرعامل پیشینۀ تجربی در زمینۀ توسعه خدمت و ابزار مالی داشته باشد، قطعاً شرکت به سمت توسعه خدمات مالی جدید خواهد رفت»؛ «گاهی رفتن مدیران ارشد از سازمانی به سازمان دیگر، زمینهساز توسعه خدمت جدید [در آن سازمان] است». دیگری میگوید: «ما به مدیری نیاز داریم که نقش رهبری فرایند توسعۀ خدمت جدید را به خوبی انجام دهد». الزام اساسی دیگر، نیازسنجی و تحقیقات بازار است. از گفتههای مصاحبهشوندگان این است که: «ما باید خدمات جدید را بر مبنای نیاز و شناخت بازار عرضه کنیم. در واقع مبنای توسعه خدمت جدید، تحقیقات بازار است»؛ «فرایند توسعه خدمت جدید نیازمند گامهای مختلف و دشوار است. ما با برقراری ارتباط با مشتریان، نیازسنجی انجام میدهیم»؛ «دو کار برای اطمینان از موفقیت محصولات جدید میتوان انجام داد. یکی تحقیقات بازار توسط واحد بازاریابی برای شناخت بازار و بررسی مدل کسب و کار آن ابزار جدید، و دیگری تحلیل و بررسی شبکه مشتریان شرکت». الزام نهایی شناسایی شده، «شناخت محیط قانونی و فقهی» توسعه خدمت جدید مالی است. مصاحبهشوندگان میگویند: «علاوه بر شناخت مشتری، نیاز به شناخت فضای قانونی و حقوقی خدمات جدید و نیز حضور کارشناسان حقوقی داریم»؛ «خدمت جدید باید با قوانین و اسناد بالادستی و ملاحظات فقهی سازمان مطابقت داشته باشد»؛ «جذب کارشناسان خبره مالی اسلامی برای موفقیت توسعه خدمت جدید نیاز است. در دانشگاه امام صادق (ع) در زمینۀ عقود و ابزارهای مالی اسلامی کار زیادی کردهاند».
راهبردها: راهبردها عبارتاند از جهتگیریهای اصلی برای هدایت فرایند توسعۀ خدمت جدید. یکی از اصلیترین راهبردها، «بومیسازی خدمات» است. مصاحبهشوندهای بیان میکند که: «در بازار سرمایه ایران، بیشتر دنبال بومیسازی ابزارهای مالی بازارهای سرمایه کشورهای دیگر هستیم». دیگری میگوید: «سعی میکنیم مشتقات بازارهای مالی جهان را با شرایط بازار مالی کشورمان انطباق دهیم و این همان کاری است که کشورهایی مانند هند و چین انجام دادند و توانستند نتیجه بگیرند» و «بسیاری از خدمات و ابزارها از بازارهای مالی جهان شناسایی شده و با بازار داخلی تطبیق داده شده است.». راهبرد مهم دیگر، «متنوعسازی سبد خدمات» است. مصاحبهشوندهای میگوید: «ما میخواهیم یک سوپرمارکت مالی از خدمات متنوع برای بازارهای هدف و مشتریان باشیم». خبره دیگری میگوید: «یکی از دلایل توسعۀ صندوق طلا، تکمیل ابزارهای مدیریت دارایی در تأمین سرمایه بود. ما تأمین سرمایه را به عنوان یک هولدینگ مالی که خدمات کامل و متنوعی ارائه میدهد، در نظر میگیریم». راهبرد اساسی دیگر، «مشارکت دادن مشتریان» در فرایند توسعه خدمت جدید است. یکی از مشارکتکنندگان در پژوهش میگوید: «با وجود اینکه نظرات و مشارکت مشتری در توسعۀ خدمت جدید حیاتی است اما مشتریان در توسعۀ خدمت جدید در سازمان ما حضور و مشارکت خاصی ندارند». مشارکتکننده دیگری بیان میکند که: «مشتری یا شرکت متقاضی تأمین مالی باید از ابتدای فرایند توسعه خدمت جدید وارد فرایند شود. تعامل بین تأمین سرمایه، مشتری و سازمان بورس برقرار میشود». راهبرد دیگر، «اصلاح و بهسازی خدمات موجود» است. یکی از مصاحبهشوندگان عنوان میکند: «معمولاً ابزارهای موجود بازنگری شده و با رویکرد جدید به عنوان خدمت جدید عرضه میشوند. زمانی که بدانیم خدمات جدید کارایی ندارند، به بازنگری آنها میپردازیم». دیگری میگوید: «بهترین رویکرد توسعه خدمت برای بازار سرمایه ایران، بهبود خدمات فعلی است» و دیگری بیان میکند که: «برخی از خدمات جدیدی که شکست خوردهاند، نتوانستهاند بستر مناسب برای عرضه را فراهم کنند و میتوان با اصلاح و جایگاهسازی مجدد، آنها را در زمانی دیگر به صورت موفق عرضه کرد». راهبرد دیگر، «تطبیق ابزارهای موجود» با نیازهای مشتریان جدید است. مصاحبهشوندهای میگوید: «صندوق امین یکم فردا، خدمت پیچیدهای نبود و تلفیقی از دو خدمت موجود در بازار سرمایه بود». دیگری میگوید: «برخی ابزارهای ارائه شده به بازار با اعمال یک سری تغییرات کوچک به نیاز بخش بزرگی از بازار پاسخ میدهند. یکی از جدیدترین ابزارهایی که داشتیم، اوراق فروش تبعی است. تشخیص نیاز بازار و تغییرات کوچکی در رویههای اجرای این ابزار، تبدیل به یک ابزار تأمین مالی شده که شاید نظیر آن در دنیا هم وجود نداشته باشد». راهبرد نهایی «نوآوری در حوزه فناوریهای مالی[25]» است. یکی از مشارکتکنندگان میگوید: «ضریب نفوذ اینترنت در ایران با کشورهایی مانند هند و چین برابر است اما میزان تأمین مالی الکترونیک ما با این کشورها اصلاً قابل مقایسه نیست. بنابراین باید به فکر نوآوری در فناوریهای مالی باشیم». دیگری بیان میدارد که: «یکی از مشکلاتی که ما برای راهاندازی ابزارهای جدید داریم، بحث سختافزاری و سامانه معاملاتی است. این در حالی است که باید به سمت فناوریهای مالی هم حرکت کنیم».
مراحل: مراحل عبارتاند از گامهای متوالی و نظاممندی که باید از ایدهیابی تا عرضۀ خدمت جدید به بازار طی شوند. مراحلی که برای توسعۀ خدمت جدید در شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریها باید طی شوند به ترتیب عبارتاند از: 1) ایدهیابی و ارائه طرح. در این زمینه مشارکتکنندگان میگویند: «بخشی از ایدههای خدمات جدید ترکیبی از ایدههای متداول است. مثلاً بخشی از ایده از بازارهای مالی مکزیک، بخشی از بازارهای مالی بازارهای اسلامی، بخشی از بازارهای مالی ایران و بخشی نیز از ایدههای خوب همکاران بدست میآید»؛ «برخی ایدههای خدمت جدید در داخل سازمان شکل میگیرند، ایده اوراق جعاله در حوزه حمل و نقل از یک پایاننامه دکتری گرفته شد. برخی ایدهها هم از مشتریان گرفته میشود» و «ایدهیابی خدمت یا ابزار جدید در شرکت غالباً بر اساس تحقیقات و گزارشهای واحد تحقیق و توسعه است که بر اساس بررسی بازارهای مالی جهان است و به نظر میرسد برای بازار سرمایه ایران نیز مناسب باشند»؛ 2) غربالهای چندگانه شامل ارزیابیهای فنی، فقهی، اجرایی و پتانسیل بازار. مصاحبهشوندگان میگویند: «بعد از بررسی ایده خدمت، وضعیت آن خدمت جدید در بازارهای مالی جهان بررسی خواهد شد»؛ «ایده از نظر ریسک و بازده، ارزشآفرینی و بررسی نیاز بازار ارزیابی میشود»؛ «بعد از بررسی اولیه و تأیید مدیران شرکت، درخواست برای کمیته فقهی سازمان بورس یا کمیتههای مرتبط دیگر ارسال خواهد شد»؛ «هنگام غربال اولیه ایده، بررسی میکنیم که با توجه به هزینهها و بازدهی، آیا بانی و سرمایهگذار از این خدمت جدید استقبال میکنند یا نه». 3) آزمایش بازاریابی. به گفتۀ یکی از مصاحبهشوندگان: «آزمایش بازاریابی خدمت جدید قبل از عرضه لازم است که البته اجرای آن با محدودیتهایی همراه است». دیگری میگوید: «آزمایش قبل از عرضۀ خدمات جدید به این صورت است که معمولاً محصولات جدید را به عموم عرضه میکنیم ولی یک سری محدودیتهایی در مرحلۀ راهاندازی اعمال میکنیم. مثلاً برای قراردادهای اختیار معامله، در فاز اول ما اجازۀ فروش را به همۀ افراد نداده بودیم. ابتدا فقط اختیار خرید و بعد از دو سه ماه، اختیار فروش آن را نیز تعریف کردیم». مصاحبهشوندۀ دیگری بیان میکند که: «بهتر است قبل از عرضه یک خدمت جدید، در مقیاس محدود آزمایش شود تا از ضرر و هزینههای هنگفت جلوگیری شود». 4) تبلیغات و مشترییابی. یکی از خبرگان شرکتکننده در پژوهش میگوید: «حلقۀ گمشدۀ بازار مالی ما، بحث تبلیغات است. تبلیغات در بازار سرمایه جا نیفتاده و مهم است که مشتریان، خدمات و ابزارهای مالی جدید را بشناسند». دیگری میگوید: «ما میدانیم که خدمات جدید مشتری بالقوه دارند اما چون نمیتوانیم این خدمات را معرفی و تبلیغ کنیم، مشتریان از آنها اطلاع ندارند». 5) بازاریابی درونسازمانی[26]: یکی از خبرگان میگوید: «نیاز به بازاریابی درونسازمانی است تا بستر لازم برای عرضه و فروش خدمت جدید در داخل سازمان فراهم شود؛ یعنی باید کارکنان را آموزش داده و در آنها انگیزۀ فروش و کمک به موفقیت خدمت جدید را ایجاد کرد». و 6) عرضه به بازار و تجاریسازی. خدمت جدید باید در زمان و شرایط مناسب به بازار عرضه شود. مصاحبهشوندهای میگوید: «زمان عرضۀ محصول به بازار بسیار مهم است. برای مثال، ما خدمت جدیدی داشتیم که در زمان نامناسب به بازار عرضه شد و شکست خورد اما شرکت دیگری همان خدمت را در زمان دیگری به بازار عرضه کرد و خیلی هم موفق شد».
نتایج: منظور از نتایج، دستاوردهای توسعۀ خدمت جدید برای شرکت و ذینفعان آن است. طبق یافتههای پژوهش، نتایج توسعۀ خدمت جدید موفق عبارتاند از: 1) درآمدزایی و خلق ثروت برای شرکت و سهامداران. در این خصوص یکی از مشارکتکنندگان در مصاحبه خود میگوید: «دستاورد اولیه مورد انتظار ما از توسعه خدمت جدید، کسب سود و منافع مالی است». دیگری میگوید: «نتیجه مورد انتظار ما از توسعه خدمات جدید، اول حداکثر کردن ثروت سهامداران است. نتیجه دیگر، کسب منفعت قابل قبول برای همه ذینفعان است». 2) ارتقای نام و نشان تجاری و اعتبار شرکت. در این زمینه، مصاحبهشوندهای میگوید: «یکی از نتایج و دستاوردهایی که مورد انتظار ما هست، ارتقای نام و نشان تجاری شرکت و کسب جایگاه نوآوری در بازار است». دیگری بیان میکند که: «ما در تأمین سرمایه، بازار رهن ثانویه را راه انداختیم و این همیشه برای ما یک افتخار است». 3) افزایش جذابیت بورس برای مشتریان تأمین مالی و سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی. طبق گفتۀ یکی از مشارکتکنندگان: «توسعه ابزارها و خدمات جدید به جذاب شدن بورس و پذیرش شرکتهای جدید در بورس کمک خواهد کرد». 4) توسعه بازارها و مشتریان شرکت. مصاحبهشوندهای میگوید: «ما شعب زیادی در شهرهای مختلف ایجاد کردیم و وقتی زمزمه فروش سهام عدالت مطرح شد به این فکر کردیم که در صورت عرضه این محصول جدید، از این شبکه گسترده شعب استفاده کنیم». به گفتۀ مصاحبهشونده دیگر: «نتیجه دیگر، کسب سهم بازار بیشتر است. با توسعه خدمات جدید میخواهیم به بازارهایی که تاکنون وارد نشدهایم وارد شویم». 5)توسعۀ بخش مالی اقتصاد کشور به موازات بخش حقیقی اقتصاد. مصاحبهشوندهای میگوید: «بازار سرمایه کشور در حال حاضر عمق زیادی ندارد و هر چه توسعه خدمات جدید در بازار سرمایه بیشتر شود، اقتصاد کلی کشور را توسعه خواهد شد». دیگری میگوید: «بورسها یک نهاد ملی و ویترین اقتصاد هستند و توسعه خدمات و ابزارهای جدید در آنها در راستای گسترش بازارهای مالی است».
نتیجهگیری
بازار مالی هر کشور عمدتاً متشکل از بازار پول و بازار سرمایه است. در بازار پول، بانکها نهاد اصلی محسوب میشوند اما در بازار سرمایه، شرکتهای تأمین سرمایه و کارگزاریهای فعال در بورس از اصلیترین نهادها هستند. تقریباً همه پژوهشهایی که در خصوص توسعۀ خدمت جدید در حوزه مالی ایران به عنوان یک بازار مالی اسلامی انجام شدهاند، مربوط به بانکها و بخش بانکداری هستند. همانطور که از بررسی پیشینه پژوهش و جدول 1 مشخص است، پژوهشهای مربوط به خدمات و ابزارهای مالی جدید در بازار سرمایه نیز به طراحی فنی و شرعی خدمات پرداختهاند و متغیرهای بازاریابی در این پژوهشها مورد شناسایی و کاوش قرار نگرفتهاند. این پژوهش با رویکرد مدیریت بازاریابی به توسعۀ خدمت جدید مالی انجام شده است و الگویی ارائه کرده است که ضمن توسعۀ دانش نظری در این زمینه، میتواند راهنمای عمل مدیران بازار سرمایه در طراحی و عرضۀ موفقیتآمیز خدمات مالی جدید در حوزۀ تأمین مالی، مدیریت دارایی و سرمایهگذاری و خدمات مشاوره مالی قرار گیرد. یافتههای تحقیق در خصوص «خلق ایده» به عنوان مرحلهای از فرایند توسعۀ خدمت جدید با یافتههای عزیزی و امینیان (1390)، دیواندری، اسفیدانی، فدایینژاد و جلیلیان (1399)، نیبودک (2013) و آلام (2015)، مرحله «آزمایش بازاریابی» با یافتههای آلام (2015) و دیواندری، اسفیدانی، فدایینژاد و جلیلیان (1399) و «مرحله عرضه به بازار یا تجاریسازی» خدمت جدید با یافتههای عزیزی و امینیان (1390)، نیبودک (2013)، شبانکاره و میگونپوری (2013) و آلام (2015) مطابقت دارد. همچنین راهبرد «مشارکت مشتری» با یافتۀ پژوهش چانگ و تیلور (2016) مطابقت دارد. برخی یافتههای خاص پژوهش که در الگوی استخراج شده آمده است، عبارتاند از: «شناخت محیط فقهی و قانونی» به عنوان یکی از الزامات؛ «بومیسازی خدمات» و «تطبیق ابزارهای موجود» در بازار مالی کشورهای دیگر با بازار سرمایه ایران که نشاندهندۀ تأکید مشارکتکنندگان پژوهش بر راهبردهای تقلیدی و تدافعی در توسعه خدمت جدید است؛ «نوآوری در فناوریهای مالی» به عنوان یک راهبرد مهم؛ و توجه به «آزمایش بازاریابی»، «تبلیغات و مشترییابی» و «بازاریابی درونسازمانی» به عنوان مراحل مهم در توسعه خدمت جدید مالی در بازار سرمایه. بازاریابی درونسازمانی با یافتۀ ایزینگوود و استوری (1995) و آزمایش بازاریابی با یافتۀ کوپر (2019) تناسب دارد. این پژوهش محدودیتهای بالقوۀ پژوهشهای کیفی از جمله کوچک بودن حجم نمونه و کیفی بودن دادهها را با خود دارد که سعی پژوهشگر بر این بوده است که به کمک راهبردهای مختلف، اعتمادپذیری آن در سطح بالایی تأمین شود. پیشنهاد میشود پژوهشگران بعدی به مطالعۀ موردی و بررسی طولی یک خدمت جدید مالی از ابتدا تا انتهای زمان و فرایند توسعۀ آن بپردازند. در این پژوهش به دلیل زمانبر بودن فرایند توسعه خدمت جدید در بازار سرمایه که گاه تا چندین سال به طول میانجامد، امکان آن برای پژوهشگر میسر نبود.
منابع
اسلامی بیدگلی، غلامرضا، کاظمیان، مهدی (1384). طراحی الگوی صندوق سرمایهگذاری ریسکپذیر با توجه به فقه امامیه. فصلنامه تحقیقات مالی، 7 (2)، 3-26. https://dorl.net/dor/20.1001.1.10248153.1384.7.2.1.0
استعلامی، هومن (1390). بازاریابی خدمات مالی، غلامعباس افشار و علی سلیمانی بشلی (مترجمان)، تهران: انتشارات سیمای شرق.
بیات، میثم، طالبی، محمد، قدوسی، حامد (1397). بررسی علل عدم پذیرش و نشر نوآوری مالی در ابزارهای مالی اسلامی در بازار سرمایه ایران. دوفصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات مالی اسلامی، 7 (2)، 277-308.
https://dx.doi.org/10.30497/ifr.2018.2237
پورابراهیمی، محمدرضا، ملیحی، سیدمحمدحسن، یارمحمدی، رضا (1397)، طراحی قراردادهای عرضه داراییهای معنوی در بازار سرمایه ایران مبتنی بر فقه امامیه، دوفصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات مالی اسلامی، 7 (2)، 247-276. https://dx.doi.org/10.30497/ifr.2018.2236
توحیدی، محمد، کریمی، میثم (1399). طراحی صکوک ترکیبی با هدف تأمین مالی و انتقال ریسک بر اساس موازین فقه امامیه. فصلنامه تحقیقات مالی اسلامی. 9 (2): 671-694. https://dx.doi.org/10.30497/ifr.2020.2757
خنیفر، حسین؛ مسلمی، ناهید (1400). اصول و مبانی روشهای تحقیق کیفی (جلد اول). تهران: انتشارات نگاه دانش.
داناییفرد، حسن، مظفری، زینب (1387). ارتقاء روایی و پایایی در پژوهشهای کیفی مدیریتی: تأملی بر استراتژیهای ممیزی پژوهشی، نشریه پژوهشهای مدیریت در ایران، 1 (1)، 131-162. https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=181905
رضوانی، مهران، مبارکی، محمدحسن، ایراننژاد پاریزی، الهام (1393). بازاریابی حسی و توسعه خدمت جدید (مورد مطالعه: بانک رسالت)، فصلنامه چشمانداز مدیریت بازرگانی، 13 (18): 107-122. https://jbmp.sbu.ac.ir/article_95468.html
سروش، ابوذر، موسویان، سیدعباس (1395)، طراحی مدلهای مالی اوراق سفارش ساخت در بازار سرمایه ایران، تحقیقات مالی، 18 (4)، 633-652. https://dx.doi.org/10.22059/jfr.2017.62583
سلطانینژاد، مهدی؛ فتحی هفشجانی، کیامرث؛ هاشمزاده خوراسگانی، غلامرضا؛ علیرضائی، ابوتراب (1400). الگویی برای فرایند طراحی و توسعه خدمات با رویکرد رقابتپذیری در صنعت بانکداری ایران. فصلنامه مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند، 9 (36)، 71-113. https://dx.doi.org/10.22054/ims.2021.55911.1832
صالحآبادی، علی (1385). بازارهای مالی اسلامی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).
عابدی جعفری، حسن، تسلیمی، محمدسعید، فقیهی، ابوالحسن و شیخزاده، محمد (1390). تحلیل مضمون و شبکه مضامین: روشی ساده و کارآمد برای تبیین الگوهای موجود در دادههای کیفی. فصلنامه اندیشه مدیریت راهبردی، 5 (2)، 151-198. https://dx.doi.org/10.30497/smt.2011.163
کریمی، محمد، طلوعی اشلقی، عباس، پیلهوری، نازنین، رادفر، رضا (1398). استخراج متغیرهای اساسی مؤثر بر طراحی محصولات و خدمات بانکی در محیط عدم قطعیت، فصلنامه علوم مدیریت ایران، 14 (54)، 55-74. http://journal.iams.ir/article_309.html
معتمدیفرد، سروش، بیات ترک، امیر، حقیقت منفرد، جلال (1399). شناسایی و بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت توسعه محصول جدید در حوزه فناوریهای مالی نظارتی (مطالعه موردی بانک تجارت). فصلنامه مدیریت کسب و کار، 12 (47)، 420-454. https://dorl.net/dor/20.1001.1.22520104.1399.12.47.20.9
معصومینیا، علی، الهی، مهدی (1391). امکانسنجی فقهی استفاده از سوآپ کالا در بازارهای مالی ایران، فصلنامه علمی پژوهشی اقتصاد اسلامی، 11 (44)، 105- 128. http://eghtesad.iict.ac.ir/article_16799.html
موسویان، سیدعباس؛ بتشکن، محمدهاشم؛ رحیمی الماسی، فرشته (1398). طراحی و بررسی فقهی اوراق جعاله جهت تأمین مالی طرحهای زیرساختی حمل و نقل جادهای در ایران، فصلنامه تحقیقات مالی اسلامی، 8 (2)، 307-338. https://dx.doi.org/10.30497/ifr.2019.2270
موسویان، سیدعباس؛ تاجمیر ریاحی، حامد (1397). روش تحقیق جامع طراحی ابزارهای مالی اسلامی، فصلنامه علمی- پژوهشی اقتصاد اسلامی، 18 (69)، 17-51. http://eghtesad.iict.ac.ir/article_31425.html
Aicha, Larabi, Ablolkader, Nassour (2021). Financial development in emerging countries: fintech, the new wave of development and the financial future (Singapore as a model). Journal of Research in Finance and Accounting, 2 (2), 557-575. https://doi.org/10.7176/RJFA
Alam, Ian. & Perry, Chad. (2002). A customer-oriented new service development process. Journal of Services Marketing, 16 (6), 515-534. https://doi.org/10.1108/08876040210443391
Al-Salem, Fuad. H. (2009). Islamic Financial Product Innovation. International Journal of Islamic and Middle Eastern Finance and Management, 2 (3), 187-200.https://DOI10.1108/17538390910986326
Attride-Stirling, Jennifer. (2001). Thematic Networks: An Analytic Tool for Qualitative Research, Qualitative Research, 1 (3), 385-405 https://doi.org/10.1177%2F146879410100100307
Chang, Woojung, Taylor, Steven, A. (2016). The Effectiveness of Customer Participation in New Product Development: A Meta-Analysis, Journal of Marketing, 80 (1), 47-64. https://doi.org/10.1509%2Fjm.14.0057
Chaudhry, Shiv, & Crick, Dave. (2004). Attempts to more effectively target ethnic minority customers: the case of HSBC and its South Asian business unit in the UK, Journal of Strategic Change, 13 (1), 37-49. https://doi.org/10.1002/jsc.698
Cooper, Robert, G. (2019). The Drivers of Success in New Product Development, Journal od Industrial Marketing Management, 76, 36-47.https://doi.org/10.1016/j.indmarman.2018.07.005
De Brentani, Ulrike, & Cooper Robert .G. (1992). Developing successful new financial services for business, Industrial Marketing Management, 21, 231-241. https://doi.org/10.1016/0019-8501(92)90020-T
Easingwood, Christopher. Storey, Christopher. (1995). The impact of the new product development project on the success of financial services, Logistics Information Management, 18 (4), 35 – 40. https://doi.org/10.1108/09576059510091896
Edgett, Scott, Parkinson, Steven (1994). The Development of New Financial Services: Identifying Determinants of Success and Failure. International Journal of Service Industry Management, 5 (4), 24-38; ProQuest Central. https://doi.org/10.1108/09564239410068689
Kiong Kok, Seng, Giorgioni, Gianluigi, & Laws, Jason. (2014). Derivative products and innovation in Islamic finance. International Journal of Islamic and Middle Eastern Finance and Management. 7 (3), 242- 257. https://doi.org/10.1108/IMEFM-07-2013-0084
Lerner, Josh. Tufano, Peter (2009). The Consequences of Financial Innovation: A Counterfactual Research Agenda. Harvard Business School and NBER working paper. Rev. 12/30/2009. http://www.nber.org/papers/w16780
Mollaahmetoğlu, Ebubekir, Yaşar Akçal, Burçay (2019). The Missing-Link between Financial Development and Economic, 3rd World Conference on Technology, Innovation and Entrepreneurship (WOCTINE), Published by Elsevier B.V. https://doi.org/10.1016/j.procs.2019.09.105
Nekrep, Mojca. (2009). Succsess Factors in New Financial Services Development, Our Economy (Nase Gospodarstvo), 55 (5-6), 30-39. https://www.proquest.com/openview/45c852804f6f2b915a70ccb378c59235/1?pq-origsite=gscholar&cbl=28719
Niebudek, Marcus. (2013). Customer Integration into New Financial Services Development, The XXIV ISPIM Conference – Innovating in Global Markets: Challenges for Sustainable Growth in Helsinki, Finland on 16-19 June 2013. The publication is available to ISPIM members at www.ispim.org
Pires, Guilherme. and Stanton, John (2000). Marketing services to ethnic consumers in culturally diverse markets: issues and implicat ions, Journal of Services Marketing. 14 (7), 607-618. https://doi.org/10.1108/08876040010352772
Pranathi, D, Nayak, Trilochan, Prasanth, V. Sai, Gupta, Kirti (2022). Role of Financial Services in Economic Development: A Quantitative Investigation, Journal of Positive School Psychology, 6 (5), 5865 – 5873. https://journalppw.com/index.php/jpsp/article/view/7912
Shabankareh, Nasrollah, Meigounpoory, Mohammad Reza (2013). New theoretical model of New Service Development process in Iranian Governmental Banks, International Journal of Academic Research in Business and Social Sciences, 3 (8), Https://DOI:10.6007/IJARBSS/v3-i8/137
Wadesango, N., Nani, L., Mhaka, C., Wadesango, V.O. (2017). An analysis of the impact of liquidity constraints on new financial product development: case of ZB bank. Risk governance & control: financial markets & institutions, 7(3), 65-76. http://dx.doi.org/10.22495/rgcv7i3p7
[1] دکتری مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران
[2]- New Service Development
[4]- Mollaahmetoğlu and Yaşar Akçalı
[5]- Pranathi, Nayak, Prasanth & Gupta
[6]- Chadhry and Crick
[7]- Piers and Stanton
[13]- Wadesango, Nani, Mhaka and Wadesango
[14]- Aicha and Abdolkader
[15]- Alam
[16]- Edgett and Parkinson
[17]- Easingwood & Storey
[18]- Nekrep
[19]-Jaw, Lo & Lin
[20]- Niebudek
[21]- Chang and Taylor
[22]- Cooper
[23]- Triangulation
[24]- Attride-Stirling
[25]- Fintech
[26]- Internal Marketing